گفت‌وگو با علی ملک‌پور نویسنده کتاب «آرام بی‌­سر»

نمونه‌ای عینی از پرورش در مکتب عاشورا

این کتاب تاکنون چهار بار تجدید چاپ شده است و با استقبال گستردۀ هم­وطنان‌مان روبرو شده به­‌گونه­‌ای که هربار در مدت بسیار کوتاهی کتاب­ها فروش رفت.

نمونه‌ای عینی از پرورش در مکتب عاشورا

گیلان خبر: گرامیداشت قیام حسینی و اهتمام به عزاداری محرم مقوله‌ای است که معصومین(ع) و بزرگان دین بسیار بر آن تأکید داشته و دارند و شیعیان نیز در طول قرن­ها از اعماق جان، قیام حسینی را گرامی داشته و عاشقانه و سوزناک عزای حسینی را بر پا داشته­‌اند و از قیام کربلا الگوبرداری نموده‌اند. این جریان، برکات عظیمی هم تاکنون داشته است که از جملۀ آنها پیروزی انقلاب اسلامی ایران و ظفرمندی در جنگ هشت ساله و غلبه بر دنباله­‌های استکبارجهانی در منطقه بوده است.

یکی دیگر از آثار و برکات گرامیداشت نهضت حسینی، پرورش جوانان شهادت­‌طلبی است که عشق به شهادت در روح و جان­شان شعله‌ور گردیده و هرجا که میدان مبارزه با دشمنان اسلام و انقلاب و نظام است، جان بر کف نهاده و با سرمشق قرار دادن عاشورا حماسه‌آفرینی می­‌کنند.

چنین جوانانی در راه مبارزه با استکبارجهانی و اذناب­شان مرز و جغرافیا هم نمی‌شناسند و هر جا که لانۀ شیاطین و خفاشان و یاران شمر و یزید است حضور یافته و عظمتِ ظلم‌­ستیزی و حماسه‌­آفرینیِ فرهنگ حسینی را به رخ جهانیان کشیده‌­اند. 

در حال حاضر خط‌مقدم مبارزه با آمریکا و اسرائیل در عراق و سوریه است و جوانان تربیت شده در مکتب اباعبدالله(ع) در ایران اسلامی احساس تکلیف نموده و در سطح گسترده جان بر کف نهاده و برای مأموریت­های مستشاری به خط مقدم مبارزه رفته‌­اند و عده زیادی از آنها نیز در این راه شربت شهادت از دستان سیدالشّهدا نوشیده‌­اند.

یکی از این جوانان که سرنوشتش شباهت زیادی به شهدای کربلا داشت و سر و دست از تنش جدا کردند و بی‌­سر مانند اباعبدالله و بی‌دست مانند ابوالفضل‌­العباس تشییع و به خاک سپرده شد، شهید محسن حججی است. به همین مناسبت با دکتر علی ملک­پور مؤلف کتاب «آرام بی‌­سر» درباره شهید حججی که در طول یک سال چندین ­بار تجدید چاپ شده است.

- کتاب «آرام بی‌سر» شامل چه مطالبی است و چه شد که به فکر نوشتن آن افتادید؟
ا
ین کتاب شامل زندگینامه، خاطرات و وصیت‌نامۀ شهید عزیز محسن حججی است. همزمان با پخش مراسم تشییع شهید از صداوسیما به این فکر کردم که در حد توانم مطالبی از این شهید جمع و منتشر نمایم. اربعین سال قبل به نیابت از شهید به کربلا رفتم. در مسیر نجف به کربلا افراد زیادی را دیدم که عکس شهید با خود دارند. در همان زمان تصمیم گرفتم که به زادگاه شهید بروم و با خانواده و دوستان شهید مصاحبه کنم و دین خودم را به شهید ادا کنم و خدا را شکر توفیق نصیبم شد. 

می‌توان عاشورا را در هر زمانی دید

- به نظر شما تا چه حد سرگذشت شهید حججی حکایت از آن دارد که این شهید والامقام تربیت شدۀ مکتب حسینی است؟

با مصاحبه­‌هایی که با پدر و مادر و دوستان و نزدیکان شهید انجام دادم یقین دارم که محسن از نوجوانی عاشق اهل بیت(ع) و تربیت شده در مکتب امام حسین(ع) بوده است. در گفته‌­های خانواده‌­اش هم نشانه‌­های زیادی در تأیید این موضوع وجود دارد. مادر بزرگوار شهید تأکید کرده: «محسن هم از بچگی خیلی به امام حسین(ع) علاقه داشت.

در همه مجالس مذهبی او را با خود می‌بردم. شب‌های جمعه پدربزرگش مراسم داشت. همیشه در آن مجالس حضور داشتیم. ...
زمانی که هفت سالش بود زیارت‌نامه عاشورا را یاد گرفته بود و از حفظ آن را می‌خواند. چون او را به مراسم مذهبی می‌بردم، علاقه زیادی به امام حسین(ع) و ائمه داشت».

شهادت محسن هم تجلی عاشورا و کربلا در عصر حاضر بود. پدر معظّم شهید تأکید کرده: «از همان ابتدا در مکتب امام حسین(ع) بود» و نیز گفته: «کسی که از ابتدای زندگی با مکتب عاشورا بزرگ شود در تمام طول زندگی کوتاه یا بلند خودش از امام حسین(ع) و اهل بیت(س) دم بزند در همان مسیر قدم برمی‌دارد و آخر سر هم با همان مکتب محشور خواهد شد. پسر من همان‌طور که در خاطراتش به آن اشاره کرده بود و همچنین وصیتی که اکنون برای فرزندش باقی گذاشته هدف خود را رسیدن به این مکتب بیان کرده و تاکید کرده که آرزویش این است به این شکل به شهادت برسد. زمانی که محسن از طرف اهل‌بیت(س) طلبیده شد همان صحنه را برای شهادت او مجسم کردند تا پیامی باشد برای کل جهانیان که می‌توان عاشورا را در هر زمانی دید منتها باید دین و بینش در بیننده وجود داشته باشد تا بتواند آن را درک کند.»

همسر گرامی شهید بر این باور است که: «عشق به امام حسین در وجود شهید حججی موج می‌زد به گونه‌ای که اولین کتاب مورد مطالعه این شهید، مقتل امام حسین بوده است.» و نیز اعتقاد دارد: «امام حسین(ع) محسن را قبول کردند و به‌واقع ایشان خواستند که این اتفاق بیفتد و عزتی که خدای یکتا به ما عنایت کرده را شاکر هستم.» 

توأم بودنِ شور حسینی با شعور حسینی

- به نظر شما شور حسینی باعث پرورش چنین شیرمردانی می­شود یا شعور حسینی؟


هر دوی این­‌ها در شهید حججی در حد اعلا وجود داشت. اگر شور و شعور همراه شوند انسان واقعاً عاشق می­شود. شور و شعور دو بال هستند که هر دو توأمان در مکتب حسینی وجود دارند. این شور و شعورِ توأمان است که هر سال در محرم و صفر متجلّی می­شود و صحنه­‌های زیبای عشق و عاشقی را به نمایش می­‌گذارد.

برخی چنین القا می­‌کنند که در محرم شور حسینی پررنگ است و شعور حسینی کمرنگ و برخی هم اصلاً شور را زیر سؤال برده و القا می­‌کنند باید فقط شعور باشد. در حالی که اصلاً چنین تعارضی وجود ندارد و هر دوی اینها منطبق هستند. در ماجرای عاشورا و عزاداری­‌های هر سالۀ شیعیان شور و احساسات نقش بسیار پررنگی دارد اما این شور از یک پشتوانۀ منطقی و اعتقادی بسیار قوی برخوردار است که اباعبدالله الحسین(ع) در گفتارشان به‌عنوان اهداف قیام­شان به‌­صورت مفصّل تشریح فرموده‌­اند.

- خود شما هم چند سال در جبهه بوده‌‌اید. شور و شعور حسینی چه نقشی در جبهه رفتن و تا درجۀ رفیع جانبازی پیش رفتن از جانب شما داشته است؟

در حماسۀ هشت سال دفاع مقدس در بین نوجوانان و جوانان و رزمندگان هم شور حسینی و هم شعور حسینی وجود داشت که موجب می‌شد آنها عاشقانه تا مرز جانبازی و شهادت پیش بروند.

- شما برای تألیف کتاب­تان با خانوادۀ شهید حججی هم صحبت کرده‌­اید. آن‌طور که در این یک­ساله در خبرها خواندیم صلابت و صبر زینب­‌وار و راضی بودن به رضای خدا و افتخار به شهادت محسن در خانوادۀ شهید در حد اعلا وجود دارد. شما روحیۀ خانوادۀ شهید را چگونه دیدید؟ 

خداوند کمک کرد و این توفیق نصیبم شد تا بتوانم با پدر و مادر شهید صحبت کنم. آرامش و صبر بالای این خانواده نشان دهندۀ رضایت کامل و از ته قلبِ آنها از تقدیم فرزندشان به اسلام داشت. 

- شور و شعور حسینی را در مراسم تشییع در مشهد و تهران و اصفهان و نجف‌آباد که تصاویر آن از رسانه‌ها پخش شد، چگونه دیدید؟

حضور گسترده و انقلابیِ مردم در مراسم تشییع شهید در شهرهای یاد شده نشان‌دهندۀ عشق و علاقۀ مردم به شهدا و هر کس که در مسیر اهل بیت(ع) باشد، بود. شور و شعور حسینیِ جوانان در این چند مراسم در اوج خود نمایان بود.

- شما برای صحبت با خانوادۀ شهید به نجف‌آباد و سر مزار شهید حججی هم رفته­‌اید. فضای حاکم بر آنجا را چگونه ارزیابی کردید؟

یادمان شهید به­ صورت شبانه‌­روزی پذیرای زائران و علاقه­‌مندان و دلدادگان است. در کتابم هم ذکر کرده‌­ام که: «دوستان و آشنایان و مردمان همان شهر و شهرهای دیگر همه می‌آمدند به یادمان شهید، آنجا با هر کی که شهید از قبل می­‌شناخت مصاحبه می­‌کردم.

آرامشی بسیار در آن محل به انسان می­‌رسید. برای یک روز رفته بودم ولی چند روز ماندم. دیگر باید از آنجا می‌رفتم. دلم نمی­‌خواست بروم ولی باید می‌­رفتم. ... بعد از چند روز که با یکی از دوستان دوران مدرسه محسن شهید تلفنی صحبت می‌کردم این مطلب را برایش گفتم و ایشان در جوابم گفت شما نه اولین نفر هستید و نه آخرین نفر که این­گونه می‌­گویید. خیلی­‌ها چنین حالتی داشته‌­اند. واقعاً دل کندن خیلی سخت است.»

اثرگذاری و بازتاب عظیمِ یک کتاب عاشورایی

- درباره بازتاب کتاب­‌تان و اثرگذاری مطالب آن بر روی خوانندگان هم اگر چیزی شنیده‌­اید، نقل‌نمایید.

خدا را شکر می­‌گویم که محسن عزیز مرا پذیرفت و یاریم کرد تا بتوانم کتاب «آرام بی‌سر» را بنویسم. این کتاب تاکنون چهار بار تجدید چاپ شده است و با استقبال گستردۀ هم­وطنان‌مان روبرو شده به­‌گونه­‌ای که هربار در مدت بسیار کوتاهی کتاب­ها فروش رفت. بنده شماره تماسم را در کتاب ذکر کرده‌­ام. تا به حال افراد بسیاری از شهرهای مختلف تماس گرفته یا پیام داده‌­اند که با خواندن کتاب با این شهید عزیز بیشتر آشنا شده‌­اند و مطالب کتاب تأثیر عمیقی بر آنها داشته است و حتی در یک مورد ابراز شده که مطالعه کتاب مسیر زندگی شخص را عوض کرده است. دو نمونه از دلنوشته­‌هایی را هم که مکتوب ارسال کردند ذکر می­‌کنم: 

«کتاب آرام بى­سر را زمانی که موفق شدم خریدارى کنم در صحن رضوى بعد از نماز مغرب و عشا مطالعه مى­کردم، در همین حال دختر خانمى که دانشجو و از کرمان بود آمد جلو وگفت مى­توانم از کتاب شما عکس بگیرم؟ گفتم بفرمایید. گفت براى من عجیب است اینجا همه مشغول خواندن زیارت و قرآن خواندن هستند شما کتاب مى­خوانید. گفتم من مدتهاست در انتظار این کتاب بودم اکثر کتابخانه­‌هاى مشهد تمام کرده بودند بعد از جستجو توانستم پیدا کنم وچون علاقۀ شدیدى به این شهید دارم مى­خواستم زندگینامه‌­اش را مطالعه کنم. گفت من هم مى­روم بخرم. آقاى دکتر تشکر از نشر این کتاب. آرزو دارم به دیدار این خانوادۀ شهید بروم و دست این مادر عزیز را ببوسم وعاجزانه براى رفع مشکل فرزندم و برادرم از شهیدشان کمک بخواهند چون مطمئن هستم جواب خواهم گرفت؛ همین­‌طور نمى­دانم خانوادۀ شهید ابراهیم کجا هستند تا بتوانم براى حوائجم دست به دامن آنها شوم.»

«بنده از خوانندگان کتاب آرام بی‌سر هستم. قبل از هرچیزی بابت توفیقی که نصیبتون شده بهتون تبریک میگم. حرکت شما ارزش معنوی بالایی داره، انشاءالله عاقبتتون ختم به شهادت شه. از اونجایی که شهید حججی درمیان افراد غیرمذهبی هم جایگاه بالایی دارن، تمایل اینگونه افراد به خوندن کتاب شما بالاست و این مسئولیت شما رو سنگین‌تر می‌کنه.»

- اگر صحبت پایانی دارید بفرمایید.

لازم است که این شهید عزیز به شکل‌های مختلف به جوانان معرفی شود. همچنین مطلبی از کتابم را به­‌عنوان سخن پایانی و آرزوی بزرگم ذکر می‌کنم:«پیکر مطهرش را آوردند در حسینیۀ امام خمینی(ره). گزارش مراسم از شبکه‌­های مختلف پخش می‌­شد. رهبرش به دیدار آمد. آن رهبری که همه آرزوی رفتن به دیدارش دارند. این دیدار عجب دیدنی می‌­شود. در کنار پیکر محسن می­‌ایستند. خم می­‌شوند بوسه می­‌زنند بر این پیکر مطهر، بوسه‌ای از روی عشق. بوسۀ رهبری که جهان اسلام او را مقتدا و مولای خود می­‌داند. ‌

ای کاش سعادت دیدار داشته باشم و بوسه بر دستان مبارکش از روی عشق بزنم. ای رهبر و مولایم! هنوز جانبازان بسیاری از دوران دفاع مقدس داریم که آرزوی دیدار سیمای پاک‌تان را از نزدیک دارند. شاید محسن عزیز هم این آرزو را داشته که قبل از شهادت دوباره به دیدارتان بیاید. اما منتظر ماند تا اینکه شما به دیدارشان رفتید و آن بوسه بر پیکر بی‌سر و جانش نثار کردید. اکنون که این مطلب را می‌نویسم در کنار مزار و مرقد محسن عزیز نشسته­‌ام و این آرزو در دل دارم که «آرزو بر جوانان عیب نیست». خدا چه می‌­داند شاید روزی این مطالب به دست رهبر و مولایم برسد و یا کسی به ایشان بگوید که فلانی محسن حججی را واسطه کرده است تا توفیق دیدار پیدا کند.» انشاءالله شهید حججی واسطه شود و توفیق دیدار رهبر معظم انقلاب اسلامی نصیبم گردد.

منبع: جهان

 

 

کد مطلب: 45820

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر