تازیانه‌های زندگی بر جسم نحیف "امیرحسین"

ماه از زندگی امیرحسین بیشتر نمی‌گذرد که طعم دیالیز را می‌چشد تا بتواند زنده بماند و رنج تازیانه‌های زندگی بر جسم نحیف امیرحسین خواب را از چشمان مادر گرفته است.

تازیانه‌های زندگی بر جسم نحیف "امیرحسین"

گیلان خبر: مادر که باشی از آنچه داری برای فرزندانت دریغ نمی‌کنی، مادر که باشی بزرگ شدن فرزندت را به انتظار می نشینی تا اولین کلمه "مامان" و "بابا" را از زبانش بشنوی و مادر که باشی شبانه روز در انتظاری که اولین قدم‌های کودکانه فرزندت را بشمری.

آری مادر که باشی دعاهای شبانه و ربنای سبز دستانت تنها خوشبختی فرزندات را می‌طلبد و اما چه تلخ می‌شود وقتی بدانی فرزندت به واسطه رنج، درد و یا زخمی خواب ندارد و آن موقع است که بدنت به لرزه می‌افتد وقتی بدانی پسربچه‌ات از درد به خود می‌پیچد و تو تنها می‌توانی با یک دست نوازشش کنی و با دست دیگر اشک چشم بزدایی.

7 بار دیالیز در یک روز

این روزها حکایت "امیرحسین" حکایت کودکانی است که شب و روز مادرش دست نیاز به سمت خدا برمی‌آورد تا فرزند 25  ماهه‌اش شفا یابد. 

مادری که آنچه داشته و نداشته برای فرزندش هزینه کرده به امید روزی که بتواند از تخت بیمارستان برای همیشه جدایش کند.

این مادر هنوز راه رفتن فرزندش را ندیده و با دستانش غذا به دهان کودک نداده و حتی شیطنت‌های شیرین کودکی فرزندش را حس نکرده است بلکه از آن همه لذت مادر بودن، تنها گریه‌های بی‌امان پسرش را تجربه کرده است.

مادر مصیبت کشیده‌ای که پسرش در شش ماهگی اولین دیالیز را تجربه کرده و در  طول روز هفت بار طعم دیالیز را می‌چشد.

اسباب بازی‌هایش تنها سُرُم، آمپول و دارو است

مادری که حتی نانی برای خوردن ندارد و حاضر است جانش را برای شفای فرزندنش بدهد اما افسوس که دست روزگار محرومیت را بر سرنوشت‌اش حک کرده است.

پدر "امیرحسین" نیز برای درمان فرزندش روز و شب در جاده‌ها رانندگی می‌کند تا بتواند هزینه درمان فرزندش را به دست بیاورد.

"امیرحسین"  تنها 25 ماه داشته و تاکنون بارها دیالیز شده است. از شش ماهگی تنها تخت بیمارستان را تجربه کرده و اسباب بازی‌‌هایش تنها سُرُم، آمپول و دارو  بوده‌اند.

7 بار دیالیز برای امیرحسین عادی شده است و علاوه بر آن آمپول رشدی که قیمت آن سرسام آور است و داروهایی که مادر برای رشد کودک با هزاران زحمت آماده می‌کند تا وزن فرزندش به 12 کیلو برسد و نقطه امیدی برای پیوند کلیه باشد نیز دردآور است.

هزینه یک میلیون و 500 هزار تومانی خرج دارو و درمان در یک ماه

مادر امیرحسین با وجود همه دردهایی که متحمل شده به خبرنگار تسنیم گفت: انجمن بیماران کلیوی هم دست امیدشان به سوی مردم دراز است و تا مردم کمک نکنند هزینه درمان امیرحسین و امیرحسین‌های دیگر تامین نخواهد شد.

وی ضمن درخواست عاجزانه از خیرین برای کمک به درمان فرزندش می‌گوید: به دلیل تعدد بیماران کلیوی و بالابودن هزینه‌های درمان این انجمن بدون کمک خیرین نمی‌تواند کمک زیادی  به امیرحسین و امیرحسین‌های دیگر بکند.

پس‌انداز خرید خانه در این 2 سال خرج درمان امیرحسین شد

مادر امیرحسین با بیان اینکه تاکنون آنچه درآمد داشته در این دوسال خرج امیرحسین شده است گفت: به طور میانگین در ماه یک میلیون و 500 هزار تومان خرج دارو و درمان امیرحسین می‌شود اما برخی از داروهای امیرحسین آزاد حساب می‌شود که برای تهیه آن با مشکلات فراوانی روبه‌رو هستیم.

وی با بیان اینکه هرچند دفترچه بیماری‌های خاص داریم اما هر ماه مبلغی به عنوان بیمه پرداخت می‌کنیم و همه داروهای امیرحسین تحت پوشش نیست گفت: ماهانه مبلغی به ما پرداخت می‌شود اما این مبالغ کفاف داروهای گران قیمت بیماران دیالیز را نمی‌کند.

مادر امیرحسین بیان کرد: 3 فرزند دارم و امیرحسین تنها بیمار کلیوی در بین اقوام ما است و اکنون مستاجر هستم و پس‌اندازی هم که برای خرید خانه داشته‌ایم در این 2 سال خرج درمان امیرحسین شده است.

هزینه 20 میلیون تومانی برای درمان امیرحسین

مادر امیرحسین یکی از شرایط اهدای عضو به امیرحسین را راه رفتن او عنوان کرد و گفت: برای کار درمانی حدود 2 میلیون تومان هزینه کردیم که امیرحسین راه برود و روز به روز به شرایط پیوند کلیه نزدیک‌تر شود.

وی اظهار داشت: در حال حاضر دغدغه ما این است که هزینه میلیونی درمان فرزندم  را که حدود 20 میلیون تومان است چگونه فراهم کنیم.

آرزویم خوب شدن برادرم است

برادر امیرحسین نیز با بیان اینکه امیرحسین خیلی درد می‌کشد و من طاقت گریه‌های برادرم را در زیر این دستگاه‌ها ندارم گفت: از خدا می‌خواهم که برادرم شفا یابد تا شاهد این همه رنج او نباشم.

آری این روزها حکایت "امیرحسین" حکایت  کودکانی است که شب و روز مادرانشان دست نیاز به سمت خدا بر می‌آورد تا شاید ردپای تازیانه‌ها از الیاف زندگی فرزندشان کمرنگ شود.

بیاییم با کمک به امیرحسین‌های کشورمان زندگی دوباره به آنها بدهیم، گاهی خدا می‌خواهد با دست ما دست دیگر بندگانش را بگیرد بنابراین وقتی دستی را به یاری می‌گیریم باید بدانیم که دست دیگرمان در دست خداست چراکهبندگی یعنی در کوچه پس کوچه‌های زندگی دست کسی را بگیری.


منبع:تسنیم

کد مطلب: 38360

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر