کارشناس حوزه مسکن مطرح کرد:

فرو رفتن مسکن در رکودی بی سابقه/ وقتی دهک های پایین نادیده گرفته می شوند!

دولت باید بپذیرد که حتی در اقتصادهای لیبرال هم دولت ها در مسأله مسکن ورود می کنند، دولت در بازارمسکن دخالت می کند نه فقط به عنوان یک تنظیم گر بلکه به عنوان یک بازیگر فعال دخالت دارد و این در اقتصادهای لیبرالی هم پذیرفته شده است.

فرو رفتن مسکن در رکودی بی سابقه/ وقتی دهک های پایین نادیده گرفته می شوند!

گیلان خبر: ماجرای تأسف بر انگیز تصادف قطار در هفت خوان رستم بار دیگر بی کفایتی مسئولان وزارت راه و شهرسازی را نشان داد در این میان مدیر رجا استعفا داد اما واقعیت چیز دیگری است که با نگاهی به عملکرد این وزارت در چهار سال اخیر به خوبی به آن پی خواهیم برد. اینکه چرا وزارت راه و شهرسازی در دولت یازدهم عملکرد مناسبی نداشته است، پاسخ های متفاوتی از وعده های توخالی تا وزیر اشتباهی را به ذهن ها متبادر می کند.

 

با این وجود سال گذشته آخوندی به سبب همین عملکرد نامناسب در حوزه مسئولیت های خود در مجلس استیضاح شد اما توانست با دادن وعده هایی جدید که آن هم اندر خم حرف تا تحقق سردرگم مانده در مقام خود ابقا شود. این در حالی است که وعده هایی که وزیر در طول عمر دولت یازدهم برای اجرا داده است از اتمام مسکن مهر تا تلاش برای تثبیت اجاره بها و کمک به کاهش رکود در حوزه مسکن و نوسازی بافت های فرسوده و مالیات بر دلالی ها هنوز محقق نشده و این در حالی است که چند ماهی بیشتر تا پایان دولت یازدهم نمانده است.

برای بررسی بیشتر وعده های بر زمین مانده وزیر و نقد عملکرد وزارت راه و شهرسازی با محمد مالکی کارشناس برنامه ریزی شهری و منطقه ای همچنین کارشناس در حوزه مسکن به گفتگو نشسته ایم. این مصاحبه را پیش رو دارید.

 طبق وعده های وزیر راه و شهرسازی از سال 92 تاکنون مؤلفه‌های اساسی طرح مسکن اجتماعی که قرار بود جایگزین طرح مسکن مهر شود توسط کارگروه های متخصص در حال بررسی  بوده تا در اولین فرصت از این طرح رونمایی شود، به نظر شما زمان رونمایی این طرح کی فرا خواهد رسید؟ آیا این طرح جامعی است که اگر هست چرا برای رونمایی اینقدر با مشکل مواجه است؟ چرا وعده های وزارت راه و شهرسازی در این خصوص هنوز محقق نشده است؟

در خصوص مسکن اجتماعی باید گفت که در واقع از سال ۹۲ دقیقا همین جمله ای که فرمودید در گزارش راه و شهرسازی تکرار می شود یعنی آذرماه ۹۲ آن گزارش عملکرد ۱۰۰ روزه ای که وزارت راه و شهرسازی اعلام کرد ، عنوان شد که مولفه های اساسی طرح مسکن  اجتماعی توسط کارگروه های متخصص در حال بررسی است تا در اولین فرصت از این طرح رونمایی شود، یعنی دقیقا دو سه ماه اول روی کار آمدن این دولت بود.

الان هم می بینید که بعد از اینکه چندین سال گذشته است و به پایان دولت یازدهم می رسیم باز هم همین مسأله متأسفانه وجود دارد و همین جمله تکرار می شود و دولت حالا اعلام کرده وزارت راه و شهرسازی که اول ما مسکن مهر را به نتیجه می رسانیم، پرونده اش تمام که شد بعد مسکن اجتماعی را شروع می کنیم هر چند که در ابتدای امر این را نگفته بودند و قرار بود که در اسرع وقت شروع شود، اما در عمل نه مسکن مهر به پایان رسیده و نه خبری از شروع مسکن اجتماعی است! و عمر دولت هم رو به پایان است حالا چرایی و چگونگی آن را هم باید از خود مسؤلین دولتی جویا شد و مطالبه کرد.

 

با این حال باید بگویم که مسکن اجتماعی مسائل خاص خود را دارد، مسکن اجتماعی در دنیا مبتنی بر اجاره نشینی است یعنی ما واحدهای مسکونی را آماده کنیم به صورت اجاره اما با شرایط خیلی مناسب تر از اجاره بازار آزاد در اختیار یکسری افراد خاص قرار دهیم.

مسکن اجتماعی چندین سال پیش در اروپا تجربه شد و در همان برهه هم شکست خورد و در واقع منسوخ شد چون که هزینه های نگهداری این واحدها به دولت تحمیل می کند چرا که  آن افراد هیچوقت احساس حقوقیت و احساس اینکه آن محله، محله ی خودشان و آن خانه، خانه خودشان است را ندارند؛ در نتیجه مشارکت فعالی در بهبود آن واحد یا محله نخواهند داشت.

 

اگر این به صورت تجمعی مثلا به صورت شهرک هایی انجام شود که کل آن شهرک و محله می تواند یک محله بی هویت شود و در شهر اصلا یک جورایی به عنوان یک محله مسأله دار، به عنوان یک محله ای که بی بضاعت ها آنجا زندگی می کنند شناخته شود و این یک جو منفی دارد که دنیا تجربه هایش را دارد که به خاطر همین مسأله یک بافت هایی را در اروپا تخریب کردند که در گذشته مسکن اجتماعی بوده است.

ببینید در کشورهای اروپایی که این تجربه شد در واقع قیمت زمین و مسکن طوری است که شما با چهار پنج سال پس انداز هزینه اجاره خودتان به اضافه یک وام مسکنی که دریافت کنید، می توانید یک واحد مسکونی را از بازار آزاد خریداری کنید؛ به همین خاطر دولت آن ها می گوید من چهار پنج سال مسکن اجتماعی به صورت خیلی ارزان می دهم، شما این هزینه ای را که می خواستید به عنوان اجاره بدهید را پس انداز کنید بعد هم یک وام به شما می دهم تا  از بازار آزاد یک مسکن خریداری کنید و مشکل مسکنتان حل می شود، این دوره 4 تا 5 ساله  را دولت پوشش می دهد.

اما بررسی این مسئله در ایران نشان می دهد که این دوره حدود بیست سال است، یعنی شما اگر بخواهید هزینه اجاره مسکنتان را پس انداز کنید تا وقتی که به اندازه نصف واحد مسکونی پس انداز داشته باشید و بتوانید یک وام بگیرید که وارد بازار آزاد شوید باید بیست سال هزینه اجاره مسکن را پس انداز کنید.

پس دولت یا باید بیست سال مسکن اجتماعی در اختیار خانواده ها قرار دهد که عملا برایش مقدور نیست یا اینکه بعد از 4 تا 5 سال مسکن اجتماعی را از طرف بگیرد و وی دوباره سقوط کند به همان شرایط اسفناکی که قبل از این داشته است و منجر به توانمندسازیش نخواهد شد.

این مجموعه نقص هایی است که به مسکن اجتماعی وارد است، هر چند که در این مقطع به نظر من باید از دولت خواست که همان چیزی را که خودش اعتقاد دارد را حداقل اجرا کند، فارغ از این نقدهایی که وجود دارد دولت حتی همان چیزی را هم که گفت و نقص های زیادی هم به آن وارد بود را اجرایی نکرد و نه به آن چیزی که منتقدین قائل بودند توجه کرد و نه حتی چیزی را که خودش قائل بود را تونست اجرایی کند. 

 یکی دیگر از وعده های وزارت راه و شهرسازی کمک به نوسازی و بهسازی بافت های فرسوده در کلانشهرها و شهرهای کشور بوده است، عملکرد این دولت را در این زمینه چطور ارزیابی می کنید؟ 

دولت باید بپذیرد که حتی در اقتصادهای لیبرال هم دولت ها در مسأله مسکن ورود می کنند، دولت در بازارمسکن دخالت می کند نه فقط به عنوان یک تنظیم گر بلکه به عنوان یک بازیگر فعال دخالت دارد و این در اقتصادهای لیبرالی هم پذیرفته شده است.

اما متأسفانه دولت و وزارت راه و شهرسازی در مقطع فعلی، این را نمی پذیرد و می گوید که بازار مسکن باید از طریق مکانیزم های بازار آزاد به شرایط مطلوب برسد و تا وقتی هم که دولت این را نپذیرد و نخواهد دخالت کند و بخواهد پای خودش را از بخش مسکن بیرون بکشد و هزینه نکند و به فکر نباشد که منابعی را تأمین کند مسأله حل نخواهد شد یعنی مسأله  اصلی در همه این مواردی که مطرح می شود این است که دولت نمی پذیرد.

حالا در بحث بافت فرسوده هم باز همین است شما ببینید باز در همان گزارش وزارت راه و شهرسازی و قبل و بعدش در واقع اعلام شد که دولت سالانه ۳۰۰ هزار تسهیلات نوسازی بافت فرسوده با سقف ۵۰ میلیون تومان تصویب کرده که پرداخت کند.

اما در عمل ما می بینیم در سال ۹۲ فقط ۸ هزار فقره، سال ۹۳هم ۲۹ هزار فقره و سال ۹۴ هم تا جایی که اطلاع دارم زیر ۳۰ هزار فقره تشکیل پرونده و پرداخت شد در حالیکه در سالهای قبل تسهیلات بافت فرسوده بالای ۶۰ هزار پرونده بود. اما دولت هم تقصیر را گردن بانک ها می اندازد و می گوید که ما به بانک ها ابلاغ کردیم اما بانک ها همکاری نمی کنند.

دلیل اینکه همکاری نمی کنند هم این است که قبلا جلسات بین بانک ها و وزارت راه و شهرسازی به صورت منظم برگزار می شد و دولت برای پرداخت این یارانه سود تسهیلات به بانک ها ضمانت می داد و وزارت راه و شهرسازی اینقدر پیگیری می کرد که این ضمانت دولت را اخذ کند.

اما در دوره فعلی (در زمان وزارت دکتر آخوندی) این جلسات کلا کنسل شد و معلوم است تسهیلاتی که یارانه سود دارد و دولت هم تضمینی برای پرداخت آن یارانه سود به بانک ها ندهد بانک ها هم هیچوقت زیر بار پرداخت این تسهیلات نمی روند و کار زمین می ماند.

 

 وزارت راه و شهرسازی نسبت به افزایش تعداد تسهیلات بافت فرسوده وعده های بسیاری داده بود که همانطور که عرض کردید از تصویب پرداخت سالانه 300 هزار فقره تسهیلات نوسازی بافت فرسوده تا  افزایش 1.5 برابری تعداد تسهیلات مصوب را شامل می شد، کمی بیشتر در خصوص عدم تحقق این وعده توضیح می دهید؟  

 

بحث این است که در واقع دولت باید منابع این یارانه سود تسهیلات را تأمین کند و به بانک ها تضمین دهد. این هم نیست که دولت منابع نداشته باشد، الان بازپرداخت اقساط مسکن مهر ماهانه حدود ۳۰۰ میلیارد تومان به بانک مسکن است؛ بانک مسکن هم از بانک مرکزی تنفس گرفته است یعنی این مبلغ را فعلا به بانک مرکزی عودت نمی دهد، اما در عمل این ماهانه ۳۰۰ میلیارد تومان می آید صرف طرح هایی می شود که طرح های کم اولویت تر و تورم زا هستند مثل وام خرید، وام خرید مسکنی که ماهانه یک یا دو میلیون تومان اقساط آن باشد و قطعا هم قشر محروم نمی توانند از این وام ها استفاده کنند

یعنی منابعی که توسط دهک های پایین دارد پرداخت می شود (کسانی که مسکن مهر را تحویل گرفتند) می آید در اختیار دهک های بالاتر قرار می گیرد در حالی که در همه دنیا این برعکس است و منابع را از ثروتمند می گیرند و می دهند به فقیر ولی ما داریم از فقیر می گیریم و به ثروتمند می دهیم و بعد برای کارهای اساسی مثل بافت فرسوده ادعا می کنیم که منابع موجود نیست، دولت این منابع در اختیارش است و اگر به درستی استفاده کند می تواند همه این نیازهای امثال بافت فرسوده یا مسکن محرومین را پوشش دهد.

 اهمیت نوسازی بافت های فرسوده چقدر است که دولت نسبت به آن وعده داده است؟ حال  کاهش 70 درصدی در پرداخت تسهیلات نوسازی بافت فرسوده چطور توجیح می شود؟

خب این مشخص است، خود گزارش هایی که وزارت راه و شهرسازی منتشر می کند این را بیان می کند که ۱۰ میلیون نفر الان در کشور در بافت فرسوده زندگی می کنند و ۱۰ میلیون نفر هم در سکونت گاههای غیررسمی در حال زندگی هستند و مجموعا حدود ۲۰ میلیون نفر می شود.

خب قطعا جواب دادن به مسأله اینها این نیست که در واقع بگوییم چه کسی گفته که این افراد  بروند و در حاشیه شهر زندگی کنند؟ خوب نروند یا اینکه کی گفته در بافت فرسوده زندگی کنند؟ این افراد هم اکثرا از دهک های پایین جامعه هستند. دکتر آخوندی هم ابتدای اینکه بر سر کار آمد و در دوره جدید وزارت را تحویل گرفت وعده های خیلی خوبی را در این زمینه داد و عنوان می کرد به جای اینکه ما برویم در حاشیه شهرها و بیابان ها خانه بسازیم باید بیاییم همین بافت فرسوده را نوسازی کنیم که زیرساخت هایش هم وجود دارد و نیازی نیست که میلیاردها تومان خرج بهبود زیرساخت های آن بافت ها کنیم که باید جمعیت پذیزی داشته باشد.

اما بنا به همین بحث هایی که خدمتتان عرض کردم دولت و در واقع باید گقت مدیریت دکتر آخوندی نتوانست این وعده ها را محقق کند و در واقع آن روندهایی که قبلا وجود داشت برای تأمین مسکن متوقف شد و روندهای جدیدی هم که در برنامه ها اعلام کرده بودند که می خواهیم جایگزین آن برنامه های قبلی کنیم آن ها هم هیچوقت عملی نشد و می بینید که بخش ساخت و ساز و مسکن در  این رکود بی سابقه فرو رفته است.


منبع: عصرامروز

کد مطلب: 21063

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر