وبلاگ دل رهبر :

حسین(ع)؛اسم خالی یارسم عالی؟ (ویژه 9 دی)

آیا انتخابات هشتاد و چند درصدی را می‌شایست که ادّعای واهی کرد، و شکوه و عظمت و هیبت را با آشوب‌ها به مداخله‌جویی‌ها و آتش‌آوری‌های رسانه‌ها و مقامات صهیونیستی و آمریکایی و غربی راهی کرد، آن‌وقت بعد چندین سال که شرق و غرب و خارج از ساختگی بودن ادّعا به یقین‌آمده‌اند، بر این فتنه‌انگیزان و فتنه‌زدگان؛ سزاست نه‌توبه‌ای و نه آهی کرد و هم‌چنان ادّعای واهی کرد؟

حسین(ع)؛اسم خالی یارسم عالی؟ (ویژه 9 دی)

به گزارش گیلان خبر, نویسنده وبلاگ «دل رهبر»، نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم

من زندگانیم همه مدیون دلبر است

تقصیر ما که نیست حسین(ع)است که دلبراست

عباس(ع) دست داد ولی دستمان گرفت

این انقلاب در"ید عباس(ع)"باوفاست

گویند؛سخنرانی را دعوت گفتند تا در منطقه ای در دور دستها؛ سخن گوید و در میان گروهها و فرقه ها و احزاب و... که به اختلاف نظر افتاده اند درآن منطقه، راه آشتی جوید.

سخنران با خود اندیشید و گفت راجع امام حسین (ع) خواهم گفت: چرا که به نظر هیچ فرقه و گروه و ... در خصوص ایشان اختلاف نداشته و بذر اختلاف بر جوار ایشان نکاشته اند.

هماهنگ کنندگان سخنرانی که از گروههای مختلف بودند؛ هر کدام گفتند ای سخنران تو را توصیهای بشاید، که ترک آن نباید. گفت؛ گویید؟

یکی گفت: از فساد انگیزی و دین ستیزی و مستی خیزی و خون ریزی و... یزید سخن به میان نیاور؛ که برخی کنون نیز مبتلایند و سرتا پا بلایند و بسی بیخدایند و ... و ترس جان توست؛ تا نگویی.

دیگری گفت:خیانت و خباثت و دنیاپرستی و پستی و...ازعمر سعد مگوی.- گفت: چرا؟ گفت: دنیا دوستی و بتپرستی و ایمان سستی؛ در یکی از این گروه ها مشهود است؛ همچنان صلاح جان عزیزت؛ سکوت است.

دیگری گفت: مگویی حسین برای دین خدا؛ از جان و مال گذشت و خاندان به همراه داشت و عزیزان در این راه گذاشت. هیچ چشم به شرق و غرب واهل نفاق و حماقت و ریاست و سیاست نداشت؟ - گفت چرا؟ گفت چون این چنین نیکوخصایص در این منطقه در اقلیتاند؛ و این بار ترس جان ایشان است و تو. دیگرها نیز سخن پیراستند و به مجادله برخواستند و حماقت و نفاق را بسی آراستند! – سخنران: تامل کرد و آهی برآورد و چاهی خواست!. گفتند چاه برای چه؟! - گفت: الان اندکی درک میکنم «چاه و علی» یعنی چه؟!

و آیا حسین مگر "اسم خالی است یا رسم عالی"؟

اما غرض: از این چند بیان؛ که گاهی نه زمان میشناسد و نه مکان؛ و البته پناه بر خدا از این گمان؛ که الحمدالله هستند خیل عظیمی عاقل و مومن و بصیر از مردمان؛(که عاجزند در معرفت ایشان کم بصیرتان)؛این که عدهای قلیل را وقتی سخن از فتنه و ظلمهایی که بر سرنوشت ملت ایران اسلامی رفت به میان می آید، بهانههای مشابه میگیرند که سوز حوادث و تلخیهای آن زمان و مؤخرش دوباره برجان میآید؛

-آیا انتخابات هشتاد و چند درصدی را میشایست که ادعای واهی کرد، و شکوه و عظمت و هیبت را با آشوبها به مداخلهجویی ها و آتشآوریهای رسانهها و مقامات صهیونیستی و آمریکایی و غربی راهی کرد، آن وقت بعد چندین سال که شرق و غرب و خارج از ساختگی بودن ادعا به یقین آمدهاند و (البته برخی چون صهیونیسم وغرب از قبل به یقین بودند وبلکه خودازقبل نقشه چین بودندو با نفاق و حماقت برخی؛خیاطی شان گل کردو بریدند و دوختندوالحمدلله نقشه برآب شدند وهمچنان سوختند)لذابراین فتنه انگیزان وفتنه زدگان؛آیاسزاست؛ نه توبهای و نه آهی کردوهمچنان ادعای واهی کرد؟!

-آیا میهن اسلامی میراث خون شهیدان و حاصل ایستادگی مومنین و میهن دوستان غیوراست؛که خانوادههای شهدا و مومنین و متدینین و میهن دوست و معتقد به اهل بیت(ع)هستندو روز و شب شان به نذر و دعا میگذشت وبرفتنه های فتنه گران؛کارشان روشنگری بود واشک؛ یا ارث پدری عدهای خاص تا که به خیابان میریختند و با آن اوضاع ظاهری نامناسب و شعارهای صهیونیست پسندشان؛هر اهل شکی را؛بر عدم عقلانیت و انسانیت و دیانت و دشمن پرستی وپستی شان؛به یقین وامیداشت وجای تردیدنمی گذاشت.

-آیا صراحت بیان رهبر عزیز، مقام عظمای ولایت، در میان تؤطئهی خارجی و داخلی و تاکید بر فتنه که البته بر عقلاء مومن غیور و اهل بصیرت از خواص و عوام به یقین مشهود بود؛ و آتشافروزیهای خیابانی و چندین ماه آشوب خیابانی و نابسامانی و توهین به مقدسات ایمانی و حرمت شکنی عاشورای حسین و پاره کردن عکس امام خمینی(ره) و ... یک اعتراض ساده و مردم سالارانه و دمکراتیک بود؟(اگرچنین است،پس تعریف جنگل کدام است وصلح جوترازآن که درتروراست وباخنجرونیام است؛کجاست؟!) که عدهای همواره به منافع شخصی و جمعی و سبک سری و دربه دری خودشان؛که دل به این انقلاب نسوزاندهاند و صفا و وفا و عشق و ایمان را از ساحت دل راندهاند، سعی در کمرنگ و بیرنگ کردن «فتنه» برای رسیدن به اهدافی که آن زمان با ایستادگی ملت غیور ولایی و با بصیرت نتوانستند برسند؛دارندو...! و هر روز به رنگی درمیآیند!!

-آنان که به مضمون بیان امام علی (ع) در خطبه 194 نهجالبلاغه (ترجمه مرحوم دشتی) لغزیدهاند میلغزانند، گمراه گشتهاند و گمراه میکنند... هر لحظه به رنگی درمیآیند... گفتارشان دارو، اما کردارشان دردی است بیدرمان....

مدعی طعنه زند با دغلش زهد و ریاست

مادگرهیچ، به میراث شهیدان،چه کنیم؟

مومنی لایق هرکم خردوجاهل نیست

أین عماروکوبوذروسلمان،چه کنیم؟

ما غریبیم و نیامد خبر از غایبمان (عج)

گر بلغزیم در این فتنه وسفیان،چه کنیم؟

کد مطلب: 6331

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر