زلزله، ترس و دیگر هیچ

زلزله پدیده ای است که امکان وقوع آن در همه جا به ویژه در منطقه های دارای گسل ها وجود دارد که تهران از جمله این مناطق است.

زلزله، ترس و دیگر هیچ

گیلان خبر: هیچ دستگاهی نمی تواند بطور دقیق زمان وقوع زلزله را پیش بینی کند و کسی هم نمی تواند مانع وقوع آن شود بنابر این هیچ راه گریزی از این پدیده نیست مگر اینکه ساختمان ها مقاوم سازی و آموزش ها نیز بطور کاربردی به شهروندان ارائه شود.

جدا از بحث مقاوم سازی، آموزش ها تاثیر معنی داری نمی تواند روی کاهش آسیب ها در ساختمان های نامقاوم در هنگام زلزله های مخرب داشته باشد و فقط فاصله شهروندان از ساختمان مسکونی می تواند این آسیب ها را کاهش دهد.

اما یکی از عواملی که باعث تلفات و مصدوم شدن افراد در زمان وقوع زلزله می شود، عجله، شتاب و بطور کلی ترس و وحشت شهروندان از وقوع چنین حوادثی است. نظیر این رویداد را در زلزله چهارشنبه شب 29 آذر استان البرز شاهد بودیم. یعنی کانون اصلی زلزله در شهر ملارد در استان البرز بوده اما دو کشته آن از شهرهای شهریار و رباط کریم که از نظر مسافت با ملارد فاصله داشته، بوده است. دقت کنید دلیل کشته شدن هموطنان یاد شده خرابی های حادثه زلزله نبوده بلکه براثر عواملی مثل ایست قلبی بوده که منشاء آن هراس و ترس از واقعه زلزله بوده است.

بامداد امروز چهارشنبه نیز شهروندان پایتخت که فاصله شهرشان با ملارد خیلی بیشتر از شهریار و رباط کریم است، در بیرون خانه ها شب را سپری کردند در حالی که منشاء وقوع این زلزله گسل تهران نبوده است. زلزله بامداد امروز چهارشنبه ملارد با بزرگی 4،2 ریشتر نیز چنین مشخصه ای داشته است یعنی عامل این تکان، گسل تهران نبوده اما پایتخت نشینان باز به خیابان ها آمدند.

دلیل اقدام شهروندان تهرانی در برخورد با این دو زلزله و پس لرزه نه تنها قابل سرزنش نیست بلکه یک اقدام درست و به موقع بوده است. صحیح این است که انسان پس از اطلاع از وقوع حادثه ای هر چند با احتمال اندک، از محل امکان وقوع حادثه فاصله بگیرد که تهرانی ها نیز چنین کردند.

استرس متعادل چنانچه منشاء تحولات و حرکات مثبت در انسان شود، اقدامی قابل ستایش است اما چنانچه این وحشت آسیب ها را بیشتر کند در آن صورت باید فکری به حال آن کرد.

در مساله زلزله به هیچ وجه نباید، ترس و وحشت بر ما غلبه کند زیرا همین موضوع انجام سایر اقدامات مثبت را از انسان سلب می کند همانطور که در زلزله و پس لرزه های اخیر استان های تهران و البرز شاهد آن بودیم. کسی که در حادثه های این چنینی دچار استرس و اضطراب مضاعف شود قطعا کارها را به درستی انجام نمی دهد و طبیعتا آسیب ها چند برابر خواهد بود.

همانطور که گفته شد زلزله های اخیر استان تهران و البرز خرابی نداشته و بعید می دانم دیواری نیز ترک برداشته باشد اما سه کشته و بیش از 100 زخمی داشته است که ترس عامل اصلی آن بوده است.

بیشترین عامل این اضطراب و وحشت، از ذهنیات شهروندان شکل می گیرد که ناشی از اطلاعات غلط و شایع است. اکنون همه افراد گوشی همراه دارند و از طریق اینترنت به شبکه های اجتماعی متصل هستند. اغلب مطالب این سایت ها و فضای مجازی درست نیست و شایعه است زیرا مطالب آنان از کانال منابع موثق و رسمی حاصل نمی شود و به طور کلی با منابع موثق در ارتباط نیستند.

جدا از اینکه منابع رسمی و موثق باید در چنین مواقعی میزان اثرگذاری خود را بالا ببرند و این مساله در حال حاضر یکی از اشکالات فضای رسانه ای کشور است، یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که فضاهای مجازی به دلیل همان حجم زیاد کاربران از این لحاظ قدرت بسیار بالایی در جامعه دارند و همین مساله و همچنین محتویات این فضاها باعث شده که میزان شایعات و خبرهای غیرموثق در جامعه افزایش یابد.

برای مقابله با این فضا تنها عاملی که می تواند شهروندان را از سردرگمی درست یا غلط بودن خبرها و اطلاعات در مورد زلزله رهایی بخشد، سواد رسانه ای است. هر شهروندی لازم است در مورد خیلی از پدیده ها و تحولات جامعه سواد داشته باشد و در خصوص فضاهای مجازی نیز باید این گونه عمل کند.

سواد رسانه ای یعنی بدانیم و تشخیص دهیم که کدام اطلاعات و خبر درست یا غلط است و این مهارتی است که شهروندان در بزنگاه های مختلف باید به آن دست یابند.

در رویدادها و حوادث مختلف از جمله حادثه زلزله خیلی از اطلاعات و مطالب از طریق فضاهای مجازی رد و بدل می شود و به دلایل مختلف قابل استناد نیست مگر اینکه از طرف منابع رسمی و رسانه های رسمی و موثق منتشر شود.

مطالب فضاهای مجازی و شبکه اجتماعی در خیلی از موارد نمی تواند موثق باشد زیرا هرگز مسئولیت مطالب غلط و اشتباه خود را نمی پذیرند از این رو قابل استناد نیست.

اگر همین خبرهای اشتباه که غالبا شایعه است در جامعه منتشر شود، نخستین آسیب آن را فرزندان خانواده ها متحمل خواهند شد. در زمان حاضر اغلب کودکان و نوجوانان گوشی تلفن همراه دارند و قبل از والدین با مراجعه به شبکه های مختلف اجتماعی این گونه اخبار را رصد می کنند.

بسیاری از والدین نیز در این شبکه ها حضور دارند و با چنین مطالبی سر و کار دارند. خیلی از همین خانواده ها همین مطالب را که غالبا شایعه است در بین فرزندان خود مطرح می کنند و کودک و فرزند خانواده همین مطالب نادرست را با مطالب نادرستی که خود از فضاهای مجازی به دست می آورد در خود حفظ می کنند و به ترس، اضطراب و استرس در آنان منجر می شود.

بسیاری از والدین و بزرگترها بخاطر نداشتن همان سواد رسانه ای یعنی مهارت نداشتن تشخیص مطالب غلط و درست از یکدیگر، دچار استرس و اضطراب می شوند و صد البته همین استرس و اضطراب را چند برابر به کودکان خود منتقل می کنند.

همانطور که بیان شد این اضطراب و استرس نه تنها سودی برای فرزندان آنان ندارد بلکه روند زندگی و تحصیلی کودکان و حتی بزرگترها و والدین را تحت تاثیر قرار می دهد. کودک در مدرسه و والدین در محل کار و منزل دائم در اندیشه واقعه ای هستند که هیچ منبع موثقی آن را تایید نکرده است.

بسیاری از مطالب همین فضاهای مجازی که از پیش بینی روز زلزله حکایت می کند غلط بوده و این نشان می دهد که نباید به این مطالب زیاد توجه کرد. کودکان هیچ نفع و فایده ای از این گونه مطالب نمی برند مگر اینکه دچار استرس و اضطراب مضاعف و سپس ناکامی در خیلی از کارهای تحصیلی و غیر تحصیلی شوند.

والدین تنها کاری که در این زمان می توانند برای کودکانشان انجام دهند این است که آنان را از محیط هایی که چنین مطالبی منتشر می کنند، دور نگه دارند و با مطالب امیدبخش این کودکان را از استرس و اضطراب رهایی بخشند.

آموزش فرزندان و نحوه برخورد آنان با این گونه پدیده ها از موضوعات مهمی است که والدین باید آن را در محیط بسیار آرام و بدون استرس و اضطراب به آنان آموزش دهند.

والدین و خانواده ها برای کاهش آسیب های اجتماعی باید به مراجع و رسانه های رسمی و موثق مراجعه کنند و تصمیمات آینده خود را بر همین اساس اتخاذ کنند.

بزرگترهای هر خانواده بهترین افراد برای تصمیم گیری جهت ماندن یا نماندن در محل است و تحت تاثیر قرارگرفتن شایعات شاید بدترین نوع برخورد با این پدیده ها است که می تواند صدمات و آسیب های زیادی به اعضای خانواده به ویژه کوچکترها وارد کند.


منبع:ایرنا

کد مطلب: 40019

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر