علل ظهور جنبش های اسلام گرا (2)

ریشه ی شکل گیری اسلام انقلابی کجاست؟

بنیادگرایی اسلامی، خود را در نقش راهبران و منجیان اخلاقی جامعه تصور می کردند. آنان تاریخ اسلامی را به سوی نزول و سقوط می بینند که باید به دست آنان دوباره احیاء و تجدید حیات شود و برنامه های الهی برای تمامی بشریت به اجرا درآید.

ریشه ی شکل گیری اسلام انقلابی کجاست؟

گیلان خبر: بنیادگرایی در جهان سوم با تمام اشکال آن، در واکنش به رفتار غرب که در دوران نوزایی درصدد تحمیل الگوی توسعه خود بر آنان بودند، پدید آمد. بنیاد گرایان مخالف سلطه فرهنگی، سیاسی و اقتصادی غرب هستند و ارزش های غربی را رد می کنند. آنها فرهنگ غرب را سرتاپا انحراف، انتحار، الکلیسم و غیره معرفی می کنند.

نگاه اولیه مسلمانان به غرب، نگاهی همدلانه بود که می گفتند باید از پیشرفت های فنی و مادی غرب بهره گرفت و با غرب تعامل داشته باشیم. در عین اینکه هویت خویش را نیز محفوظ داریم. اما با فروپاشی دولت عثمانی و تجزیه جهان اسلام و باز شدن پای استعمار گران به کشورهای اسلامی و تبدیل شدن این کشورها به مناطقی ضعیف و تحت قیمومت، باعث شکل گیری جریانات اسلام گرا در مقابل استعمار گران شد. یعنی یکی از مهم ترین وجوه شکل گیری جریانات اسلام گرا، در تقابل با پدیده استعمار بوده است که کشورهای مسلمان مهم ترین قربانی این پدیده بوده اند. با یک نگرش تطبیقی می توان گفت که سه اصل مهم که بنیاد گرایان اسلامی مد نظر خود داشته اند و در قالب آنها مقاصد خود را بیان می کنند عبارتند از:

الف) محدود بودن اندیشه و رفتار در حدود کتاب و حدیث

ب) قصور فهم و درک نوع انسان از پی بردن به همه چیز و بی فایده بودن فعالیت های ذهنی

ج ) لزوم پرهیز از هر فکر و کار نو و جدید

بخش عمده ای از جنبش های اسلامی در راستای تقابل با مسئله استعمار و به جهت ارائه پاسخی برای عقب ماندگی کشورهای اسلامی شکل گرفته اند. در بسیاری موارد مانند جنبش شاه ولی الله در هند، ملی شدن نفت در ایران و ... شاهد نزدیکی به ناسیونالیسم نیز هستیم. لذا در این موارد می توان گفت که الزاماً تقابل با مدرنیته مدنظر نبوده است، بلکه تمایلات ناسیونالیستی هم پر رنگ بوده اند.

مهم ترین پیامد حاصل از ارتباط بین کشورهای صنعتی شده و مدرن با کشورهای اسلامی، گسترش مدرنیته به درون ممالک اسلامی بوده است. که مدرنیته از جنبه های گوناگون با آموزه های جریانات اسلامی در تعارض بوده است. این جریانات، در ابتدای ورود مدرنیته به مخالفت با آن پرداختند. چرا که دست آوردها و آموزه های دینی، مذهبی، فرهنگی، اجتماعی و ... خود را در معرض خطر می دیدند. بنابر این تلاش می کردند که ضمن حفظ هویت های دینی و فرهنگی خود، از تأثیر پذیری از مدرنیته اجتناب نمایند.

پیدایش جنبش ها در جوامع اسلامی در وهله اول نتیجه مواجهه این جوامع با مدرنیته توسعه طلب و عوارض منفی ناشی از این مواجهه بوده است. جنبش ها در صدد بوده اند تا همبستگی های گذشته را احیا کرده و یا اینکه نوع جدیدی از همبستگی را بر قرار سازند. جنبش ها از نظر ایدئولوژی ناظر بر آینده بوده و آگاهانه یا ناآگاهانه از دنیای مدرن تأثیر پذیرفته اند.

غربی سازی شتاب زده و افراطی در جوامع اسلامی و عربی، آن هم به صورت سازش ناپذیر آن گونه که انور سادات و ملک حسین انجام دادند، واکنش منفی نسبت به این پدیده را در پی داشت. زیرا چنین وانمود می شد که پیمودن راه غرب و رسیدن به توسعه و اقتدار، جز با دست کشیدن از فرهنگ خودی میسر نیست. لذا این رویکرد، بدبینی و مقاومت برخی گروه های اجتماعی را نسبت به آن تحولات در پی داشت. غربی سازی شتاب زده، مهاجرت گسترده روستائیان به شهرها را نیز در پی داشت که توأم با حاشیه نشینی، فقر و بیکاری بود و به نوبه خود در شکل گیری گروه های مستعد برای حرکت های انقلابی مؤثر افتاد.

هرچند بنیادگرایان در سال های اخیر بیشتر مورد توجه واقع شده اند، اما جنبش آنان، حرکت جدیدی نیست و در میان جوامع اسلامی شایع بوده است. سر بر آوردن این جنبش غالباً بیانگر وجود یک بحران عمیق در درون این جوامع است. تا اینکه حاصل مستقیم اندیشه سیاسی و منطقی اسلامی و یا ویژگی عام چهره جوامع مسلمان. اما بنیادگرایی ضرورتاً تنها واکنش ممکن نیست، چرا که هر جامعه ای، پاسخ متفاوتی نسبت به بحران های مشابه می دهد و وجود یک تاریخچه واکنش بنیادگرانه در یک نقطه ضرورتاً به بازگشت و یا تکرار این پدیده منجر نمی شود. بنیادگرایی اسلامی در هر نقطه جهان، بروز و نماد حق مسلمانان برای برخورداری از استقلال سیاسی، مذهبی و فرهنگی است.

بنیادگرایی اسلامی، خود را در نقش راهبران و منجیان اخلاقی جامعه تصور می کردند، جامعه ای که به نظر آنان به خاطر ارتداد، بی خدایی، فساد اخلاقی و زوال اجتماعی اش قابل سرزنش بود. آنان تاریخ اسلامی را به سوی نزول و سقوط می بینند که باید به دست آنان دوباره احیاء و تجدید حیات شود و برنامه های الهی برای تمامی بشریت به اجرا درآید.

ویژگی عمومی جنبش های اسلامی بنیادگرا نفی حال و بازگشت به گذشته است. نص گرا هستند و فراگیر هستند یعنی در بسیاری از کشورها ریشه دارند. 

جنبش بازگشت به ریشه ها و اصول اسلامی ( بنیادگرایی اسلامی ) در آغاز قرن چهاردهم اسلام، پویایی درونی نیرومندی کسب کرده و مظاهر سیاسی،اقتصادی و استراتژیک عمده ای از خود بجای گذاشته است. بنیادگرایی اسلام، در شکل مبارزاتی اش در عرض دهه ی گذشته در کشورهای مختلف جلوه گر شده است که تعدادی از آنها عبارتند از

-        انقلاب اسلامی در ایران

-        تسخیر مسجد بزرگ کعبه در عربستان سعودی

-        بروز ناآرامی ها در استان شرقی عربستان سعودی (ظهران)

-        مقاومت در برابر اشغال افغانستان از سوی شوروی

-        مخالفت مسلحانه با رژیم بعث عراق

-        ترور انور سادات رئیس جمهور مصر

-        حملات شهادت طلبانه و مبارزه ی مسلحانه علیه نیروهای اسرائیلی، آمریکایی، فرانسوی در لبنان

-        بروز ناآرامی ها در بحرین و بمب گذاری در کویت

-        شورش و تظاهرات در الجزایر، تونس و مراکش

فراملی شدن بنیادگرایی اسلامی نه تنها از ذات و جوهره آن نشأت می گیرد بلکه از این واقعیت نیز ناشی می شود که بنیادگرایی اسلامی علت العلل بی عدالتی ها و تبعیض ها را در ماهیت سلطه جویانه نظام سرمایه داری می بیند. امروزه، به ندرت کشور اسلامی یافت می شود که جنبش احیاگری اسلامی، یک گرایش سیاسی جریان اصلی در آن نباشد. اما امروزه بر اثر تبلیغات رسانه های بین المللی تا مفهوم تروریسم با اسلام گرایی گره بخورد و این خود از حیث روانی و سیاسی تهدید بزرگی برای اسلام گرایی می باشد.


منبع: فرهنگ

 

کد مطلب: 15023

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر