سرقت 2 میلیارد دلاری "روح برجام" از دارایی‌های ایران!

ایران، امریکا؛ این روزها میان دو کشور در این پسابرجام پر از تحلیل‌های متفاوت و مخالف چه می‌گذرد. این گزارش نگاهی به همین چند روز اخیر ایران و امریکا دارد.

سرقت 2 میلیارد دلاری "روح برجام" از دارایی‌های ایران!

گیلان خبر: ایران، امریکا؛ این روزها میان دو کشور در این پسابرجام پر از تحلیل‌های متفاوت و مخالف چه می‌گذرد. این گزارش نگاهی به همین چند روز اخیر ایران و امریکا دارد. به همین روزهای پس از دیدار پشت درهای بسته رئیس کل بانک مرکزی ایران با وزیر خزانه‌داری امریکا و اذعان مقام ایرانی به اینکه «تقریباً هیچ چیز از برجام عاید ایران نشده است» و همین روزهایی که ظریف و کری آنقدر دو کشور را صمیمی می‌بینند که مقابل پرچم‌های یکدیگر می‌ایستند و همین روزهایی که امریکا به حساب مالی ایران دستبرد می‌زند و همین روزهای پسابرجامی‌ای که با دوستان عربش، ایران را حامی تروریست می‌خواند.

   

ایران، امریکا و 2 نگاه متفاوت به یکدیگر

 

به ایران که نگاه کنید، گویی روزهای خوبی میان ایران و امریکا می‌گذرد؛ رئیس‌جمهور روحانی در برابر موج حملات اصولگرایان به دولت امریکا به دلیل کارشکنی در مسیر اجرای برجام، زمان نقد برجام را تمام شده و در جایی دیگر، برجام را یک نعمت الهی می‌نامد؛ دیدارهای وزرای خارجه ایران و امریکا برقرار است و حتی در پایان یک دیدار کری و ظریف، آنها در اقدامی تعجب‌آور، هنگام گرفتن عکس یادگاری، به جای پرچم کشور خود در برابر پرچم کشور طرف مقابل می‌ایستند؛ یعنی در این حد با امریکایی‌ها به اصطلاح عامیانه «ندار‌ و خودمانی» شده‌ایم! چیزی حتی فراتر از پیاده‌روی ظریف و کری در خیابان‌های ژنو... به نظر می‌رسد نگاه دولت ایران به امریکا زیاده تحت تأثیر خوش‌بینی به برجام قرار گرفته است و شدیداً پسابرجامی است؛ آن هم نه برجامی که به قول رهبر انقلاب می‌توانسته بهتر باشد یا به قول ظریف امکان رعایت برخی خطوط قرمز در آن نبوده، بلکه پس از برجامی که فتح‌الفتوح و نعمت الهی و چه و چه است!

 

آن‌سو، اما از مراکز تصمیم‌گیری امریکایی خبرهای خوبی به گوش نمی‌رسد و نشان می‌دهد میان ایران و امریکا از قضا روزی‌های بدی در جریان است؛ حدود 2میلیارد دلار دارایی‌های بلوکه شده ایران با حکم دیوان عالی امریکا قرار است غرامت مرگ حدود 250 نظامی امریکایی باشد که طی یک عملیات استشهادی جوانان لبنانی مرده‌اند؛ اوباما به عربستان آمده و موضع ضدایرانی گرفته و بیانیه نشست مشترک شورای همکاری خلیج فارس و امریکا هم بر حمایت ایران از تروریسم پافشاری می‌کند؛ امریکا علاقه‌ای به وارد کردن بانک‌هایش به معامله با ایران ندارد و دیدار رئیس بانک مرکزی ایران با وزیر خزانه‌داری امریکا چیزی دست ایران نمی‌دهد و نهایتاً جان کری اذعان می‌دارد صرفاً 3میلیارد دلار دارایی‌های ایران آزاد شده است؛ امریکا از آنچه «ناامنی‌های ایجاد شده توسط ایران در منطقه» و نیز «دخالت ایران در امور داخلی کشورهای عربی» می‌نامد، نگران است و خواهان گام‌های مثبت ایران برای حل اختلافات با کشورهای عربی می‌شود... به نظر می‌رسد نگاه دولت امریکا به ایران اصلاً تحت تأثیر برجام نیست و برای امریکایی‌ها ایران پس از برجام، با ایران قبل از برجام تفاوت زیادی نمی‌کند و ابایی هم ندارند پرونده 33 سال پیش عملیات استشهادی جوانان لبنانی علیه تفنگداران امریکایی در بیروت را بهانه کنند تا نشان دهند برای آنها، جمهوری اسلامی ایران همان کشور حامی تروریست‌هاست و نشان دهند اختیار دارایی‌های بلوکه شده ایران دست ماست؛ چه با برجام و چه بی‌برجام.

   

اکنون روح برجام کجاست؟

 

اوباما پیش‌تر گفته بود که ایران از مفاد برجام تخطی نکرده، اما در خصوص پایبندی به «روح برجام» همچنان انتظارات و توقعاتی از ایران می‌رود.

اشاره او تلویحاً به آزمایش‌های موشکی ایران می‌تواند باشد. صادق زیباکلام البته سعی کرد خواسته اوباما را حدس بزند؛ او ضمن تأیید سخن اوباما مبنی بر اینکه برجام یک «روح» دارد و یک «کالبد»، می‌نویسد که «او قطعاً انتظار نداشت ایران برنامه‌های موشکی خود را متوقف یا حتی آهسته‌تر کند اما این انتظار را داشت که تهدید به نابودی رژیم اسرائیل مطرح نشود.» او در همین یادداشت مورد اشاره، تأیید می‌کند که «برخلاف آنچه مخالفان برجام در داخل ایران می‌گویند، غرب هم به تعهداتش در قبال برجام عمل کرده است.»

 

حال باید پرسید این روح برجام کجاست که بشود کارشکنی‌هایی ایالات متحده را با آن اندازه‌گیری کرد؟ این چه روحی برای توافق دوجانبه است که صرفاً ایران را ملزم به پایبندی می‌کند و امریکا هرچه هم بکند، نه زیر سؤال بردن برجام است و نه خلاف روح آن. حال که دولت ایران علیه روح تراشیدن برای برجام از سوی رئیس‌جمهور امریکا و برخی همفکران ایرانی‌اش موضعی نگرفته، حداقل با همین مبنای امریکایی، علیه مواضع امروز خود امریکایی‌ها موضع بگیرد. آیا یکی از بهانه‌های برجام همین نگرانی‌های کاذب در مورد تهدید ایران برای کشورهای منطقه نبود، پس چرا با وجود برجام همچنان نگرانی‌ها پررنگ ابراز می‌شود؟ موشک که بماند، شاید حتی وجود تفنگ شکاری هم در ایران، این عرب‌های خلیج فارس را نگران کند؛ آیا ایران مسئول رفع دلواپسی‌های آنان است؟!

 

آیا فقط امضای ایرانی‌ها پای توافقنامه روح دارد و امضای طرف امریکایی کالبد بی‌جانی است که از ورای آن می‌توان پرونده 33 سال پیش عملیات استشهادی مردم لبنان علیه اشغالگران امریکایی را آن هم دقیقاً در هنگامه حضور پسابرجامی وزیرخارجه ایران در نیویورک به منظور دیدار با وزیر خارجه امریکا رو کرد و بخشی از دارایی بلوکه شده ایران را که قرار است به واسطه برجام به ایران برگردانده شود، مصادره کرد؟ در این صورت آیا باید دهان رسانه‌های خودی را هم بست و برجام را نعمت الهی و نقد آن را تمام شده خواند که مبادا کسی علیه کارشکنی امریکا بنویسد؟

   

من از بیگانگان دیگر ننالم؟

 

این یک ضعف دیپلماتیک است که در حین حضور وزیر خارجه ایران در خاک ایالات متحده، دارایی‌هایی که قرار است به موجب برجام به ایران بازگردانده شود، به بهانه عملیاتی استشهادی در لبنان، مصادره شود و بدتر آنکه وزیرخارجه ما پس از این اتفاق و پس از آن همه مواضع ضدایرانی امریکایی‌ها در میان رفقای عربشان، با لبخند مقابل پرچم امریکا بایستد و اجازه دهد همتای امریکایی‌اش هم مقابل پرچم ایران بایستد. در عرف دیپلماتیک، این اتفاق نشان از روابط دوستانه و برادرانه دو کشور دارد؛ آیا اکنون با دولت امریکا در این وضعیت هستیم؟! اگر کمی بدبینانه بنگریم، شاید آن وقت این سؤال هم به ذهن متبادر بشود که شما در این دیدارهای پشت درهای بسته چه می‌گویید که امریکایی‌ها روز به روز جسورتر و گستاخ‌تر می‌شوند؟ این‌سو در ایران هم، گوینده عبارت معروف «پناه می‌برم به خدا از بستن دهان منتقدان...» نقد عملکرد امریکایی‌ها و موضع‌گیری رسانه‌های اصولگرا علیه کارشکنی امریکایی‌ها را برنتابد و زمان نقد برجام را تمام شده بداند و برجام را نعمتی الهی بخواند و منتقدین را کسانی بداند که کفران نعمت می‌کنند! اینجا دیگر پای سخنان پشت درهای بسته نیست؛ رئیس‌جمهور ایران علناً منتقدین برجام و کارشکنی امریکایی‌ها را به جای امریکایی‌ها می‌نوازد! این میانه، حقیقت تلخی رخ می‌نماید که آیا اکنون جای شکایت و بازخواست از امریکایی‌ها هست یا آنکه اول باید ببینیم خودمان داخل ایران چند چندیم؟

 

اکنون باید به این سؤالات اساسی پاسخ داد که چرا پس از 30 سال از یک ادعا پس از برجام جرئت چنین غارتی را پیدا می‌کنند؟ چرا تاکنون چنین جرئتی نداشتند؟ چرا این غارت ملی درست در روزی که ظریف سرگرم مذاکره با همتای خود است، صورت می‌گیرد؟ و هزاران سؤال دیگر که دستگاه سیاست خارجی باید پاسخگوی آن باشند.


منبع: جهان

 

کد مطلب: 14782

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر