آشنایی با مسجد جامع گوهرشاد

مسجد گوهرشاد در مشهد در جنوب بارگاه حضرت علی بن موسی الرضا (ع) به ۸۲۱ ق/۱۴۱۸ م به دستور گوهرشادبیگم همسر شاهرخ ساخته شد.

آشنایی با مسجد جامع گوهرشاد

گیلان خبر : مسجد جامع گوهرشاد در مشهد مقدس رضوى (ع) واقع شده است و يكى از مهمترين بناهاى دوران شاهرخ است كه در جنوب حرم مطهر(ع) قرار دارد. گوهرشادآغا اين مسجد را در سال 812 هـ.ق شروع به ساختن كرده است و به موجب تاريخى كه در كتيبه ايوان مقصوره و به خط پسر گوهرشادآغا ـ ميرزا بايسنقر ـ نوشته شده است اين بناى باشكوه در سال 812 هـ.ق به انجام رسيده است. لكن گويا چند سال پس از اين نيز كار ساختمان ادامه داشته است. اين مسجد در زمينى به مساحت 8798 متر مربع كه 6048 متر مربع آن زيربنا و 2750 مترمربع ديگر، مساحت صحن مسجد است، ساخته شده و داراى چهار ايوان و دو گل دسته و يك گنبد مى باشد، ايوان طرف قبله مسجد معروف به ايوان مقصوره است كه از بزرگترين ايوانهاى اين مسجد است با ارتفاع 25 ذرع با مقرنس كارى و كاشى معرق براق تزيين شده، اطراف محراب آن كتيبه اى از كاشى معرق به خط ثلث، نقر شده است، ارتفاع گنبد 41 ذرع و ارتفاع هر يك از دسته ها نيز 41 ذرع مى باشد، بر پيشانى ايوان مقصوره، كتيبه اى به خط ثلث جلى از بايسنقر پسر گوهرشادآغا است كه از شاهكارهاى هنر خطاطى به شمار مى رود، ديگر كتيبه ها به خط محمد رضا امامى است. اغلب كاشى كارى ها وتزيينات اين مسجد در سالهاى 1053 و 1087 و 1111 هـ.ق و پس از آن ، صورت پذيرفته است.
ساختمان مسجد گوهرشاد در مشهد رضوى (ع) زير نظر استاد قوام الدين شيرازى متوفى به سال 844 هـ.ق از مهندسين برجسته و نامور خراسان و هرات، ساخته شده است.
حافظ ابرو، متوفى به سال 833 هـ.ق در توصيف او مى گويد: استاد قوام الدين در صنعت طيّانى واحِد ما لَهُ ثانِيُّ.طيان به معنى گل گر، صنعت گل كارى نوعى گچ برى ظريف بوده است كه در ساختمان ها به كار مى رفته است.)
قوام الدين شيرازى در بناى رصدخانه الغ بيگ در سمرقند دست داشته است. خواندمير گويد: (استاد قوام الدين معمار شيرازى قدوه مهندسان زمان و مرجع معماران دوران بود و از جمله آثار آن استاد نادره، كار در دارالسلطنه هرات [براى ] عمارات عالى جناب مهدعليا گوهرشادآغا، است. حكايت مشهور است و بر السنه و افواه مذكور كه نوبتى حضرت خاقان سعيد، به سبب عمارتى از استاد قوام الدين رنجيده، مدت يك سال او را رخصت درآمدن به بارگاه عالم پناه ارزانى نداشت، و چون استاد، در علوم نجوم نيز ماهر بود، تقويمى استخراج كرده بعد، از آن كه اجازت ملازمت يافت، آن را تقديم كرد...)

 

jBYUHFA5Mu9I

 

اکثر شما حداقل یکبار در طول زندگی تان توفیق زیارت حرم مطهر علی بن موسی الرضا (ع) را داشته اید و مسجد متبرک گوهرشاد را که واقع در صحن و سرای حرم اما رضا (ع) است دیده اید ولی آیا می دانید پایه گذار احداث این بنای زیبا بانویی شیعه، ادب دوست و هنرپرور و خیر بنام گوهرشاد بیگم همسر شاهرخ میرزای تیموری است؟ در این شماره به معرفی زندگی با برکت این بانوی مسلمان شیعه می پردازیم.
گوهرشاد بیگم دختر امیر غیاث الدین ترخان است که یکی از امرای عهد تیموری بود. لقب ترخان به وی از طرف چنگیزخان به جهت شرکت او در جنگ های مختلف بوده است و ترخان واسطه میان سلطان و رعیت بوده است. مادر گوهرشاد بیگم بانو خان زاده بیگم است که در ماه رجب سال 814 هـ.ق وفات کرده و در جوار مرقد مطهر امام رضا (ع) مدفون گردیده است. گوهرشاد در سال 780 هـ.ق دیده به جهان گشود او از زمره زنان ادب دوست، هنرپرور و خیر در زمان خویش بود. به تاریخ و ادبیات علاقه مند بود و به دلیل تمکن مالی و انصاف بسیار خیر و نیکوکار بود. او در سال 807 ــ 805 ق همسر شاهرخ میرزای تیموری بود. که وی در چهاردهم ربیع الثانی سال 779 هـ.ق متولد و در سال 850 هـ.ق درگذشت و جنازه اش را به هرات حمل نمودند و در مدرسه گوهرشاد آغا دفن گردید. سلطنت شاهرخ چهل و سه سال بوده است. از آن روی که گوهرشاد دوستدار لقب بود مهری هروی شاعره نامدار قرن نهم را مصاحب و ندیمه خود ساخت. وی علاوه بر همسر، مشاور و همدم شاهرخ میرزا نیز بود و در بسیاری از تصمیمات مهم کشوری شاهرخ از وجود وی بهره می برد. این بانوی محترمه دارای دو پسر بوده است یکی به نام ابراهیم سلطان که در ماه شوال 769 هـ.ق متولد و در ماه شوال سال 837 هـ.ق وفات یافت و پسر دیگر وی به نام میرزا بایسنقر بود که در سال 802 هـ.ق متولد و در سال 837 هـ.ق درگذشت.

موقوفات جامع گوهرشاد
مهدعليا گوهرشادآغا پس از اتمام بناى مسجد گوهرشاد در مشهد مقدس در تاريخ نيمه رجب سال 829 هـ.ق رقباتى را وقف اين مسجد كرده است كه تفصيل آنها را نگارنده اين سطور در طرح تحقيقاتى خود نگاشته است.
توليت اين موقوفات را با اولاد واقفه (گوهرشادآغا) قرار داده بطنا بعد بطن، و در صورت انقراض اولاد واقفه با اولاد شريعت پناه على حميدى علوى مشهدى رضوى ، و در صورت انقراض اولاد ذكور و اناث علوى مزبور، توليت با يكى از صلحا سادات عظام مشهد باشد.
مصارف موقوفات بانو گوهرشاد آغا
1 ـ از مجموع درآمد رقبات، يك عشر، حق التوليه متولى .
2 ـ يك عشر ديگر براى كاركنان و ضابطان و عمال و معمار بقاع.
3 ـ مابقى درآمد صرف عمران و آبادى مسجد گوهرشاد گردد.
4 ـ مازاد درآمد بر ارباب وظايف كه در ذيل اشاره مى شود:
5 ـ وظيفه امام جماعت نمازهاى پنج گانه، ساليانه100/1 كپكى و 20 خروار گندم.
(كپك يا كبك نام فرزند تووا از خانان مقتدر فرغانه است كه بين سالهاى 1326 ـ 1318 ميلادى ماوراءالنهر را متصرف شد و براى خود دربارى ترتيب داد. او كسى بود از ميان خانان مغولى كه به نام خود سكه زد و با استفاده از سكه هاى ايرانى ، به نام خود سكه هاى يك درهمى (3/1 مثقالى و يك دينارى (شش درهمى زد و رواج يافت. اين سكه ها در زمان تيمور و جانشينانش به نام سكه هاى كپكى مشهور شد. زبدة التواريخ: 1ظ86.)
6 ـ وظيفه خطيب، ساليانه مبلغ 100 كپكى نقد و مقدار 10 خروار گندم.
7 ـ وظيفه مصدر مأمور انجام كار، گماشته) و وظيفه معرف خوش خوان كه روز جمعه و دوشنبه هر هفته يك جزو يا بيشتر قرآن بخوانند براى واقفه(؟) نقد كپكى و پنجاه خروار غله بالمناصفه. (معرف به معنى آن كه نزد قاضى و سلطان، مردمان را شناساند، يا آن كه در مهمانى ها و ماتمها، نام و شغل هر واردى را به آواز بلند به قصد تعريف گويد. در اين وقفنامه گويا مراد مسئول تبليغات روز جمعه و نمازجمعه و... باشد.؟)
8 ـ وظيفه حفاظ خوش خوان كه در روز جمعه و دوشنبه هر هفته يك جزو يا بيشتر قرآن بخوانند، ساليانه مبلغ 2100 كپكى و 50 خروار غلّه بالمناصفه.
9 ـ وظيفه موذنان، ساليانه نقد مبلغ 600 كپكى و 62 خروار غلّه بالمناصفه.
10 ـ وظيفه فراشان، ساليانه نقد مبلغ 1600 كپكى وبيست خروار گندم و جو.
در صورتى كه از درآمد رقبات موقوفه چيزى اضافه آمد با صلاحديد متولى ، به زوار حضرت رضا(ع) از صلحا واعراب مكه و مدينه و مسافران بدهند.

 

sNKscZG2vwSP

 


پس از تنظيم وقفنامه مهدعليا گوهرشادآغا گروهى از خيرخواهان بر اين مسجد بزرگ جهان تشيع املاكى را وقف كرده اند كه در كل تا تاريخ اول سال 1373 خورشيدى تعداد پانزده سند وقفى پديد آمده است، بدين شرح:
1 ـ وقفنامه جماعت بوژمهران در جمادى الثانى 1111 هـ. ق كه 34 واقف حدود 200 رقبه از زمين و باغ ميمى و مشجر و توتستان و دالستان مثمره وغيرمثمره و مجرى المياه وغيره را وقف اين مسجد كرده اند و توليت آن را با متولى جامع گوهرشاد قرار داده اند و يك عشر بعد از اخراجات لازمه را حق التوليه تعيين كرده اند تا عوايد حاصله از اين موقوفات صرف فرش و روشنايى مسجد جامع گوهرشاد بشود.
اين وقفنامه، اصل است و به صورت طومار مى باشد كه با خط نسخ و نستعليق زيبا نگارش يافته است. در كل شامل 338 سطر 5/15 سانتى مترى مى باشد. طول اين وقفنامه سه متر و شصت سانتى متر و عرض آن 24 سانتى متر.
سطر نخستين با طلا و عناوين با شنگرف، كاغذ سمرقندى ، لبه وقفنامه، تيماج قهوه اى .
برخى از لغات و اصطلاحات مندرج در اين وقفنامه
1 ـ بوژمهران: نام يكى از روستاهاى اطراف نيشابور است بخش قدمگاه، هشت كيلومترى شمال باخترى قدمگاه و چهار كيلومترى شمال راه عمومى نيشابورـمشهد.
2 ـ باغ گاه: محل باغ، محوطه اى كه نوعا محصور است و در آن اشجار مثمره و غيره، غرس و زراعت كنند.
3 ـ تخم افشان، تخم افكن: در هر هكتار زمين، مقدار ده من گندم، معادل سى (30) كيلوگرم بذر يا به اصطلاح محلى ، تخم گندم كاشته مى شود كه عرفا مساحت زمينهاى زراعى را بر اين مقياس تعيين مى كنند، مثلا: اگر ظرفيت زمينى بيست من = شصت كيلوگرم بذرافشان باشد، آن زمين دو هكتار يا بيست هزار متر مربع خواهد بود.
4 ـ توتستان: توت زار، اسم مركب است، يعنى جايى كه درختان توت در آن زياد باشد.
5 ـ جريب: واحد مساحت است، يك جريب: مساوى است با يك هكتار يا ده هزار متر مربع.
6 ـ چال بازه، (چل بزه) مسيل، يا مسير رودخانه بى آب را گويند.
7 ـ دالستان: يعنى جايى كه درختان بى ثمر در آن زياد غرس شده باشد. اين درختان بيشتر از خانواده سفيدار وچنار هستند.
8 ـ دالوار اِشن: نام درختى است از تيره سفيدار.
9 ـ عَربى دوز: يعنى دوزنده عربى كه نوعى از پاافزار است كه تمام پا را مى پوشاند و آن را اجلاف ولايت مى پوشند.
2 ـ در غرّه ماه رجب سال 1116 هـ.ق، حاج محمد رضا تاجر اردستانى ساكن مشهد مقدس، هشت شبانه روز آب از قنوات عليا وسفلاى قريه ى اسحاق آباد نيشابور را وقف مسجد گوهرشاد كرده است تا عوايد آن صرف روشنايى و فرش و تعميرات اين مسجد شود و توليت آن را با ناظر مسجد گوهرشاد در هر عصرى قرار داده است و يك عشر از درآمد آن را پس از مصارف لازم، حق التوليه قرار داده است، اين وقفنامه داراى سى وهفت مهر و تأييديه است كه متوليان يا علماى برجسته مشهد آن را تأييد كرده اند. اولين مهر مربوط به واقف است در سال 1116 هـ. ق و آخرين مهر از آن حاج ميرزا عسكرى ابن ميرزا هدايت الله ابن ميرزا محمد مهدى شهيد حسينى مشهدى متوفى به سال 1280 هـ. ق مى باشد.
3 ـ در روز دهم ماه صفر سال 1140 هـ. ق خواجه محمد اكبر ولد حاج محمد شفيع اسحاق آبادى و ورثه حاجى مير معين الدين، محمد جان ولد، محمد صالح كربلايى و محمدعلى ولد حاج محمد اسحاق آبادى ، در كل يازده طاق و يك دانگ از قنات اسحاق آباد عليا و سلفى و خان بازق را وقف كرده اند تا عوايد آن صرف روشنايى و بورياى مسجد حاج محمد صادق در قريه اسحاق آباد و باقى آن، به مصرف روشنايى و بوريا و ساير مصرف مسجد جامع مشهد برسد. حق التوليه، يك عشر و حق النظاره، نيم عشر است.
4 ـ در ذيقعده سال 1166 هـ.ق ، محمد ابراهيم بيكا مختارى بيات، ربع مزرعه دشديش، از بلوك اسحاق آباد نيشابور و شش هفتم از نصف مزرعه ى دولت آباد كلان، بلوك درب قاضى و يك طاق ونيم از مدار دوازده سهم آب قريه فوشنجان، بلوك مازول با اراضى وصحارى را وقف مى كند بر مسجد جامع گوهرشاد مشهد كه عوايد آن، صرف تعميير و روشنايى و وظيفه فراشان و بوريا و تطهير و تنظيف و ائمه جمعه و جماعت اين مسجد بشود. يك عشر از درآمد حاصله، از آن ناظر املاك مزبور است كه ارشد ائمه مسجد گوهرشاد است و به صيغه حق التوليه آن، يك عشر را اخذ و تصريف نمايد و اگر سالى از سال ها مازادى بر مخارج نام برده داشت، صرف صلحاى مستحقين شود، به اين صورت، از كل عوايد، يك عشر، حق ناظر و يك عشر از مابقى ، خرج مصالح مشهد، شهر نيشابور و بقيه خرج مسجد گوهرشاد شود.
5 ـ در ماه ربيع الثانى سال 1169 هـ.ق سيد ميرزا ومير محمد رضا ومير محمد ابول، نه قطعه باغات دالستان و محوطه هاى مزرعى در قريه ى ازغد، بلوك اردمه از بلوكات مشهد را وقف مسجد گوهرشاد كرده تا به مصرف تعميرات وروشنايى ومرمت و وظيفه حفاظ و غيره و طلاب علوم دينى شود. توليت با ناظر مسجد گوهرشاد. يك عشر، حق التوليه و يك عشر، حق النظاره.
6 ـ در تاريخ 29 محرم سال 1240 هـ.ق خالق وردى و شيرعلى شوريابى ، همگى مجرى المياه و مزرعه ميناآباد (ميركاكا) از بلوك تاغنكوه، بخش فديشه نيشابور را، بر مسجد گوهرشاد وقف كردند، تا از عوايد آن حصير و چراغ مسجد جامع و تعمير و ساير مصارف ضرورى شود. توليت با حاكم شرع.
7 ـ در تاريخ 1294 و 1300 هـ.ق ، عبد الكريم ناظر مستشار الملك سه چهارم از مزرعه گوندوك و نصف قنات و نيمى از مزرعه ى سياسك و دو باب دكان در بازار مشهد را بر مسجد گوهرشاد وقف كرده تا به مصرف روضه خوانى در مسجد گوهرشاد و ناهار خدمه اين مسجد برسد و توليت با ميرزا محمد پسر واقف و اولادش وحق التوليه يك عشر بعد از وضع مخارج لازمه مى باشد.
8 ـ در تاريخ 26 رمضان سال 1315 هـ.ق، حاج سيد عبد الله، متولى مسجد جامع گوهرشاد، يك ربع از يك باب دكان واقع در حاشيه خيابان عليا، نزديك كوچه چهارباغ را وقف مى كند، تا عوايد و درآمد ان، تلاوت قران نمايد و توليت آن، با اولاد واقف و پس از انقراض با متولى شرعى مسجد گوهرشاد باشد و حق التوليه، يك عشر است.

 

qhQFMto5l8MQ

 


9 ـ و در تاريخ 26 رمضان سال 1315 هـ.ق ، همان حاج سيد عبدالله، متولى مسجد جامع گوهرشاد، حسب الوصايه عمه اش، همسر قوام التوليه، يك باب منزل واقع در كوچه زير نقارخانه را وقف روضه خوانى كرده و توليت با اولاد واقف و پس از انقراض با متولى مسجد گوهرشاد است و حق التوليه، يك پنجم از عوايد ملك مزبور است.
10 ـ در هيجدهم رمضان سال 1315 هـ.ق حاجيه آغا شاهزاده خانم، همسر حاج سيدعبدالله، متولى مسجد گوهرشاد و دختر سهام الملك، از جانب حاجيه بى بى شمس الحاجيه، همسر عطاءالله خان تيمورى ، يك باب دكان درحاشيه خيابان عليا، نزديك كوچه سياه آب پايين خيابان وقف مى كند، تا عوايد ان را صرف زيارت نجف و كربلا و مشهد و تلاوت قران بنمايند و توليت آن را با شوهرش كه متولى مسجد گوهرشاد بود و اولاد او قرار داده است و حق التوليه، يك پنجم است.
11 ـ در محرم سال 1322 هـ.ق خسرو ميرزا ملقب به برهان الملك، دو باب دكان در كوچه سياه آب پايين خيابان وقف مى كند، تا از عوايد آن در مسجد گوهرشاد و بعد از او هركس كه متولى جامع گوهرشاد باشد قرار داده وحق التوليه، يك عشر مى باشد.
12 ـ و در جمادى الاولى سال 1323 هـ.ق بانو امّى خانم، دختر آقا بهاءالدين ابردهى ، نصف از يك باغ ميمى و مشجر واقع در ابرده را وقف كرده است تا منافع ان صرف كليه مخارج مسجد گوهرشاد شود و توليت را با متولى مسجد مزبور در هر زمان قرار داده است.
13 ـ و در اول سال 1336 هـ.ق، ميرزا صدرالدين نجدالسلطنه، مزرعه شهر كهنه جلگه رخ، از توابع تربت حيدريه خراسان را وقف مى كند، تامنافع آن صرف مقبره واقف و روضه خوانى در مسجد گوهرشاد و خريد پوستين براى زوار امام رضا(ع) و فقرا و كتابخانه مسجد گوهرشاد شود. و يك عشر درآمد حاصله را به سه قسمت تقسيم مى كنند، دو قسمت سهم متولى و يك قسمت ديگر سهم ناظر است.
14 ـ و بالاخره در تاريخ 1373 هـ.ق، برابر با 1332 شمسى ، حاج سيد سعيد طباطبايى نائينى ، يك باب منزل در مشهد و يك قطعه باب باغ در ابرده سفلى و دو سهم از دروازه سهم مزرعه هاشم آباد تبادكان و پنج هزار جلد كتاب خطى و چاپى را وقف مى كند تا از درآمد حاصله صرف تلاوت قرآن و روضه خوانى در مسجد گوهرشاد زيارت حضرت رضا(ع) و خريد كتاب و صحافى و اصلاح كتاب شود و توليت آن را با متولى جامع گوهرشاد قرار داده است.

 

Z0z5850GNXLd

 

 

واقعه مسجد گوهرشاد

ه دنبال اعلام تغيير لباس اجباري مردان و كشف حجاب، مخالفتهاي گسترده‌اي در سراسر كشور شكل گرفت كه مهم‌ترين آن در مشهد اتفاق افتاد.
رضاخان در پيگري اين سياست دستور داده بود تا حجاب از سرزنان مسلمان برگيرند، مردان كلاه غربي به سر كنند، روحانيون لباس روحانيت را از تن بيرون كنند و ...

در پاسخ به اين اقدامات علما و روحانيون مشهد طي جلساتي پنهاني تصميم گرفتند با اين حركت رضاخان مقابله كنند و او را از اين كار باز دارند. در يكي از اين جلسات پيشنهاد شد كه آيت‌ الله حاج‌آقا حسين قمي به تهران برود و در مرحله اول با رضاخان مذاكره نمايد تا شايد بتواند او را از اجراي تصميماتش باز دارد. وقتي آيت‌الله قمي به تهران آمد بلافاصله از سوي حكومت دستگير و ممنوع‌الملاقات شد. ساير روحانيون نيز در مساجد و مجالس، به آگاه كردن مردم پرداختند. مسجد گوهر شاد ازجمله مكانهاي تجمع مردم و روشنگري رهبران روحاني بود. اجتماعات مردم در اين مسجد هر روز بيشتر مي‌شد و شهر حالت عادي خود را از دست مي‌داد و سخنرانان نيز به ايراد بيانات آتشين مي‌پرداختند.

همزمان با بازداشت حاج آقاحسين قمي، در مشهد نيز به دستور حكومت، روحانيوني همچون شيخ غلامرضا طبسي و شيخ شمس نيشابوري دستگير شدند. در صبح روز جمعه بيستم تير 1314 نظاميان مستقر در مشهد براي متفرق ساختن مردم وارد عمل شدند و به روي آنان آتش‌ گشودند و تعداد زيادي را كشته و زخمي كردند. ولي مردم مقاومت كرده و سربازان نيز بنا به دستوري كه به آنها رسيد، مراجعت كردند. به دنبال اين حادثه مردم اطراف مشهد به سوي مسجد حركت كردند.

فرداي آن روز 21 تير جمعيت زيادتري در مسجد گوهر شاد تجمع كردند و عليه اقدامات دولت اعتراض نمودند. سران نظامي و انتظامي مشهد اين بار بنا به دستور رضاخان با تجهيزات كامل و افراد فراوان در نقاط حساس مستقر شدند و تفنگ‌ها، سلاح‌هاي خودكار و حتي توپها را به منظور سركوب مردم به ميدان آوردند. در حوالي ظهر مأمورين نظامي و انتظامي از هر سو به مردم هجوم آورده و در داخل مسجد به طور وحشيانه‌اي به كشتار آنان پرداختند. در اين فاجعه عده زيادي شهيد و مجروح و يا بازداشت شدند. كشتار مردم در اين مسجد به اندازه‌‌اي زياد بود كه به نقل از شاهدان عيني، چند كاميون جنازه از صحنه كشتار خارج كردند. يك روز پس از اين فاجعه رژيم رضاخان به طور گسترده عمليات دستگيري علما و روحانيون را آغاز كرد و تعداد كثيري از آنان را بازداشت و روانه زندان نمود.

قيام گوهر شاد يك سال پس از بازگشت رضاخان از سفر به تركيه و مشاهدات وي در مورد بي‌بند و باري و بي‌حجابي زنان تركيه به وقوع پيوست.
به دنبال اين واقعه فتح‌الله پاكروان استاندار، با كمك برخي مقامات محلي، محمد‌ولي خان اسدي نايب‌التوليه آستان قدس رضوي را متهم كردند كه در گسترش اعتراضات دست داشته است. به رغم اينكه هيچ گونه سند و مدرك معتبري دال بر اين ادعا وجود نداشت اما از آنجا كه احتمالاً رأي رضا شاه هم بر لزوم محكوميت و برانداختن نهايي اسدي قرار گرفته بود، با پرونده سازي‌هاي مقامات محلي نهايتاً دادگاه نظامي در روز 28 آذر 1314 اسدي را مجرم اعلام كرده محكوم به مرگ نمود و اين حكم در ساعت 30/6 روز 29 آذر 1314 اجرا شد.

 

J94JxKDLB3ou

 

گفته مي‌شود فتح‌الله پاكروان از عوامل اصلي سركوب مردم در حادثه مسجد گوهر شاد بود. از دوران صدارت او در سمت استانداري خراسان در واقعه كشف حجاب نامه‌هاي فراواني در دست است. در ابتدا، خوي «دمكرات منشانه» اين تحصيلكرده سن سير فرانسه مانع از آن بود كه براي اجراي كشف حجاب دست به دامن «زور» شود: «اين اقدامات بايد خيلي عاقلانه و با متانت و بدون اينكه كسي را عنفاً مجبور به كشف حجاب نماييد اجرا گردد».
اين عبارت در زماني بود كه هنوز صبح دولتش ندميده بود. دو سال بعد در مقام استاندار خراسان بخشنامه‌اي صادر كرد بدين شرح: «... لازم است به تمام مأمورين محلي اخطار نماييد كه عموم آنها موظفند در پيشرفت نهضت بانوان تشريك مساعي نموده و خود آنها در اين امر پيشقدم باشند و در جشنها نيز عموماً بايد با بانوان خود حضور به هم رسانند و همچنين بايد بدانند اندك قصور در اين بابت موجب مسئوليت شديد و ممكن است منجر به انفصال و تعقيب آنها بشود. ساير اهالي نيز بايد در نهضت بانوان شركت نموده و آنهايي كه در اين قسمت ساعي هستند بايد تشويق و كسان ديگر توبيخ و مورد مواخذه واقع شوند و مخصوصاً به اشخاصي كه بانوان خود را در خانه نگاه مي‌دارند بايد اخطار شود كه اين امر ناپسنديده عاقبت خوبي براي آنها نخواهد داشت، زيرا اشخاص مخل نهضت نسوان بدون هيچ گونه ملاحظه تبعيد خواهند شد. وصول اين بخشنامه و نتيجه‌ي اقدامات و عمليات خود را مرتباً گزارش دهيد».
استاندار نهم: فتح‌الله پاكروان
مدتي بعد به رئيس‌ الوزرا اطلاع داد: «تا چند روز ديگر هيچ صنفي در مشهد باقي نخواهد ماند كه جشن [كشف حجاب] نگرفته باشد. در نظر است پس از خاتمه جشنها ورود به صحن و حرم مطهر و بيوتات شريفه براي زنهاي با چادر قدغن شود.»

کد مطلب: 6501

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر