ادبیات در حال تغییر آقای رئیس جمهور / آیا روحانی، اینبار بازنده انتخابات خواهد بود؟

روحانی می کوشد به مردم بفهماند ناکامی های دولت من به خاطر آن بوده که نمی گذارند کار کنیم. اما این روزها در سفرهای انتخاباتی، ادبیات گفتاری حسن روحانی، دچار دگرگونی مشکوکی شده است. ماجرا چیست؟

ادبیات در حال تغییر آقای رئیس جمهور / آیا روحانی، اینبار بازنده انتخابات خواهد بود؟

گیلان خبر: سید مهدی سیدی؛ «صد روز» از عمر دولت می گذرد و امروز 5 آذر 92، رئیس جمهور می خواهد در مصاحبه تلویزیونی، به قولش وفا کند: «همان طور که در ایام تبلیغات انتخاباتی وعده داده بودم، قرار شد علاوه بر برنامه 4 ساله دولت تدبیر و امید، برنامه کوتاه 100 روزه نیز داشته باشیم.» محمدرضا شهیدی فر از او می پرسد حالا چرا عدد صد؟ «100 روز یک دوره زمانی است که نه خیلی کوتاه است که نشود گزارش داد و نه آنقدر طولانی است که گزارش آنقدر مطول باشد.» حسن روحانی، در این مصاحبه گزارش خاصی از عملکرد دولت ارائه نمی کند اما تا می تواند بر علیه دولت قبلی، سخن می راند. دو روز بعد یکی از روزنامه ها تیتر می زند: «دولت در زنگ حساب، انشاء خواند!» مدافعان دولت جنجال می کنند که عجله نکنید! به این زودی ها که نمی شود کار خاصی کرد.

 

عمر دولت تمام شد!

عمر دولت تمام شد اما روحانی، می گوید هرگز وعده صد روزه برای حل مشکلات نداده است؛ اما از مردم می خواهد به او اعتماد کنند و نگذارند دیگران، پایشان به پاستور برسد. نظرسنجی ها می گوید اطمینان مردم به دولت روند نزولی داشته و ظاهرا ستاره اقبال تدبیر و امید رو به افول است. موضع گیری های اخیر رئیس جمهور در ارومیه و همدان، حکایت از آن دارد که دولت روزگار خوبی را سپری نمی کند.

رئیس جمهور به حرم امام (ره) می رود تا به مناسبت روز کارگر سخنرانی کند. جمعیتی از کارگران، در میانه صحبت او فریاد می کشند «عزا عزاست امروز، زندگی کارگر رو به فناست امروز». به نقل از رسانه ها، مجری مراسم به معترضان می گوید دهانتان را خورد خواهیم کرد!

مدتی بعد اتفاق دیگری رخ می دهد، روحانی برای دلجویی از خانواده کارگران جان باخته، در معدن آزاد شهر گلستان حاضر می شود، اما کارگران معترض، بی توجه به حلقه حفاظتی رئیس جمهور، به خودرو او حمله می کنند. مدافعان دولت، سریع وارد میدان رسانه شده و می نویسند چه رئیس جمهور خوبی داریم که اینقدر شجاعانه به میان مردم می رود و صدای اعتراض آنان را می شنود!

 

کابینه ای متفاوت

اما انگار بخت و اقبال هم با رئیس جمهور یار نیست! محموله ای مشکوک به قاچاق در خانه یکی از وزرا توسط نیروی انتظامی کشف می شود. دولت بلافاصله اعلام می کند این محموله قاچاق نبوده، صرفا دویست میلیون تومان واردات پوشاک از کشور ایتالیا بوده که توسط دختر وزیر در ویلای لواسان پدر انبار شده است. البته بعدا معلوم می شود وزیر آموزش و پرورش، خود مدیرعامل همان شرکت وارداتی است.

اینجاست که رسانه ها، دوباره متوجه ترکیب متفاوت کابینه روحانی می شوند؛ کابینه ای سرمایه دار که گفته می شود یک وزیرش سرمایه هزار میلیارد تومانی دارد؛ که قاعدتا برای مدیریت این حجم از ثروت، خود یک وزارت خانه لازم است. بخش مهمی از وزرای کابینه، امنیتی هستند، الا وزیری که خود مسؤول بخش امنیت است. سن وزرا، بالاترین معدل در کل دولت های پس از انقلاب را دارد. شایع است برخی وزرا آنچنان از کهولت سن رنج می برند که در برخی جلسات، ناچار به چرت زدن هستند. البته پیشتر از این، لو رفتن حقوق های نجومی، دولت را بیشتر در مظان اتهام رسانه ای قرار داده است. اما برای ترمیم آن رسانه های همسو با دولت کوشیده اند این اتفاق را چیز کوچکی شمرده و بگویند اگر دولت، اینگونه به مدیران ارشدش حقوق نمی داد، دچار فرار مغزها می شد!

 

بازهم تقصیر دولت قبل

مناظره های انتخاباتی در جریان است و رئیس جمهور 4 ساله، با اعتماد به نفس کامل، جوری وانمود می کند که انگار یک کاندیدای «تازه از راه رسیده» است و همه آن کاری که انجام نداده است، تقصیر دولت پیش از اوست؛ اما او هرگز درباره افزایش 2.5 برابری حجم نقدینگی کشور، کاهش بودجه عمرانی و افزایش بودجه جاری کشور، وابستگی بیشتر به نفت، تداوم رکود و کاهش قدرت خرید مردم، توضیح روشنی ارائه نمی کند. او مدعی است ما کشور را به رشد 8 درصدی رسانده ایم اما تحلیل های آماری می گوید بخش وسیعی از این رشد، صرفا به خاطر خام فروشی نفت صورت گرفته، امری که هرگز به اشتغال زایی نخواهد انجامید.  

برای همین است که پیش از انتخابات، روزنامه ها می نویسند حسن روحانی یک رقیب بیشتر نداد و آن هم خود او است. یعنی روحانی دارد به عملکرد ضعیف اقتصادی خودش می بازد. شاید به همین دلیل است که دولت می کوشد مثل یک کشتی گیر خسته، خودش را به کناره تشک رسانده و میدان مناظره اقتصادی را، با مسائل دیگر جابجا کند.

 

ترفند دوگانه سازی

رسانه چی های دولت، می کوشند برای بالا بردن رأی آوری روحانی، دوگانه های فرهنگی کهنه را برجسته کنند. روحانی در مناظره از ربنای شجریان، مایه می گذارد و روزهای بعد متنی منتشر می شود که شجریان، حنجره اش را به روحانی تقدیم کرده است. اما بلافاصله خانواده استاد آواز ایران تکذیبیه می دهد که شجریان این روزها در منزل مشغول درمان بیماری است و اصلا مسائل سیاسی را دنبال نمی کند!

اما همزمان معلوم می شود دولتی که هیچ تدبیر روشنی در مسائل فرهنگی نداشته و حتی سند تحول آموزش و پرورش را به انزوا رانده، به صورت چراغ خاموش و پنهانی، سند 2030 یونسکو را امضاء و به اجرا در آورده است. سندی که به شدت، سبک زندگی ایرانی اسلامی را با مخاطره روبرو خواهد کرد.

 

ادبیات در حال تغییر آقای رئیس جمهور

در این روزهای نزدیک به 29 خرداد، بافت سخنرانی های روحانی، در حال دگرگونی مشکوکی است. او رقبایش را متهم می کند که این ها می خواهند در خیابان دیوار بکشند، اینها کاری جز اعدام کردن بلد نیستند، اینها مخالف آزادی هستند؛ اما همزمان رسانه ها، اسنادی منتشر می کنند که چیزهای دیگری از سابقه رئیس جمهور را آشکار می کند. قانون ممنوعیت ماهواره در مجلس شورای اسلامی، در همان جلسه ای تصویب شده که خود روحانی، رئیس جلسه بوده است، و یا اینکه در ایام دبیری شورای عالی امنیت ملی توسط او، شدیدترین فرمان های امنیتی محدود کننده صادر شده است؛ جالب تر آنکه او خود در کتاب خاطراتش می نویسد «با نظر مثبت من، تصمیم گرفتیم حجاب را الزامی کنیم و طرح اجباری شدن حجاب در ارتش به عهده من بود که به همه دژبان ها گفتم هیچ زن بی حجابی را از فردا راه ندهید!» (کتاب خاطرات روحانی / ص 572)

 

روحانی می کوشد به مردم بفهماند ناکامی های دولت من به خاطر آن بوده که نمی گذارند کار کنیم: آن ها برای آنکه برجام را زمین بزنند شهرهای موشکی را نشان دادند و روی موشک ها شعار محو اسرائیل نوشتند. با این حرف های روحانی، موج شدیدی از طنزنویسی کاربران در فضای مجازی آغاز می شود. یکی می نویسد اصل هوا کردن موشک، برای ترساندن دشمن است، لابد رئیس جمهور دوست داشت برای اینکه رابطه اش با غرب به هم نخورد، روی موشک ها شعر عاشقانه می نوشتند (البته برای حفظ عفت کلام ناچاریم از آوردن طنزهای بیشتر خودداری کنیم)؛ حال آنکه پیشتر از این، همین آمریکای قابل مذاکره، سفیر پیشنهادی روحانی برای سازمان ملل را ممنوع الورود اعلام می کند و رئیس جمهور اسلامی ایران را وادار می کند از رأیش عقب نشینی کرده و نماینده دیگری معرفی کند.

 

اوضاع دولت سخت شده است، اینجاست که روحانی به یک بسیج عمومی نیازمند شده و به هوادارانش می گوید هر نفر 11 نفر دیگر را همراه خود پای صندوق آرا ببرد!

 

حال باید به انتظار فردای رأی گیری نشست که آیا روحانی خواهد توانست یک بار دیگر خودش را به سعدآباد برساند یا خیر؟


منبع: جهان

کد مطلب: 26196

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر