میوه‌های تلخ یک درخت: جوانان ما دیگر رغبتی به ازدواج ندارند

گلزاری: به پسران ایرانی بیش از دخترها آسیب می‌رسد

به نظر می‌رسد اصلاح خرابی‌های به وجود آمده در حوزه‌های انسانی مانند جوانان، انرژی و زمان زیادی را به خود اختصاص دهد و چنانچه دولت با تمام ظرفیت خود در این حوزه کار کند هم، تا نتیجه مثبت بگیرد، جوانان کنونی از سنین جوانی گذر کرده و مراحل بعدی زندگی را با کوله‌باری از آسیب‌های شخصی و اجتماعی ادامه خواهند داد. با این حال، تکلیف دولت است که برای اصلاح وضع جوانان کشور تلاش کند و بهترین ایده‌ها را به کار گیرد و در مرحله نخست امید و آرامش است که باید به جوانان باز گردد گرچه بدون تقویت بنیان‌های اقتصادی زندگی جوانان و تنها با شعار نمی‌توان کاری از پیش برد. گفت‌وگویی در همین زمینه را با دکتر محمود گلزاری، معاون ساماندهی امور جوانان وزارت ورزش و جوانان بخوانید.

گیلان خبر : ظاهراً درباره آسیب‌های وارد شده بر جوانان کشور خصوصاً در سال های گذشته هر چه جلوتر می‌رویم، به مسائل جدیدتری دست پیدا می‌کنیم. آمار افزایش اعتیاد، افسردگی و آسیب‌های دیگر نگران‌کننده شده است. لطفاً درباره آسیب‌هایی که در این فاصله زمانی جوانان را نشانه رفته سخن بگویید.

آسیب‌هایی که خیلی عینی در جامعه می‌توان دید و نیاز به کار تخصصی ندارد همین‌هاست که می‌بینیم. مثلاً تعداد زندانیان ما زیاد شده، استفاده از مواد مخدر هم افزایش پیدا کرده و جوانان بیشترین زندانیان و معتادان را تشکیل می‌دهند. درگیری و خشونت گسترش یافته و از همه مهم‌تر بی‌رغبتی به تحصیل و ازدواج زیاد شده است. ما اینها را میوه‌های تلخ یک درخت می‌بینیم که در سال‌های گذشته کاشته و ریشه‌های آن در یک سطح وسیع گسترده شد. باید پذیرفت جوانی که به اعتیاد روی می‌آورد به علت آن است که راهی برای حل مشکلش پیدا نمی‌کند و به بن‌بست می‌رسد. پس محصولات و پیامدهای چنین وضعی را ناامنی می‌دانیم اما زیربنای این ناامنی و سایر مشکلات عینی کشور را باید در مسائل اقتصادی، آموزشی و سیاسی و اجتماعی دانست. در واقع اکنون نقش حاکمیت، دولت و مجلس به عنوان عوامل زیربنایی پررنگ می‌شود چون آن‌ها هستند که می‌توانند برای اقتصاد کشور فکری کنند و برقراری عدالت به درستی، نه شعاری فکری کنند، مثلاً برای تحصیل جوانان باید به فکر باشند.

مرد در ایران آسیب‌پذیرتر است. آنها حتی از زنان هم کمتر عمر می‌کنند؛ و از نظر عاطفی حساس‌ترند و زودتر افسرده می‌شوند، با این تفاوت که افسردگی در پسران کشنده است ولی دختران خود را بازسازی می‌کنند و بنوعی با آن کنار می‌آیند

 
 


برنامه‌ریزی‌های کلان نه فقط در دولت بلکه در نظام که شامل مجلس و قوه قضائیه و... است باید امنیت روانی و زندگی شاد را در جامعه ایجاد کنند. اگر چنین شود، به دنبال آن امید و آرامش به وجود می‌آید.


به نظر شما در حال حاضر نظام به همین سمت حرکت می‌کند؟
مردم آسیب را می‌بینند ولی ما به عنوان متخصص و مسئول، علت را می‌بینیم. ما کشوری داریم که وضعیت آن از نظر معادن زیرزمینی در دنیا بی‌نظیر است. ما در دوره «پنجره طلایی جمعیت» هستیم یعنی در زمانی که بیشترین جمعیت ما جمعیت فعال هستند که می‌توانند در جامعه فعالیت کنند. سال‌های بعد این جمعیت جوان ما پیر می‌شود و این دوره طلایی می‌گذرد. دقیقاً به همان دلیلی که شما گفتید، باید بر سرعت اصلاح خرابی‌ها بیفزاییم.


فکر می‌کنیدبرای ترمیم این آسیب‌ها چقدر زمان باید هزینه کرد؟
برخی زیاد و برخی کم. در حوزه‌هایی مانند اعتیاد که با انواع عوامل درگیر است اصلاح امور کمی سخت است. در حوزه بیکاری یک برنامه 5 ساله لازم است. در حوزه ازدواج اگر موانع را برطرف کنیم افق درخشان ما بعد از 5 سال نمایان می‌شود ولی در حوزه مسائل فرهنگی و سبک زندگی و امید دادن به جوانان نیاز به یک برنامه یک‌ساله است.


تا این برنامه‌ها تحقق پیدا کند نسل جوان امروز که پیر می‌شود؟!
نه، این که می‌گوییم 5 سال یعنی برای رسیدن به قله کم‌کم حرکت می‌کنیم تا 5 سال آینده به قله برسیم.


بیشترین آسیب‌ها در حوزه پسران است یا دختران؟
فرق می‌کند. آسیب‌های پسران در دنیا طور دیگری است اما مرد در ایران آسیب‌پذیرتر است. مردان حتی در بحث طول عمر از زنان کمتر عمر می‌کنند. از نظر عاطفی هم حساس‌تر هستند و زودتر افسرده می‌شوند با این تفاوت که افسردگی در پسران کشنده است ولی دختران خود را بازسازی می‌کنند و به نوعی با آن کنار می‌آیند در مجموع آنچه بیشتر ما را نگران می‌کند پسران هستند.


یعنی این نکات را در برنامه‌هایتان مدنظر قرار می‌دهید؟

در بیکاری آمار دختران بیشتر است اما در آسیب‌ها پسران درصد بیشتری را به خود اختصاص داده‌اند

 
 

بله. نه این که دختران فراموش شوند. دختران راحت‌تر با آسیب‌ها کنار می‌آیند و انگیزه‌های بیشتری به تحصیل دارند.


چند درصد جمعیت ما جوان هستند؟
تقریباً 50 به 50 است. حدود 24 میلیون نفر جمعیت جوان 15 تا 30 سال داریم. یعنی تقریباً از نظر جمعیتی نصف، نصف هستیم ولی در تحصیلات درصد دختران بیشتر است. در بیکاری هم آمار دختران بیشتر است اما در آسیب‌ها پسران درصد بیشتری را به خود اختصاص داده‌اند.


با توجه به شعار دولت مبنی بر امید و آرامش، چگونه می‌توان امید و آرامش را به جوانان برگرداند؟
امید و آرامش خیلی به هم ارتباط دارند. این که کدام مقدم بر دیگری است معلوم است امید. اگر انسان امیدوار باشد آرامش هم دارد. بخشی از ناآرامی‌ها از ناامیدی است. از طرفی نقطه مقابل آرامش، اضطراب و نگرانی است. یعنی ما با نداشتن آرامش 3 مسأله مشخص داریم، غم، خشم و اضطراب. بنابر این فردی که آرامش ندارد به تعبیر روانشناسان هیجانات منفی دارد. پس هیجانات منفی آرامش را از بین می‌برد. باید دید که غم معلول چیست؛ معلول از دست دادن چیزهای مثبت که در گذشته بود و در حال حاضر نیست. اضطراب نیز یعنی نگران آینده بودن است.

بنابر این جهت اضطراب به سمت آینده است. و اما خشم، خشم به این معنی است که فرد به خاطر رسیدن به هدف‌هایش در زمان حال با مانع روبه‌رو می‌شود یا احساس بی‌احترامی می‌کند. پس اگر ما می‌خواهیم آرامش به مردم وجوانان برگردد باید عوامل غم، خشم و اضطراب را از بین ببریم. درباره غم خیلی کار نمی‌شود کرد تنها کاری که می‌شود انجام داد این است که بگوییم برای آن مسأله دغدغه نداشته باش و باور کن که مسأله در آینده حل می‌شود این همان امید است که در اینجا کارساز است. درباره خشم نیز عصبانیت برخی از جوانان به دلیل نرسیدن به هدفشان است.

اگر عده‌ای هرچه تلاش می‌کنند به جایی نرسند و عده‌ای هم بدون رنج به گنج برسند برای جوانان ناامیدی به دنبال دارد

 
 

پس مهم‌ترین مسأله در بروز خشم ناکامی است. یااحساس بی‌ارزشی از طرف دیگران پس اگر بخواهیم خشم از بین برود باید علاوه بر این که به جوانان احترام بگذاریم باید موانع رسیدن به هدفشان مانند تحصیل، شغل و ازدواج را از بین ببریم. در اضطراب هم باید دغدغه خاطر آینده وجود نداشته باشد البته منابع دغدغه و اضطراب جوانان بازهم به عوامل ذکرشده برمی‌گردد.


اگر دولت می‌خواهد برای آرامش کار ‌کند باید چه زمینه‌هایی را مهیا کند؟
اگر معادلات درست صورت نگیرد یعنی عده‌ای هرچه تلاش می‌کنند به جایی نرسند و عده‌ای هم بدون رنج به گنج برسند برای جوانان ناامیدی به دنبال دارد. پس امیدوار شدن به آینده آرامش می‌آورد یعنی آرامش محصول امید است.


یعنی این اتفاق در دولت جدید رخ داده است؟
خب لحن دولت در برخورد با جوانان توأم با احترام بوده است. ولی این نگاه احترام‌آمیز به تنهایی کافی نیست. ما در مورد ازدواج سعی کردیم تا آنجایی که می‌توانیم دغدغه‌ها و نگرانی‌ها را بشناسیم و روی آن‌ها کار کنیم. در حوزه اشتغال که برنامه جدی دولت است گام‌ها سخت‌تر و البته کندتر است چون بخشی از آن به مسائل اقتصادی کشور برمی‌گردد. در حوزه امنیت هم کارهای خوبی صورت گرفته یعنی برای جلوگیری از تبعیض‌ها به منظور درست شدن معادلات با تبعیض مقابله شده است. به نظر می‌رسد شناسایی زمینه‌های غم، خشم و اضطراب و مقابله با آن‌ها به افزایش امید منجر می‌شود و این امید، آرامش می‌دهد.


در عمل، اینها به چه معناست؟
باید توجه داشت که از روی کارآمدن دولت جدید یک سال می‌گذرد و عمر ورود ما به حوزه جوان 8 ماه است. ما در این مدت حوزه‌های متعدد ازدواج را شناسایی کردیم. در حوزه‌هایی که در اختیارمان بوده مانند حوزه‌های مشاوره‌ای و غیره کار جدی کردیم. اما در حوزه‌ای مانند اشتغال که مسأله جدی‌تر، عمیق‌تر و طولانی‌تر است هنوز در دست پیگیری است و اخبار تازه‌ای که رئیس‌جمهوری درباره خروج از رکود اعلام کردند، امیدبخش است. ما در حوزه‌های سمن‌های جوانان و غیره فعال بودیم که این می‌تواند برخی از گره‌ها را باز کند. (مریم جهان پناه/ایران)

کد مطلب: 3544

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر