گلگشتی در آموزه های عاشورایی امام حسین (علیه السلام)؛

تقوا، آموزه ای از امام حسین (ع) در قیام عاشورا

یکی از این درس های بی نظیر که در زندگی این حضرت دیده می شود، موضوع رعایت تقوای الهی است.

تقوا، آموزه ای از امام حسین (ع) در قیام عاشورا

گیلان خبر ـ سجاد ستوده: بخش های مختلف زندگی اهل بیت (علیهم السلام) برای همه علاقمندان و شیعیان آنها الگو و اسوه ای حسنه است. الگوهای رفتاری که با سرمشق قراردادن آنها می توان در لحظات حساس، دست به انتخاب هایی صحیح زد.

 

زندگی امام حسین (علیه السلام) نیز در برهه های گوناگونش، چه در دوران همراهی با امیرالمومنین علی (علیه السلام)، چه در دوران امامت امام حسن (علیه السلام)، چه در دوران امامت ده ساله ایشان در زمان معاویه و چه پس از مرگ معاویه تا وقوع حادثه عاشورا، برای جویندگان راه حق و حقیقت، سراسر، آکنده از نکته ها و درس های فراوانی است. درس هایی که درک و آموختنش، زندگی هر انسانی را دگرگون کرده و آن را در مسیر رشد و تعالی رهنمون می سازد.

این درس ها علاوه بر آنکه زندگی فردی را تحت الشعاع خود قرار می دهد، حرکت های اجتماعی و نوع زندگی عمومی جامعه را نیز دچار تحول و دگرگونی کرده و آن را در مسیری صحیح که موجب بلوغ و بالندگی عمومی جامعه می شود، رهنمون می سازد.

یکی از این درس های بی نظیر که در زندگی این حضرت دیده می شود، موضوع رعایت تقوای الهی است.

تقوا بزرگترین توصیه خداوند متعال به مومنین و رعایت و متصف شدن به آن، مایه عاقبت به خیری و کمال است. فرجام خیر از آنِ اهل تقواست و آدمی جز به تقوا به بالاترین درجات رشد خود نائل نمی شود. در مقابل نیز، بی تقوایی در دنیا و آخرت، فرجامی شوم و ناگوار به همراه خواهد داشت.

بی شک یکی از مهمترین و اصلی ترین دلایل وقوع فاجعه کربلا به دست کوفیان، دوری این جماعت از فضیلت تقوا که شاخص ترین فضیلت ها برای مومنین است، می باشد. در کنار همه دلایل وقوع این فاجعه بزرگ، آنچه که در اصل موجب بروز این واقعه دلخراش و جانسوز شد، به دوری عاملان این جنایت از فضیلت تقوا باز می گردد.

تقوا همان حفظ کردن روح و دین از آفات است. آفاتی که به جان دین انسان می افتند و آن را از درون تهی می کنند. این آفت زدگی روح و تهی شدن وجود کوفیان نیز در حادثه کربلا به وضوح مشاهده می شود. آنجا که کوفیان هر یک به دلیل و طمعی، کمر به قتل فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله) می بندند، و در این راه از هیچ جنایتی ـ حتی نسبت به کودکان و بدن های مطهرـ ابا نمی کنند، همه به خاطر نبود تقوا و از بین رفتن این فضیلت و فریضه الهی است.

امام حسین (علیه السلام) در روایتی پیرامون تقوا و اثرات آن می فرمایند: «أُوصِیکُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ ضَمِنَ لِمَنِ اتَّقَاهُ أَنْ یُحَوِّلَهُ عَمَّا یَکْرَهُ إِلَى مَا یُحِبُّ وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لا یَحْتَسِبُ. (1)

شما را به تقوای الهی سفارش می‏کنم؛ زیرا خداوند برای کسی که تقوای الهی داشته باشد، ضمانت کرده که حالش را از آنچه ناخوش دارد به آنچه که دوست می‏دارد دگرگون سازد و از آنجا که گمان ندارد، روزیش دهد.»

امام حسین(علیه السلام) در این روایت با توصیه مومنین به رعایت و حفظ تقوای الهی، به نتایج خوش آن اشاره فرموده و دگرگونی اوضاع و احوال روزگار به نفع بندگان باتقوا را یکی از نتایج فضیلت تقوا بر می شمارند.

در گیر و دارهای زندگی روزمره و در برخوردهای اجتماعی مومنین و اهل تقوا با آنها که رنگی از این فضیلت در خود ندارند، ممکن است که مدتی غلبه با اهل دنیا باشد، اما اگر مومنین رعایت تقوا را فراموش نکرده و رفتار و گفتار و اعمال خود را بر اساس قطب نمای تقوا تنظیم نمایند، قطعا اوضاع دگرگون شده و کامیابی با اهل تقوا خواهد بود.

اگر کمی در حوادث قیام امام حسین (علیه السلام) به ویژه به رخدادهای روز عاشورا دقت کنیم، به خوبی این موضوع را درک خواهیم کرد. در عصر خونبار عاشورا، پیروزی ظاهری از آنِ لشکر باطل شد، اما تنها، مدتی کوتاه لازم بود که اوضاع و احوال دگرگون شده و تا همیشه تاریخ، همه انسانها ـ نه تنها شیعیان و مومنین که همه انسانها ـ فریاد پیروزی و کامیابی امام حسین (علیه السلام) و یارانش را سر دهند و این حاصل نمی شد جز به فضیلت تقوا.

این تقوا و پرهیز و دوری از گناه است که می تواند محبت به خاندان آل الله به ویژه وجود نازنین حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) را به محبتی سازنده و سپس به معرفتی بی نظیر تبدیل سازد و دقیقا همین محبت است که حرارتی در قلوب مومنین می آفریند که هیچگاه به سردی نخواهد گرائید و همین حرارت برخواسته از محبت و تقواست که در بزنگاه های انتخاب، به کار آدمی آمده و او را در تشخیص صف حق و باطل از هم یاری می کند و همین انتخاب هاست که زمینه ساز عاقبت به خیری انسان می شود.

کربلائیان در کنار همه شاخصه های برجسته اخلاقی و رفتاری که در خود دارند، متّصف به تقوای الهی و پرهیز از معاصی و گناهانند و همین ویژگی است که آنها را در صف کربلائیان قرار داده است. آنهایی تاب همراهی با سید الشهداء (علیه السلام) را دارند که همرنگ او باشند و اینانند که از گردنه های صعب فتنه به سلامت عبور کرده و تا آخر، پا به رکاب امام خویش می مانند.

امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) در توقیع شریفی خطاب به شیخ مفید (ره) در این زمینه چنین می فرمایند: مَنِ اتَّقَى رَبَّهُ مِنْ إِخْوَانِکَ فِی الدِّینِ وَ أَخْرَجَ مِمَّا عَلَیْهِ إِلَى مُسْتَحِقِّیهِ کَانَ آمِناً مِنَ الْفِتْنَةِ الْمُبْطِلَةِ وَ مِحَنِهَا الْمُظْلِمَةِ الْمُضِلَّةِ... (2) ما به تو اطمینان می‏دهیم که هر کس از برادران دینیت، تقوای الهی را رعایت کند و آنچه را به گردن دارد به صاحبان حق برساند، در فتنه‏ نابود کننده و گرفتاریهای تیره و تار و گمراهگرانه، در امان خواهد بود.   

این روزها که روزهای حزن و عزاداری برای سیدالشهدا (علیه السلام)، خاندان و یاران باوفایشان است، فرصت مناسبی است که در کنار عزاداری برای آن حضرت، پیرامون نکته های فراوان زندگی ایشان و نیز توصیه ها و فرمایشات گران بهایشان کمی بیندیشیم و در راه تحقق آنها در زندگی روزانه خود تلاش نماییم که بی شک با اتصاف به خواسته ها و توصیه های آن حضرت، مشابهت بیشتری بین خود و امام (علیه السلام) ایجاد نموده و این مشابهت هاست که ما را به رضایت و خوشنودی آنها نزدیک خواهد ساخت.

سجاد ستوده

1ـ تحف العقول، ص 240.

2ـ الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏2، ص: 499.

 

کد مطلب: 10719

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر