همیشه اکراه و همواره پذیرفتن مسئولیت

مورد عجیب محمد علی نجفی!

در حالیکه گفته می شود محمد علی نجفی، پیشنهاد شهرداری تهران را پس از هفته ها پذیرفته، مروری بر دروه های مسئولیت وی بعد از انقلاب گزاره ای جالبی را در اختیار قرار می دهد که به مرور آنها می پردازیم.

مورد عجیب محمد علی نجفی!

گیلان خبر: محمد علی نجفی، زاده 1330 تهران است که در رشته ریاضی در دانشگاه شریف فارغ التحصیل شده و برای دکترا نیز به آمریکا رفت که ناتمام ماند. در برخ از گزارش ها در رسانه های اصلاح طلب آمده بود که وی به خاطر مبارزات انقلابی درس را نیمه تمام رها کرد و از این رو دیگر نتوانست به مدرک دکترا نائل آید. اما روایتی که خود وی در زندگینامه اش دارد تا حدودی متفاوت است.

او مدتی تلاش می کند تا به نحوی تز دکترای خود را با هماهنگی استاد راهنما در آمریکا بنویسد اما تسخیر لانه جاسوسی، ارتباطات را قطع کرده و او نیز دیگر تلاشی نکرده تا به آمریکا برود و کار نیمه تمام را تمام کند. در واقع مبارزات انقلابی خاصی در کار نبوده بلکه قبول مسئولیت های مختلف یعنی ریاست دانشگاه صنعتی اصفهان و سپس معاونت و وزارت مانع ادامه تحصیلش شده است. "در سال 1358 با تماس‌هایی که با استادم در امریکا گرفتم به این نتیجه رسیدم که با کسب اجازه از شهید چمران برای تکمیل تز دکتری به دانشگاه صنعتی اصفهان بروم و ضمن انجام خدمت و ایفای تعهد خود به آن دانشگاه در فرصتی دو سه ماهه مطالب پایان‌ نامه را تنظیم و برای دانشگاه ام. آی. تی ارسال دارم. قرار من با استادم این بود که پس از ارسال متن تکمیل شده پایان نامه برای دو هفته به امریکا بروم و از تز خود دفاع کنم. درست روزی که از تهران عازم اصفهان بودم از رادیوی ماشین شنیدم که دانشجویان پیرو خط امام، سفارت امریکا را اشغال کرده‌اند. همین امر موجب قطع ارتباطات و مکاتبات با امریکا شد و مساله دفاع از تز دکتری را معوق ساخت."

اما موارد عجیبتر که به ویژگی خاص نجفی تبدیل شده، پذیرش مسئولیت ها از همان ابتدا با کراهت و اصرار دوستان و مسئولان بوده است! امری که تا به امروز نیز ادامه یافته و او با اجبار، فشار و اصرار همکاران کارگزارانی، پیشنهاد شهرداری تهران را پذیرفته است. با این وجود مشخص نیست چرا با این همه اکراه، دهها و حتی صدها مسئولیت درشت و کوچک در طول 4 دهه اخیر به وی واگذار شده و در برخی برهه ها او چند مسئولیت همزمان داشته است! مرور این امتناع و اکراه ها خالی از لطف نیست:

- " بنده علاوه بر مسئولیت دانشگاه، عضو شورای عالی جهاد دانشگاهی و در واقع یکی از بنیانگذاران آن نهاد هم بودم و هفته‌ای یک روز برای انجام امور مربوط به جهادهای دانشگاهی به تهران می‌آمدم.در تیرماه 1360 (شاید هم مردادماه!) شهید عالی مقام دکتر باهنر، از تهران به من تلفن زدند و اینجانب را برای مذاکره درخصوص کابینه خویش احضار فرمودند. در صحبت با ایشان از قبول مسئولیت وزارت فرهنگ و آموزش عالی امتناع کردم و افراد دیگری را که فکر می‌کردم شایسته‌تر هستند، معرفی نمودم... بنده تا سال 1363 در وزارت فرهنگ و آموزش عالی خدمت نمودم."

-  " در آذرماه 1385 بنا بر نظر بعضی بزرگان و اصرار دوستان در انتخابات شورای شهر تهران شرکت کردم."

- "در مرداد ماه 1392 و پس از انتخابات با شکوه و التیام بخش دوره یازدهم ریاست جمهوری و انتخاب جناب دکتر روحانی، علیرغم میل باطنی و تصمیمی که برای عدم قبول مسئولیت اجرایی داشتم، بنا بر نظر رییس جمهور منتخب و موج حمایتی وسیع که توسط فرهنگیان از سراسر کشور ایجاد شده بود و مراجعات مکرر شخصیت‌ها و نهادهای مختلف فرهنگی، برای تصدی وزارت آموزش و پرورش به مجلس معرفی شدم و بعد از چند روز بحث‌هایی که در صحن علنی و کمیسیون‌های مجلس داشتیم، با اختلاف یک رای (و به تعبیر بعضی دوستان نیم رای)، رای اعتماد مجلس را به‌دست نیاوردم و عملا بار سنگینی که حاضر شده بودم با اجبار و اصرار بپذیرم، از دوشم برداشته شد."

- "فردای روز رای‌گیری آقای دکتر روحانی و دکتر جهانگیری پیشنهاد قبول مسئولیت سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری را مطرح نمودند و بنده نیز پس از قدری تردید و تامل، امتثال امر کردم. بنابراین از 27 مردادماه سال جاری عهده‌دار مسئولیتی شدم که 9 سال قبل  و در زمان ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی از پذیرفتن آن سرباز زده بودم."

- متاسفانه در بهمن ماه ۱۳۹۲ به علت بروز برخی مشکلات جسمی و با تجویز پزشکان، اجباراً از مسئولیت سازمان میراث فرهنگی کناره گیری کردم ولی به همکاری با دولت تدبیر و امید ادامه دادم.

به نظر می رسد اگر نجفی ادامه زندگی نامه خود را در سایت شخصی اش بنویسد، به موارد جالبتری یعنی پذیریش پیشنهاد اعضای شورای پنجم تهران برای شهرداری با اکراه و اصرار خواهد پرداخت! وی که هنوز راهی ساختمان خیابان بهشت نشده و با کراهت نیز قصد نشستن بر صندلی شهرداری را دارد، در اولین اظهار نظر در این رابطه گفته در اولین فرصت درباره مسائل شهر تهران با مردم صحبت خواهد کرد. این گزاره یعنی اینکه اولین ماموریتش در پایتخت نه شروع خدمت رسانی به مردم بلکه بهانه جویی و سیاه نمایی از دوره قبل برای فرار از مسئولیت های سنگین است!

 


منبع: جهان

 

 

کد مطلب: 30733

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر