گفت‌وگوی تفصیلی با علیرضا‌ مرندی:

نامزدهای احتمالی جبهه‌مردمی میثاق‌نامه امضا می‌کنند

عضو هیأت مؤسس جبهه مردمی نیروهای انقلاب گفت: نامزدهای احتمالی جبهه مردمی نیروهای انقلاب میثاق نامه‌ها را امضا می‌کنند و اگر کسی فراموش کند می‌توان به او یادآوری می شود.

نامزدهای احتمالی جبهه‌مردمی میثاق‌نامه امضا می‌کنند

گیلان خبر: سیدمصطفی‌خوش‌چشم و امیر توانا، با دقت به سوالات جواب می‌دهد و اگر هم چیزی را نداند حاشیه نمی رود؛ شاید از کسی که سال ها پزشک بوده جز این نباید انتظار داشت حتی اگر 77 سالش باشد.

علیرضا مرندی را خیلی ها هنوز در قامت یک پزشک یا وزیر بهداشت می شناسند؛ البته سال ها حضور در منصب سیاسی و نمایندگی مردم تهران در مجلس شورای اسلامی هم نتوانسته چندان او را وارد سیاست یا به معنای دقیق‌تر بازی‌های سیاسی کند.

این روزها هم معتقدست مانند نمایندگی مجلس، بر اساس تکلیفی که به گردن گذاشته اند عضو هیات موسس جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی شده است.

مرندی در این مصاحبه از روندی که جبهه مردمی تا اینجای طی کرده گفت و تاکید کرد که برایش حیات جبهه پس از دوران ریاست جمهوری مهم تر از خود انتخابات است؛ وزیر اسبق بهداشت در میانه مصاحبه ما را به نقطه ای برد که نتوانستیم از دغدغه های این روزش درباره «طرح تحول سلامت» سوال نکنیم و مرندی هم گلایه هایش از طرح را به صورت فنی و نه سیاسی مطرح کرد.

وزیر اسبق بهداشت در این میان ناگفته هایی هم از طرح «کنترل جمعیت» داشت؛ ناگفته‌هایی که زوایای پنهان اجرا، تداوم و اتمام این طرح را بیشتر روشن می کند.

در ادامه مشروح گفت و گوی خبرنگاران ما با دکتر علیرضا مرندی عضو فعلی هیات موسس جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی و نماینده سابق مردم تهران در مجلس را می خوانید.

 

شاید خیلی ها بخواهند بدانند هدف از تشکیل جبهه مردمی چه بود و چرا این نیاز احساس شد که جبهه ای با این سازوکار تشکیل شود آنهم با حضور چهره هایی که قبلا در فضای سیاسی کشور فعال بودند، به عنوان سوال اول بفرمائید که این ضرورت از کجا احساس شد.

مرندی: حقیقت این است که من جز طراحان اولیه این قضیه نبودم، شاید باید از افرادی که این فکر به ذهنشان رسید در این باره سوال کنید. از من مصرانه خواستند جز هیئت موسس باشم؛ خیلی با طبیعت ذهنی و فکری من مسائلی از این قبیل همخوانی ندارد چون آنقدر درگیر مسائل فرهنگستان و علمی هستم که فرصت ندارم و خیلی هم گروه خونی من با کارهایی از این قبیل جور در نمی آید.

نمایندگی مجلس هم به گردنم گذاشتند و اساسا تمام کارهای اجرایی همین طور بوده و من یک آدم علمی بوده و هستم. از دانشگاه آمریکا آمدم که فقط در اینجا معلم دانشگاه باشم و در تمام کارهای اجرایی من را به زور وارد کردند.

به همین خاطر خیلی مایل نبودم در این کار ورود پیدا کنم اما چون دیدم ذهنیت دوستان این است که اعتماد عمومی هر چه بیشتر جذب شود و هر چه بیشتر مردم در صحنه بمانند متوجه شدم که هدف واقعا انقلاب اسلامی است؛ تصور کردم اگر همکاری نکنم شاید خداوند از من سوال کند که چرا این کار را انجام ندادی و تو که اینهمه ادعای انقلابی بودن داری چرا در این زمینه کمک نکردی.

تداوم حرکت جبهه مردمی مهم تر از انتخابات ریاست جمهوری

به نظرم در این کار صداقت وجود دارد و قصد این است که مردم از پایین خواسته های خود را مطرح کنند. پیش از این کارها از بالا هدایت می شد تا مردم پای صندوق های رای آمده و یا در راهپیمایی شرکت می کردند اما با این طرح بناست که زمینه ای فراهم شود که مردم خود در تصمیم گیری ها و در انتخاب افراد دخیل باشند و مهمتر از آن این است که این کار فقط برای انتخاب رئیس جمهور نیست و نباید هم نباشد.

 

انتخاب رئیس جمهور بسیار مهم است اما طراحی این جبهه یک برنامه دراز مدت برای انقلاب اسلامی است تا جمله معروف رهبر انقلاب که فرمودند من انقلابی هستم در ذهن عامه مردم و به خصوص خواص کشور باقی بماند.

ما هر چه داریم از انقلاب و مردم است بنابراین برای جبهه مردمی باید برنامه ریزی دراز مدت داشته باشیم که چگونه افکار انقلابی را برای خود حفظ کنیم و مردم را حول محور ولایت فقیه حفظ کنیم.

از این رو برای شخص من بُعد دراز مدت بودن حرکت «جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی» ارزشمند تر از هر چیز دیگری بود. به همین خاطر پذیرفتم که جزء یکی از اعضای هیئت موسس باشم. کارهای دیگری هست که بیشتر از این به آنها علاقه دارم اما به خاطر دلایلی که عرض کردم با این جبهه همراه شدم.

برای جلوگیری از تفرقه در حال مذاکره با افراد هستیم

 چرا یک جریان و یک جبهه جدید؟ بسیاری از مردمی که در زمینه سیاسی هم نظر با شما هستند معتقدند با همان سازوکار قبلی چهره هایی بودند که تا حدودی مردمی بوده و می توانستند کار را اداره کنند. چرایی ایجاد یک جبهه جدید هنوز برای بسیاری جای سوال است؟

مرندی: خودم هیچ گاه در جریان این قبیل سازوکارها نبوده ام. به هر حال هر زمانی که نزدیک انتخابات می شویم گروه ها و احزابی وارد صحنه می شوند که صرفا هدفشان انتخابات است و بعد از انتخابات عملا چیزی از آنها باقی نمی ماند جز یک اسم تا انتخابات های بعدی .

این گونه عمل کردن پایه گذاری ماندگاری برای تصمیمات آتی کشور نیست اما جبهه ایجاد شده امید دارد که از این لحاظ فراگیر تر باشد تا اگر احزاب و گروه هایی وجود دارند که خیلی هم گسترده فعال هستند اما برای حفظ انقلاب و مشارکت مردمی با هم همفکری کنند که برای آینده فکری اساسی شود.

اگر بخواهیم برای آینده فکری بکنیم باید عده بیشتری دور هم جمع شوند مردم برای اینکه در انتخاب خود نشان دادند که افرادی که هرچند خوب و مطلوب به صورت منفرد وارد صحنه شدند اقبال مردمی نسبت به آنها وجود نداشته است.

اگر همه با هم جمع شوند آثار گسترده تر و تکیه گاه مهمتری برای مردم و برای نظام جمهوری اسلامی ایران به وجود خواهد آمد تا هم مردم به نظام اعتماد کرده و هم مردم از این چهره ها حمایت کنند.

 یک نگرانی مهمی که وجود دارد  این است که باز در آستانه انتخابات کسانی که منتسب به جریان انقلاب  هستند وارد فضایی شوند که دوباره به صورت مستقل کاندید شده و وارد این سازوکار نشوند. آیا اقدامی یا تحرکی صورت گرفته که حداقل به صورت بیانی این دوستان را به جبهه نزدیک کنید؟

مرندی: بله مذاکرات بسیار زیادی صورت گرفته است امید به این است چیزی که منجر به تفرقه باشد ایجاد نشود. اما به هر حال نمی توان جایگاهی ایجاد کرد که به واسطه آن تحکم نموده یا افراد را مجبور به انجام کاری کنیم.

احتمال هرچیزی وجود دارد اما تمام تلاش ها در حال انجام است که چنین اتفاقی نیفتد.

 خودتان مذاکراتی انجام دادید؟

مرندی: شخصا حداقل هنوز صحبتی نکردم اما از مذاکراتی که صورت گرفته خبر دارم و هنوز هم مذاکراتی در جریان است تا بلکه اتفاق مشابهی که در انتخابات قبلی رخ داد نیفتد اما هیچ چیز قابل پیش بینی نیست. هرروز امید بیشتر می شود که چنین اتفاقی که منجربه تفرقه شود رخ ندهد.

مشکلات معیشتی مردم یکی از دغدغه های اصلی جبهه مردمی است

 دغدغه ای که امروز وجود دارد شرایط آتی کشور بعد از انتخابات ریاست جمهوری است. فضای امروز کشور دغدغه هایی از جمله معیشت و اقتصاد را برای مردم به وجود آورده است دولت یازدهم با شعار تعامل با دنیا و سیاست خارجی پا به عرصه وجود گذاشت و این توانست تاثیرگذار باشد اما هدفی که از مذاکرات اعلام شد و شاید به نتیجه هم نرسید بهبود وضعیت معیشت مردم از طریق برداشته شدن تحریم ها بود؛ فکر می کنید «جبهه مردمی» در این فضا چه کارهایی باید انجام دهد چون تمام مردم دیدگاهشان درباره دوران بعد از انتخابات این است که باید بهبود در معیشت مردم ایجاد شود چه با همین دولت و چه با دولتی دیگر ضمن اینکه ناامیدی نسبت به عملکرد این دولت وجود دارد.

مرندی: اتفاقا یکی از دغدغه های جبهه همین است و البته دغدغه همه باید همین باشد. درست است که انقلاب اسلامی یک انقلاب خدایی برای اهداف اسلامی است اما اسلام نگفته که مردم باید در فقر و تنگ دستی و مشکل زندگی کنند زندگی دنیا باید تامین شود که لطمه ای به اعتقادات مردم زده نشود.

یکی از دغدغه های همه دوستان مسائل اقتصادی است و یکی از امید های جبهه که به آن اصرار و پافشاری هم دارد این است که علاوه بر انتخاب یک نفر بین همه افراد داوطلب که خود مردم معرفی می کنند و پالایش می گروهی هم باشند که صاحب نظر اقتصادی و غیره بوده و با فرد انتخاب شده شرط شود که منفردا نمی تواند کشور را اداره کند. باید گروهی انتخاب شوند تا کشور را اداره کنند.

لذا داوطلبان ریاست جمهوری اگر روزی کنار گذاشته شدند و از بین همه آنها فردی که بین مردم مقبولیت بیشتری داشت انتخاب شد، افرادی که کنار می روند آمادگی خود را نشان دهند تا با فرد باقی مانده همکاری کنند.

اینها باید قول بدهند که با هم همکاری کنند و این بُعدی است که جبهه به آن پافشاری می کند، البته کسانی که در معرض انتخاب هستند نیز به این مسئله ابراز تمایل کردند. به هر حال یک کار تیمی نتیجه کار موثر تری را به دنبال خواهد داشت.

کسی ممکن است رئیس جمهور یا وزیر شود واین ذهنیت در او به وجود آید که من الزاما فرد خبره ای هستم از این رو از چهره های توانمند دیگر استفاده نکند اما هنر این است که فرد مسئول از افرادی که حتی از خود توانمندتر هستند استفاده کند، متاسفانه ولی این ضعف امروز در وزارتخانه های ما وجود دارد که فردی حتی گاهی سابقه اجرایی نداشته و مشکلات کشور را نمی شناسد اما مسئولیت مهمی را اختیار می کند و تصورش این است که تمام خبرگی های کار را دارد و آنوقت کارهایی انجام می شود که می تواند برای کشور مشکلات عظیمی را به دنبال داشته باشد که همین امروز این مشکلات در حال رخ دادن است.

مردم به منتخبان خود اعتماد بیشتری دارند و در این صورت مشارکت کرده و اعتماد می کنند که به این اعتماد نیاز است چون بدون مشارکت و اعتماد مردم نمی توان کاری را از پیش برد. درست است که مسئولان تصمیماتی را اتخاذ می کنند اما اگر مردم به آن اعتماد نداشته باشند اتفاق مطلوبی رخ نخواهد داد.

 این بحث مطرح شده که اگر گروهی از منتخبان در مجامع عمومی در نهایت با انتخاب کاندیدای نهایی کنار گذاشته شوند این مسئله را بپذیرند و در نهایت از سوی کاندیدای نهایی در امور بعدی از این افراد که در معرض کاندیداتوری بودن یا کاندید شدند استفاده شود؟

مرندی: بله این تعهد از دوستان گرفته می شود. برای افراد واضح است که هر چقدر افراد مردمی تر باشند این تعهد را خیلی راحت تر می پذیرند. کسی که می خواهد به این نظام کمک کند باید فرد ایثارگر بوده و خود بین نباشد و همه مصلحت‌ها را قبول کند تا نظام حفظ شده و مردم را به حداکثر امکانات معیشتی برساند، رشد اقتصادی را بیشتر کرده و بیکاری را به حداقل برساند؛ طبیعتا اینها میسر نمی شود جز با همکاری؛ کسی که این شرط را نپذیرد بدون شک فرد مطلوبی نیست البته ما تا کنون کسی را نداشتیم که این شرط را نپذیرد بلکه افراد اغلب خودشان این مسئله را به طور داوطلبانه مطرح می کنند و این ما را امیدوار می کند که در آینده کارها کارشناسی تر شده و دقیق تر و تیمی تر پیش رود.

همه کاندیداهای احتمالی جبهه، میثاق نامه را امضا می‌کنند

 ما تجربه تلخ انتخابات قبلی را داریم کسانی که منتخب شدند و قول دادند که برای وحدت کناره گیری کنند اما در زمان انجام وعده خود را فراموش کردند. در سال نیز 84 توافق شده بود فردی که انتخاب می شود با سایرین کار کند اما این اقدام چندان جدی گرفته نشد. جبهه چه سازوکار اجرایی برای این کار طراحی کرده؟

 

مرندی: افراد آنقدر به این پیشنهاد معتقدند که میثاق نامه ها را امضا می کنند شاید افرادی که در آن دروه با هم قرار گذاشته بودند شاید خیلی شفاف یا عمیق روشن نکرده بودند من در آن سازوکار نبودم ولی به هر حال تجربه و شکست تلخی بود اما در این باره وقتی میثاق نامه ها امضا می شود اگر کسی فراموش کند می توان به او یادآوری کرد. خوشبختانه الان هیچگونه مقاومتی در این باره از سوی افراد در جبهه مردمی وجود ندارد بلکه پیشنهاد خود افراد بود.

گریزی بزنیم به عملکرد دولت فعلی در زمینه های مختلف برای آنکه گاهی حتی دیدگاه های جبهه به نتیجه برسد که با این عملکرد در تعارض است. فکر می کنید طرح های اینچنینی که با صدای بلندی اجرا شد چقدر تاثیر داشت در اینکه مردم نگاهشان به این معطوف شود که باید کار جدیدی انجام گیرد. برای مثال طرح تحول سلامت در ابتدا با استقبال مردم مواجه شد چون داشتن خدمات درمانی و دفترچه بیمه برای مردم آرامش روانی را به دنبال داشت اما شما به عنوان کسی که از پشت پرده این طرح با خبر هستید فکر می کنید این عملکردها توانسته ضرر پنهان را به اعتماد عمومی در پی داشته باشد.

وزارت بهداشت با منتقدان طرح سلامت برخورد بدی کرد/ هرجا لیبرال بازی درآوردیم ضربه خوردیم

مرندی: هیچ چیزی بدتر از این نیست که یک مسئله شفاف نباشد. اگر ما یک کار خوبی را انجام می دهیم خوب است که تمام ابعاد آن را به طور شفاف اعلام کنیم چون نیازی به پنهان کاری ندارد اگر می خواهیم خدمتی را انجام دهیم حتی اگر نظر دیگران چیزی دیگری باشد باید شفاف اعلام کنیم و اگر نظر دیگران چیزی خلاف نظر ما بود می توانیم نظر دیگران را رد کنیم که این حرف نادرست است.

اما این اتفاق درباره طرح تحول سلامت رخ نداد. افرادی بودند که سابقه کار در وزارت بهداشت داشتند و می توانستند کمک فکری کنند اما از آنها استقبالی نشد و در حقیقت رانده شدند حتی کسانی که در این باره داوطلب بودند نه تنها از آنها استفاده نشد بلکه در برابر آنها سدهایی هم گذاشته شد افرادی هم که از خود گذشتگی داشتند علی رقم ناملایمات نظرات خود را بیان کردند اما تحقیر شدند.

در برخی جلسات که فرصت اظهارنظر بود آن هم در دوران ابتدایی و آغازین وزارت آقای دکتر قاضی زاده هاشمی مطالبی را عنوان کردم اما خیلی استقبال نبود و حتی برخوردهای ناخوشایندی هم صورت می گرفت. با آقای دکتر پزشکیان بدترین برخورد صورت گرفت اما چون از من ایثارگرتر بود  بازهم حرف خود را زد و تحقیرها را بیشتر از من تحمل کرد.

این کار قشنگی نیست. نیتی که ابتدا مطرح شد بسیار ارزشمند بود فرمایش رهبری در ابتدا این بود که باید کاری کنیم که مردم در ارتباط با مسئله بیماری غیر از دغدغه بیماری دغدغه دیگری نداشته باشند و از لحاظ مالی تمام تامین های لازم را انجام دهیم. نیتی که پشت این فرمایش بود ارزشمند بود اما ما می توانستیم این کار را در قالب سیاست های کلی سلامت که مقام معظم رهبری ابلاغ کردند دنبال کنیم.

سیاست کلی سلامت مکتوب بود که سالهای طولانی روی آن کار شده بود هر صاحب نظر دعوت شده و نظر خود را مطرح کرده بود. در مجمع تشخیص مصلحت نظام هم بر روی آن بحث و تبادل نظر صورت گرفته بود و در پایان کار چیزی ارزشمند تهیه شد. اگر همان مطالبی که رهبری فرموده بودند اجرا می شد این طرح امروز اینهمه گران تمام نمی شد.

امروز بدون مشورت هر دارویی که فکرش را بکنیم در هر گوشه دنیا که حتی ارگانهای دولتی آن را تایید نکردند استفاده می کنیم. هر کشوری لیست دارویی دارد که صاحب نظران آن را تایید کردند اگر قرار است لیست دارویی در کشور ما تغییر کند و برخی داروهای دیگر وارد کشور شوند باید همان صاحب نظران دوباره جمع شده و این لیست را تایید کنند.

داروهایی برای تقابل با سرطان که اصلا کارایی آنها مشخص نیست. کشورهایی که این داروها را استفاده می کنند که آن هم در موارد خاص هر کدام راهنمای بالینی دارند که کجا و برای چه بیماری باید کدام دارو استفاده شود ما این داروها را با گشاده دستی برای موارد باید و نباید استفاده می کنیم باید دید مصرف این داروها چقدر خسارت به دنبال دارد که البته خسارت های مالی آن به جای خود باید دید چقدر خسارت به سلامتی افراد می زند.

در ژانویه امسال در یک مجله علمی مقاله ای چاپ شده که از بین کشورهای توسعه یافته تا کشورهای توسعه نیافته ما چقدر بیش از حد خدمات ارائه می کنیم. وقتی خدماتی بیش از حد در یک زمینه می دهیم بدون شک برخی خدمات دیگر را ارائه نمی کنیم تکلیف آنها چه می شود.

 درباره  خدماتی که ظاهرا ارئه می دهیم افراد پرنفوذی هستند که این داروها را طلب می کنند و اقدام به واردات آن می کنند. زمانی که من در وزارت بهداشت بودم فقط یک جا داروهای تک نسخه ای ارائه می کرد که من آن را بعد از انجام یک بازدید تعطیل کردم چون دیدم پشت پرده آن یک ارگان دولتی این داروها را می فروشد. ارگان دولتی هم که می تواند مشکل آفرین باشد.

بعد از انقلاب هرجا کمی کار را شل گرفتیم ضرر کردیم. هرجا لیبرال بازی در آوردیم آسیب آن را دیدیم. باید همیشه درحال دفاع اقتصادی، سیاسی و فرهنگی باشیم. در چنین شرایطی که اقتصاد مقاومتی بیان می شود این مسئله را رعایت نکردیم.

دولت یازدهم بیمه ها را بی‌ارزش کرد/ یکی از وزرای دولت گفت هرجا پولی داریم خرج طرح سلامت می‌شود

مردم محروم کشور ما که اصلا دسترسی به پزشک ندارند تا بخواهند بیماری مثل سرطان را پیشگیری کنند یا در مراحل اول بیماری آن را درمان کنند بنابراین این گونه داروها بیشتر برای متنفذین است. وقتی دولت هرچه پول دارد در این بخش خرج کرده کشور ورشکسته می شود چنانچه بیمه ها امروز ورشکسته هستند. یک مطلب نادرستی اول کار بیان شد که آقای  رئیس جمهور گفت هرجا بیمه نداد دولت پرداخت می کند این یعنی بی ارزش کردن بیمه در این شرایط بیمه دیگر ارزشی ندارد.

 اینکه اگر بیمه نداد دولت می دهد پس بیمه دیگر معنی ندارد. این آوردن پول هایی بیشتر از توانایی کشور در بخش درمان است.

تقریبا تمام وزرای بهداشت قبل از شروع کار برای مشورت پیش من آمدند از جمله همین آقای دکتر هاشمی که من درباره درمان به آنها گفته ام که واقعا درمان چاه ویل است باید سرمایه گذاری ها را روی پیشگیری های اولیه قرار داد تا فرد اصلا مریض نشود که بخواهیم هزینه درمان بپردازیم. به همه گفتم که درمان هزینه زیادی دارد و اگر برای پیش گیری سرمایه گذاری نکنید به جایی نخواهید رسید.

یکی از وزرای کابینه که در مسائل اقتصادی هم دخیل است در دفتر کارش از من سوال کرد که شما چه نظری دارید گفتم من به شدت نگران آینده این کار هستم البته وی هم نگرانی خود را اعلام کرد اما گفت که دولت و خود آقای رئیس جمهور می خواهد که حتما این کار انجام شود و ما هرجا هر پولی داریم خرج این کار می کنیم.

 

 آقای ربیعی بودند.

مرندی: نه. اگر آن آقای وزیر می خواست خودش علنی می گفت. اما به هرحال به شدت مجبور شدند این کار را انجام دهند. آقای ربیعی که علنی اعلام کردند و به دفعات گفته است.

 من سالهاست که از دفترچه بیمه استفاده و دارو تهیه می کنم اما در یک سال اخیر وقتی به داروخانه همیشگی رفتم فردی که با او دوست هستم و اتفاقا از طرفداران آقای روحانی هم هست به من گفت به نظر می رسد که آقای روحانی دیگر پول ندارد ما مدتی است که دفترچه را قبول نداریم و همه هزینه دارو را آزاد حساب می کنیم.

این دفترچه آنقدر اعتبار داشت که کسی نمی گفت ما آزاد حساب می کنیم. درحالی که در سیاست های کلی سلامت ابلاغیه مقام معظم رهبری و قبل از آن درهر برنامه پنج ساله و در تمام قوانین ما اولویت بهداشت بر درمان، اولویت سرپایی بر بستری، اولویت بستری عمومی بر تخصصی آمده است اما امروز عکس این عمل می شود. این ها ضرر های هنگفت است.

مجله نیوزویک در سال 2011 و مقالات عدیده در مجلات علمی اعلام کرده که ما نمی توانیم از عهده این هزینه ها برآییم. پرچم سفید را بلند کردند و گفتند در این باره ورشکست شدیم. لذا تلاش می کنند خودشان را محدودتر کنند.

آقای دکتر موسی زرگر دومین وزیر بهداشت ایران بود که بعد از وزارت نماینده مجلس شد در 8 ماهی که وزیر بود طرح «ژنریک» را با مرارت بسیار اجرا کرد من معاون وی بودم ستادی درست کردند که عضو آن ستاد بودم. در آن زمان تمام شرکت های بین المللی از طریق نمایندگی های خود در ایران اعلام کردند که با این طرح مخالف هستند.این طرح را پیاده کردند که صرفه جویی فوق العاده ای برای کشور ما داشت اما امروز این طرح سست تر و سست تر شده است.

اروپا مدتهاست که طرح «ژنریک» را تقویت می کند در آمریکا 88 درصد نسخه ها در سال 2014 ژنریک بود (طبق گزارش سال 2015)  و چه صرفه جویی های هنگفتی انجام می دهند. ما باید برگردیم به آن رویکرد و جبهه مردمی نیروهای انقلاب باید کاری کند که این سلیقه ها بدون مشورت وارد کار نشود که هزینه های هنگفتی را به دنبال دارد. کسی نمی تواند امروز این وضع را جمع کند چون خدمات پزشکی گران شده درحالی که وظیفه مدیران این است که هزینه ها را کم کنند.

اگر این هزینه ها کم شود می توان با کیفیت بهتر و با نظارت بیشتر خدمات داد والا پول ریختن های مداوم هنر نیست اینکه پول خرج کنیم و نظارتی نباشد مشخص نمی شود که این سرمایه کجا خرج شده است.

به قول آقای دکتر شهریاری که چندسال رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس بود عمل «آب مروارید» که در کشور ما انجام می شود بیش از نیمی از آن غیر ضروری است. این مسئله در رشته های دیگر هم وجود دارد. متاسفانه وقتی به معاون درمان وزارت بهداشت گفتم که 20 سال است که سطح بندی خدمات در رشته نوزادان را نوشتیم و وزرای قبلی هم آن را اجرا کردند ولی در زمان شما متوقف شده است درحالی که سطح بندی نوزادان در سیاست های کلی سلامت وجود دارد و به تصویب انجمن نوزادان، زنان و زایمان و انجمن های علمی کودکان و پری‌نتالوژی رسیده پاسخ داد آن زمان گذشته است که مردم برای دریافت خدمات باید به سطح بندی مراجعه کنند.

ما برنامه داریم همه خدمات را در هرجا که مردم زندگی می کنند ارائه کنیم.

این عاقبت حکم هایی است که افراد دریافت می کنند و فکر می کنند آنچه خودشان معتقد هستند درست است و نه آنچه علم و تخصص می گوید. خوب این مسئله موجب می شود به جای تلاش برای پیشگیری از مهمترین قاتل مردم که امروز سرطان و سکته است حتی در شهرهای کوچک بخش های قلب درست می کنیم مدام آنژیو گرافی انجام می دهیم وقتی در یک شهر کوچک به حد کافی مراجعه وجود ندارد پزشک متخصص مجبور می شود برای تامین درآمد خود بی دلیل هم عمل آنژیوگرافی را تجویز کند همین باعث می شود که مرگ و میر زیاد شده و هزینه ها هنگفت می شود؛ اینها با اقتصاد مقاومتی و روحیه انقلابی گری سازگار نیست.

این نوع شیوه های مدیریتی را ما در سالهای اخیر شاهد بودیم و دولت فعلی هم با نقد این شیوه ها روی کار آمد. اعلام کرد که که با کاندیداهای رقیب هم مشورت می کنیم و در ابتدای کار حتی جلسه ای با آنها برگزار کردند. این نوع شیوه مدیریتی دوباره در این دولت ادامه پیدا کرد درحالی که قرار بود این دولت، دولت کارشناسان و نخبگان باشد.

مرندی: چون نظارتی روی آن نیست. جبهه مردمی باید گروه های خبره را دور هم جمع کند و به کاندیدای نهایی بقبولاند که این گروه های باید مشاور تو بوده و با دولت تو همکاری کنند. نامزدهای ریاست جمهوری اعلام آمادگی می کنند و بقیه کاندیداها در اداره امور کشور مشورت می دهند، ممکن است نخواهد الزاما فردی از آنها را برای وزارت انتخاب کند اما اینها حضور دارند و شما از اینها استفاده می‌کنی. همین تک روی هایی که داشتیم چه در این دولت و چه در دولت قبل هزینه داشته است.

آنچه  به عنوان یارانه در دولت قبل به جای محرومان به همه مردم داده شد دیدیم که چه خسارتی وارد کرد اینها کارهایی است که با مشورت کم یا بدون مشورت انجام می شود. وقتی کسی یک نظری پیدا می‌کند چون فکر خودش است می خواهد تا ته آن برود و کاری ندارد که دیگران چه می گویند.

شک ندارم که برای اجرای طرح کنترل جمعیت نزد خدا اجر می‌گیرم

برخی انتقادات در هفته های اخیر درباره شما و یکی دیگر از اعضای جبهه مردمی مطرح شده است. درباره شما نسبت به طرح کنترل جمعیت و کم کردن باروری در دهه 70 که رهبری در این باره عذرخواهی کردند. حسن عباسی گفته بودند که آقای مرندی این طرح را اجرا کردند که تفکری لیبرالی پشت سر آن بود. پاسخ شما درباره این اتفاق چیست و چرا در آن دوره باروری کنترل شد.

مرندی: آقای حسن عباسی را شخصا نمی شناسم اما درباره توضیح این مسئله باید بگویم در برنامه دستخط یک بار از من سوال کردند که جواب دادم. از نظر خودم تردید ندارم که در آن دنیا اجر خودم را می گیرم. پیام مقام معظم رهبری را هم تا چند هفته قبل در تلفن همراهم نگه داشته بودم که مشکل جمعیت ما یه زمان مشکل جدی بود درمان آن همان بود که شد چندین بار تاکنون این را فرموده اند. درجلسه مسئولان نظام چندبار گفتند که این کار در آن زمان درست بود ولی ما باید بعد از آن این مسئله را رصد می کردیم که نکردیم.

مقام معظم رهبری در جلسه ای که برای اولین بار به کندی رشد جمعیت اشاره کردند در همان جلسه بلافاصله فرمودند که این اقدام در زمان خود اقدام درستی بود. حداقل چهار بار خودم از رهبری شنیدم که فرمودند نسخه آن زمان برای کنترل رشد جمعیت همین بود.

وقتی از آن جلسه بیرون آمدیم خدمت ایشان عرض کردم این جمله که شما فرمودید برای خیلی از مردم که شنیدند شاید اهمیتی نداشته باشد اما برای من خیلی آرام بخش بود گفتند چطور گفتم همین چند روز پیش یک روحانی از قم در کمیسیون بهداشت و درمان مجلس به من گفت شما چند میلیون رو کشتی چون اجازه ندادی به دنیا بیایند که ایشان فرمودند کار درستی کردی یادت نمی آید که من هم به تو کمک کردم.

من با پشتوانه مجوز غیر مستقیم امام (ره) و رهبری این کار را انجام دادم و مطمئن هستم که کارم اجر دارد چون در غیر این صورت الان باید ده ها میلیون بیکار دیگر و نان خور بیشتر در کشور می داشتیم. به هرحال براساس رشد 3.9  درصدی باید هر 17 سال جمعیت کشور دو برابر می شد اگر این روال ادامه پیدا می کرد جمعیت کشور ما امروز چند برابر بود.

الان برای به کارگیری همین تعداد جوان و تغذیه و آموزش آن دچار مشکل هستیم. از یک سو سواد آموزی بر روی مسئله بی سوادی کار کرده تا آن را کاهش دهد اما از سوی دیگر فرزندان ما به دلیل نبود امکانات یا نام نویسی مدرسه انجام نمی دهند یا در میانه راه تحصیل را رها می کنند کسی هم ککش نمی گزد.

ما با همین عده جمعیت شاهدیم که مدارس چه وضعیتی دارند، دانشگاه ها هم که پولی شده و هر روز به اسم پردیس و بین المللی سر مردم کلاه می گذاریم و محرومان جامعه هم به دانشگاه راه پیدا نمی کنند در حالی که عدالت و توجه به محرومان اصل و اساس دین ماست.

عدالت اجتماعی و عدالت در سلامت شعار امام و فرموده امروز رهبری است. ما امروز با همین جمعیت که کنترل شده است پاسخگوی نیاز مردم نیستیم اگر قرار بود این میزان جمعیت هم به جمعیت کنونی اضافه می شد ما با مشکلات امنیتی مواجه می شدیم. سوء تغذیه در کشور به وجود می آمد و فقر بی داد می کرد.

این طرح به ذهن من رسید و دولت در نهایت آن را به عنوان یک طرح تصویب کرد و در مجلس به قانون تبدیل شد و شورای نگهبان نیز بر آن صحه گذاشت. شخصا با سران سه قوه در این باره صحبت کردم.

امام به شروع طرح کنترل جمعیت چراغ سبز نشان دادند

 به نظر بی انصافی می شود. یعنی در حقیقت به خاطر متامع سیاسی بخشی از حرف آقا را دریافت می کنند. آخرین بار در صحبت آقا آذر 92 صحبت آقا را شنیدم که فرمودند این کار به موقع خود خوب بود ولی از یک جایی به بعد باید جلوی آن را می گرفتیم.شما هم بر این مسئله اعتقاد داشتید و از یک جایی به بعد عنوان می کردید که بس است و این کار باید متوقف شود.بفرمایید که مستند شود که شروع طرح از چه زمانی تا چه زمانی بود شما به عنوان اولین نفراتی که عقیده داشتید حالا وقت آن شده که طرح متوقف شود و در این باره هم تلاش های بسیاری را انجام دادید.

مرندی: قبل از اینکه این کار را شروع کنیم بحث می کردیم که باید به چه رشدی برسیم  که فکر می کنم براساس قانون مقرر شد تا دو و نیم درصد رشد جمعیت را پایین بیاوریم که همه می گفتند این کار شدنی نیست. این مسئله به سالهای اواسط وزارت من برمی گردد. این مسئله کش پیدا کرد چون من باید در این باره با سران سه قوه مشورت می کردم و مسئله را با آقای منتظری که قائم مقام امام بود مطرح می کردم برای امام نامه نوشتم و تمام این مراحل را طی کردم. امام که ولی امر بودند هرگز نگفتند که این کار انجام نشود. امام مکتوب جواب دادند که مطلب جمعیت مهم است و کنترل جمعیت باید در رسانه ها و دانشگاه ها مطرح شود نگفتند مخالف هستم.

چراغ سبزی که امام برای این مسئله به ما نشان دادند به این معنی بود که این اقدام مخالفی ندارد.بعضی از مراجع کنونی هم موافقت خود را با کنترل نسل اعلام کرده بودند.

مرکز آمار، آمارهای ما درباره کنترل جمعیت را قبول نداشت

در رسانه ها همه در موافقت با این اقدام نوشتند و در دانشگاه ها هم که اساتید از خدا چنین چیزی را می خواستند بنابراین هیچ کس مخالفت نمی کرد.

در بودجه سالیانه یک بودجه متمم هم برای تنظیم خانواده نوشتیم و به مجلس فرستادیم. در این مرحله پایان دوره وزارت من بود که تصویب این لایحه و به قانون در آمدن آن بعد از من انجام شد و کارهای اجرایی آن هم پس از آن صورت گرفت.

 

این مراحل قانونی شدن آن بود وقتی من دوباره برگشتم شاخص های بهداشتی را به طور مرتب پیگیری می کردیم که ببینیم مثلا واکسیناسیون و مبارزه با اسهال و فلج اطفال چه تاثیری بر روی شاخص ها دارد و نتایج بررسی ها را اعمال می کردیم.

مرکز آمار ایران اعلام می کرد که به وزارت بهداشت ارتباطی ندارد که در آمار دخالت کند ما کارشناس هستیم و پاسخگو می باشیم به اطلاعاتی که وزارت بهداشت اعلام می کند توجه نکنید.

سازمان ملل، سازمان جهانی بهداشت، بانک جهانی و تمام سازمان های بین المللی اعداد و ارقام مرکز آمار را قبول داشتند چون مرکز رسمی کشور بود بنابراین همه شاخص هایی که برای جمهوری اسلامی ایران در آمارهای سالیانه خود می نوشتند براساس اطلاعات مرکز آمار بود.

در آن دوره مرکز آمار هر ده سال یکبار سرشماری می کرد. علی رغم اینکه مرگ و میر مادران و کودکان زیر پنج سال و زیر یک سال در این مدت بهبود پیدا می کرد اما مرکز آمار همان اطلاعات خود را ارئه می داد و سازمان های بین المللی هم به استناد این آمار و ارقام اسفناک را ارائه می دادند که بی حیثیتی برای ما و دلسردی برای کارکنانمان بود.

من به بانک جهانی و سازمان ملل و سازمان بهداشت جهانی نامه نوشتم که شما خودتان افراد متخصص بفرستید که شاخص های ما را بررسی کنند پیگیری های زیادی انجام دادم که در نهایت برای این کار آمدند و پس از بررسی‌ها گفتند حرف هایی که شما می زنید درست است و از آن به بعد در نشریات بین المللی خود اقرار کردند و یک باره برای ما در دنیا هیاهو درست کردند که این ها چه تحولی در زمینه بهداشت ایجاد کردند که آبروی آن برای جمهوری اسلامی بود.

در آن زمان رشد جمعیت برای آنها به عنوان شاخصه ای برای رده بندی کشورها نبود به همین خاطر آنها به رشد جمعیت توجهی نکردند اما ما همانطور که شاخص های دیگر را هر سال اعلام می کردیم رشد جمعیت را هم اعلام می کردیم که مثلا رشد جمعیت از 2.2 به 1.9 و بعد به 1.7 و 1.4 رسید تا آخر.

به طور مرتب تا ما آمار می دادیم مرکز آمار هم اعلام می کرد که وزارت بهداشت بی ربط می گوید. تا اینکه موقع سرشماری 10 ساله رسید و مسئولین مرکز آمار متوجه شدند که نه تنها آمار های ما درست بوده بلکه رشد جمعیت کم تر هم شده، یعنی به جای آمار 1.41 ما، آنها به آمار 1.2 رسیدند.

اجرای طرح از چه زمانی بود؟

مرندی: تصویب قانون که فکر می کنم سال 68 یا 69 بود.

چیزی که جمعیت شناس ها می گویند این است که مردم منتظر تصویب قانون نماندند.آنها  قبلا تنظیم خانواده را حرام می دانستند برای همین بعد از انقلاب همان اقداماتی هم که پیش از انقلاب انجام می شد متوقف شد به همین خاطر رشد جمعیت به یک باره به 3.9 درصد رسید. منتها تفسیر جمعیت شناسان این بود که شروع کاهش رشد جمعیت هم‌زمان با بیانات امام بود که فرمودند این مسئله می تواند مطرح شود. این صحبت ها به منزله این بود که چنین اقدامی حرام نیست.

توصیه رهبر انقلاب درباره کنترل جمعیت در زمان ریاست جمهوری

برای همین دلیل آنچه را که جمعیت شناسان می گفتند غیر ممکن است و بدبین بودند که رشد جمعیت به تعداد قابل توجهی کاهش پیدا کند، اتفاق افتاد؛ البته حال آیا علت سرعت کاهش رشد جمعیت، وضع اقتصادی بود و یا عوامل دیگری، من کارشناس آن نیستم.

ما قتل عام نکردیم مردم خودشان خواستند. تا زن و مرد موافق نباشند بدون اجازه این کار امکان پذیر نیست.

در زمان ریاست جمهوری مقام معظم رهبری یک روز که برای افتتاح شعبه انستیتوپاستور عازم کرج بودند در طول مسیر من در خودرو ایشان نشستم و تمام مسیر را درباره مسئله تنظم خانواده صحبت کردیم ابتدا تحمل شنیدن صحبت های بنده را نداشتند اما من دلایل خود را عنوان کردم که چرا چنین می گویم. موقع برگشت از آن سفر گفتند فلانی مراقب دومسئله باش یکی اینکه بدون مشورت روحانیت کاری را نکنی و دیگر اینکه نگذار شعار های زمان شاه که دو فرزند کافی است زنده شود.

به خاطر همین فرمایش رهبری من هرگز در زمانی که خودم مسئولیت داشتم در وزارت بهداشت شعار دو فرزند کافی است را مطرح نکردم.

شنیدم در زمان وزیر دیگری این شعار نوشته شد اما مسئولیت آن با من نیست.

بعد از سرشماری 10 ساله مرکز آمار ایران جواب داد که رشد جمعیت بدتر از آنی شده که ما فکر می کردیم. به هرحال رصدهایی که ما مسئول آن نبودیم اما انجام دادیم نفی شد.

اگر طرح کنترل جمعیت اجرا نمی‌شد، به مشکل برمیخوردیم

تا چه سالی فکر می کنید این طرح مفید بوده است؟

مرندی: تا 2.5 درصد جایگزینی اتفاق می افتد حتی تا 2.1 درصد هم جایگزین اتفاق می افتد اما ما گفتیم کنترل جمعیت تا 2.5 درصد انجام شود ولی اگر مردم نخواهند بچه دار شوند که نمی توان قانون را عکس کرد. فردی تصمیم می گیرند ازدواج نکن کما اینکه ما 13 میلیون ازدواج نکرده داریم. وقتی ازدواج نباشد فرزند هم متولد نمی شود و در نهایت باروری و رشد جمعیت کم می شود.

لازمه افزایش جمعیت ازدواج در سنین پایین است وقتی سن ازدواج امروز بالا رفته نمی توانند بچه دار شوند مگر اینکه از راه های خاص گران قیمت آن هم فقط افراد ثروتمند استفاده کنند و چه بسا کسانی قابلیت یک فرزند بیشتر پیدا نکنند.

اشکالی ندارد از نظر من که این اتفاقات را به گردن من بیندازند. وجدان من راحت است در طی این سالها که من وزیر بودم آقای مقدم که مسئول روابط مردمی بیت رهبری هستند گفتند که آقا در طی مسافرتی با این کار مخالفت کردند من بلافاصله در هر دو نوبت دوان دوان رفتم نزد آقا که یک بار هم آقای هاشمی رفسنجانی حضور داشتند با مقام معظم رهبری صحبت کردم و گفتم به دلیل بیماری قلبی پای من لب گور است؛ اگر شما ذره ای در این باره مطلبی دارید من فتیله آن را در وزارتخانه پایین می کشم. که فرمودند کار خودت را انجام بده.

دلم نمی خواهد رهبری بیشتر از این به خاطر تنظیم خانواده و رشد جمعیت اذیت شوند اما در عین حال اطمینان دارم که به خاطر این اقدام در روز قیامت اجر خواهم داشت چون به اعتقاد بنده اگر  رشد جمعیت به همان ترتیب پیش می رفت، امنیت انقلاب به خطر می افتاد.

تهدیداتی که جمهوری اسلامی را دنبال می کند همین مسائل است اگر این رشد جمعیت ادامه داشت ناامنی و اعتصابات در کشور بیداد می کرد.

کمتر کاری را این همه مطمئن هستم که برای رضای خدا انجام دادم و نگران بودم که اگر از این فکر دست بردارم چگونه پاسخ خدا را بدهم هیچ کدام از آقایان هم نمی گفتند که چرا این کار را دنبال می کنی.

مرحوم آقای موسوی اردبیلی گفت تو درست می گویی من هم از این به بعد در خطبه های نماز جمعه درباره رشد جمعیت صحبت نمی کنم اما بیشتر از این نمی توانم کاری انجام دهم چون آقای موسوی اردبیلی در نمازجمعه تبلیغ فرزند آوری می کرد.

آقای منتظری هم همین طور گفت قبول دارم حرف شما را و از این به بعد در خطبه های نماز جمعه در این باره صحبت نمی کنم اما اگر فکر می کنی بیشتر از این کاری انجام می دهم یا حرفی می زنم کور خوانده ای.

امام هم نگفتند که مخالف هستم درحالی که می توانستند جواب نامه من را ندهند اما ایشان اعلام کردند باید در رسانه ها و دانشگاه ها به این مسئله پرداخته شود.

زمانی که معاون بهداشت شدم به طور دائم به روستاها و مناطق محروم می رفتم مصیبت مردم را که می دیدم احساس می کردم که باید کارهایی انجام داد. همان موقع شبکه بهداشت و درمان را تاسیس کردم و به خاطر وضع مناطق محروم و نیاز به پزشک جمعیت پزشکان را زیاد کردم همه دانشگاه های گروه پزشکی را با وزارت بهداری ادغام کردم و وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی تشکیل شد.

ابتدای انقلاب به من می‌گفتند «وزیر آمریکایی»/ حالا که خانواده خودشان آمریکا هستند، آنجا خوب شده!

45 روز در خانه خودمان در اوج زمستان نفت برای روشن کردن شوفاژ نداشتیم، مدارس چهار شیفت شده بود، بنزین کوپنی بود و به دلیل محدودیت ظرفیت، امکان ورود به آموزش عالی وجود نداشت من اینها را می فهمیدم و باید کاری می کردم همان طور که برای شبکه سلامت خودم را به آب و آتش زدم در دورانی که پول نبود و دولت هم تصویب نکرد با نمایندگان رایزنی کردم تا آنها را برای راه اندازی شبکه که خودشان در ابتدا مخالف بودند راضی کنم.

زمانی که آقای دکتر منافی وزیر بود من معاون بهداشت بودم هر روز از ساعت 4:30 صبح هر چه را که درباره شبکه سلامت آموزش می دیدم را به ایشان یاد می دادم. من هم از اول بلد نبودم.

آقای دکتر منافی وقتی در مجلس گفت می خواهیم خانه بهداشت راه بیندازیم برخی می خواستند او را کتک بزنند که ما بیمارستان می خواهیم خانه بهداشت چیست. اما آنقدر تشریح کردیم تا طرحی که هیچ خاطرخواهی نداشت بالاخره پیاده شد.آنچه امروز در روستاهایمان داریم برای همان زمان است و آبروی آن امروز برای جمهوری اسلامی ایران است.

نیروی انسانی ناکافی و مسئله جمعیت همگی مربوط به همان زمان است که من می رفتم و مشکلات را در روستاها می دیدم و می‌آمدم حل آن را پیگیری می‌کردم.

من وجدانم در برابر خدا راحت است. من آقای عباسی را نمی شناسم اما به هر حال اگر انقلابی هستند دست ایشان را می بوسم به هرحال نقدی کردند ولی برای من اهمیت ندارد آنقدر در دوران اوایل انقلاب من را وزیر آمریکایی خوانده اند که من عادت کردم. حالا امروز آمریکا خوب شده چون زن و بچه بسیاری حتی از دولت، آمریکا، کانادا و انگلیس هستند.

من و بچه هایم ناراحت بودیم شب که به خانه برمی گشتم می دیدم چشمهایشان متورم شده از بس که گریه کردند از بس که به من می گفتند وزیر آمریکایی؛ حالا این نقد ها که عیبی ندارد.

ما شاخص ها را می دادیم و رشد جمعیت را هم اعلام می کردیم به عنوان یک گزارش اما مرکز آمار می گفت این آمار بی ربط است.

کاهش رشد جمعیت را به مسئولان گزارش دادیم ولی قبول نداشتند

 شما از کجا اعتراض کردید که ادامه این کار باید متوقف شود؟

مرندی: غیر از اینکه مدام اعلام می کردیم مرتب به آقای رفسنجانی و آقای روغنی زنجانی گزارش می دادیم. بین سالهای 72 تا 76 به کاهش بیش از حد جمعیت را اعلام دادم؛ کاره ای نبودیم که هشدار بدهیم صادقانه اطلاع دادم که اوضاع اینگونه است.

پس شما به مسئولین اعلام کردید؟

مرندی: ما رفتیم پیش آقای هاشمی و گفتیم وضعیت آمار را و آقای هاشمی هم حق را به ما داد.

برای افزایش دانشجو هم همین وضع را داشتیم وقتی کمبود دانشجو را می دیدم این را دنبال کردم که تا کجا باید دانشجوهای پزشکی را دنبال کنیم.

بعضی می گفتند دانشجویان زیاد هستند ولی وزرا بعد از بنده یعنی آقایان دکتر فاضل و دکتر ملک زاده هم دانشجویان مرا کم کردند؛ به دکتر فرهادی گفتیم کم نکرد حتی با مجلس صحبت کردیم که دانشجو زیاد است و پزشکانمان زیاد می شوند. کمیسیون بهداشت و درمان مجلس قبول کرد که طرحی در این باره ارائه کند طرحی آورد و در صحن علنی کافی بود معاون پارلمانی وزیر بهداشت اعلام کند که بله ما قبول داریم که تعداد دانشجویان زیاد است اما آمد و گفت هرچه مجلس بگوید ما همان کار را انجام می دهیم.با اختلاف یک رای دوباره میزان دانشجو بالا ماند.

بعد از آن خودم برای دور دوم وزیر شدم و در مجلس کمیسیون بهداشت را قانع کردم که با طرخ دیگری تعداد دانشجویان پزشکی را کم کنیم یکی از بزرگواران که روحانی هم بود صحبت کرد و گفت این می خواهد برای پزشکان بازار گرمی کند همین باعث شد که رای دهند که ما نتوانیم تعداد دانشجویان را کم کنیم.

 آقای دکتر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید سپاسگذاریم.

مرندی: من هم از شما سپاسگذارم.


منبع: فارس

 

کد مطلب: 23431

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر