سبحان محمدی

الگوی رفتاری آمریکا در سیاست خارجی و ضرورت کنش منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران

یکی از اهداف برجام از دیدگاه سیاسی و امنیتی طرف غربی، تقلیل توان دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران، از مرحله بازدارندگی به سطح موازنه قوای منطقه‌ای است که این امر در صورت تحقق، سیاست خارجی پرهزینه‌ای را به ایران تحمیل می‌کند.

الگوی رفتاری آمریکا در سیاست خارجی و ضرورت کنش منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران

گیلان خبر: سبحان محمدی دانشجوی ارشد روابط بین الملل دانشگاه تهران طی یادداشتی درباره الگوی رفتاری آمریکا در سیاست خارجی و ضرورت کنش منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران" نوشت: یکی از اهداف برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) از دیدگاه سیاسی و امنیتی طرف غربی، تقلیل توان دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران، از مرحله بازدارندگی به سطح موازنه قوای منطقه ای است که این امر در صورت تحقق، سیاست خارجی پرهزینه ای را به جمهوری اسلامی ایران تحمیل می‌کند؛ چرا که هدف آمریکا در تغییر رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ، کنترل به منظور بقای نظم جهانی است.

متن این یادداشت در ادامه آمده است:

« در یک نمای کلی ازسیاست خارجی، و با مفروض قرار دادن دیدگاه کلاسیک (واقع گرایی) در روابط بین الملل، استراتژی‌های از پیش تعیین شده توسط دولت‌ها در سیاست بین‌الملل و با پنداشت از محیط بین المللی و کنشی هدفمند در راستای منافع ملی، صورت می‌پذیرد. ایالات متحده و برخی متحدان منطقه‌ای آن پس از فروپاشی نظام دوقطبی و جنگ سرد، دیپلماسی تهاجمی را، در میان اولویت‌های روند تصمیم گیری سیاست خارجی خود مدنظر قرار داده اند. در این یادداشت برای تحلیل رفتار سیاست خارجی آمریکا هم در بُعد بین المللی و هم منطقه‌ای ، باید به بررسی نظریات و نظرات، توامان با هم توجه شود.

سیستم رفتاری سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه و در مقابل تهدیدات، یکجانبه گرایی گسترده غیر مستقیم است و چهار مدل تقابل شامل؛ محدودسازی، مسدودسازی، جنگهای نیابتی و جنگ تمام عیار، را شامل می‌شود، می‌توان سه مدل رفتاری اول را درتحولات نزدیک به دو دهه گذشته خاورمیانه مشاهده کرد اما در بحث جنگ تمام عیار و ضرورت مقابله با آن، باید الگوی دیپلماسی بازدارنده مورد توجه قرار گیرد.

آمریکا و تابعین آن بعد از تحولات سیاسی و نظامی در منطقه غرب آسیا الاخصوص سوریه ، و با توجه به شکل گیری نظم منطبق با منافع روسیه،ایران ومحور مقاومت در این تحولات ، نقش تجدیدنظرطلب را بازی و تغییرروند موجود را دنبال میکنند. یکی ازالگوهای رفتاری قدرت تجدیدنظرطلب در مقابل مدافعین نظم موجود ، دیپلماسی تهاجمی است . در نگرش دیپلماسی تهاجمی که مورد استفاده کارگزاران نظم جهانی و منطقه ای است اهدافی دنبال میشود تا به وسیله آن نه تنها نقش و اعمال قدرت افزایش یابد بلکه تاثیرگذاری بر ساختار و اراده دشمن هم صورت بگیرد. اقداماتی همانند، پایگاه سازی برای تضعیف قدرت مدافع نظم حاکم، مداخله در چرخه قدرت مدافع نظم موجود از طریق کنترل تسلیحات، خلع سلاح ، و... موازنه بخشی در برابر قدرت رقیب با شکل دادن به اتحادها ، و در کل دیپلماسی اجبارکننده به عنوان راهبرد سیاسی-دیپلماتیک. در مقابل این الگوی رفتاری، واحد مدافع نظم موجود می‌تواند برای حفظ موقعیت و اهداف محقق شده خود دیپلماسی بازدارنده و تدافعی را دنبال کند.

بر اساس شاخص مشروعیت زدایی از نظم بین المللی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، الگوی دیپلماسی بازدارنده پیشنهاد می‌گردد که اصول آن عبارتست از، عقلانیت مبتنی بر محاسبه گری، ارتباطات و قصد واراده خود برای دفاع از سیستم ، تهدید به انجام عمل با استفاده از قدرت و اعتبارسنجی تهدیدات ( باید خاطرنشان کنم که بازدارندگی منجر به دستیابی به دو هدف میشود ، کمک به صلح و ثبات و سیاست خارجی کم هزینه ) و ثبات استراتژیک و معادله دفاع و تهاجم با استفاده از ابزارهای نظامی، موقعیت جغرافیایی (ژئوپلیتیک) و... این عوامل ایجاد مزیت می‌کنند.

درالگوی رفتاری دیپلماسی تدافعی و بازدارنده در سیاست خارجی ، پیوند میان حوزه نظامی و سیاسی و فراهم کردن منابع قدرت جهت اعمال سیاست ها و راهبردهای دفاعی کشور صورت میگیرد. تجلی دیپلماسی بازدارنده و دفاعی کشور در سه سطح متمایز یعنی ، ایجاد تهدید در برابر طرف مقابل ، تهدیدات متوجه سرزمین و تمامیت ارضی کشور و جنگهای محدود که امکان وقوع آن وجود دارد و دیپلماسی دفاعی وظیفه تدارک توان برای مقابله با آنها را به عهده خواهد داشت. با توجه به موارد ذکر شده راهبردهایی مانند، بازدارندگی شبکه‌ای منطقه‌ای و جهانی، دفاع منطقه ای و دفاع غیر عامل ، در دستور کار قرار خواهد گرفت.

در پایان باید اشاره کنم که یکی از اهداف برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) از دیدگاه سیاسی و امنیتی طرف غربی، تقلیل توان دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران، از مرحله بازدارندگی به سطح موازنه قوای منطقه ای است که این امر در صورت تحقق، سیاست خارجی پرهزینه ای را به جمهوری اسلامی ایران تحمیل می‌کند؛ چرا که هدف آمریکا در تغییر رفتار سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ، کنترل به منظور بقای نظم جهانی است.

در حال حاضر و با تغییراتی که در سطوح تصمیم گیری سیاست خارجی آمریکا اتفاق افتاده است، احتمال نقض برجام و داستان تکراری بد عهدی آمریکایی ها که بارها و مکررا توسط رهبر معظم  انقلاب به آن اشاره شده است، می‌رود.

وجود هژمون (قدرت مسلط بر نظم جهانی) در چرخه قدرت باعث می‌شود هرگونه بی تعادلی با پاسخ مواجه شود. این در حالی است که بازدارندگی و ایجاد پوشش دفاعی در برابر عکس العمل راهبردی قدرت مسلط، به عنوان نخستین ضرورت راهبردی در سیاست خارجی باید مدنظر قرار گیرد. 


منبع: فارس

 

 

کد مطلب: 42886

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر