پویش مردمی تنها مسیر

عزت، رهاورد بندگی جامعه

امروز جوامع مسلمین باید از تاریخ بیاموزند. باید بیاموزند که رمز سعادت و عزت، حرکتی حسین وار در مسیر بندگی و طاعت خداوند است.

عزت، رهاورد بندگی جامعه

گیلان خبر ـ علی صادقی نیا : «برای یک ملت، درس عزّت و افتخار از حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام درس گرانبهایی است. میدان های گوناگونی هم برای بروز دادن عزّت و افتخار ملی وجود دارد؛۱ ... آن کسی که حرکت حسین‌بن‌علی علیه‌السّلام را بشناسد، می‌داند که این عزّت، چگونه عزّتی است.۲»

عزت؛ شاخصه ای است که در وزن دهی اقدامات و جهت گیری ها اثر دارد. عزت در کلام ، معنای نفوذ ناپذیری را می رساند و در معنای اصطلاحی نیز آن چیزی که با شنیدن لفظ عزت در ذهن متبادر می شود، یک وضعیت شکست ناپذیری است. لذا شاید بتوان گفت انسان عزیز کسی است که دارای یک روحیه شکست ناپذیر است و در برابر عوامل ناهمسو تسلیم نمی شود. این روحیه البته تنها یک بحث فردی نیست و قابل انطباق بر جوامع نیز هست. اگر یک جامعه ای عزیز باشد یعنی که آن جامعه به چنان وضعیت استقامتی رسیده است که در برابر دشمنانش شکست نخواهد خورد. این معنای عزت در مقابل ذلت و زبونی قرار دارد. ملت عزیز در برابر ملتی که به حقارت کشیده شده است. البته باید دقت کرد که عزتمندی زمانی بیان می شود که وضعیت مقابلی وجود داشته باشد. یعنی شکست ناپذیر بودن و مستحکم بودن در برابر یک عامل مهاجم تعریف می شود و دقت در این جهت دار بودن عزت خودش نمایانگر مشخصه های این حالت می باشد. از طرفی اگر خاستگاه عزت را بشناسیم غیریت آن را شناخته ایم. در قرآن کریم آمده است که «فلله العزة جمیعا۳؛ پس همه عزتها از آن خداوند است.» آن چه از این آیه استفاده می شود این است که خاستگاه عزت، حضرت حق است و مطابق آیه «ولله العزة ولرسوله وللمؤمنین۴» این عزت را در حضرت رسول اکرم(ص) و مومنان به ودیعه قرار می دهد. در یک نگاه کلی عزت چیزیست که افراد جریان تاریخی حق به واسطه ی حرکتی که در راستای خداوند انجام می دهند حائز آن می شوند. بنابراین اگر کسی بخواهد عزیز شود باید در جرگه ی جبهه ی حق درآید. همین که قبول کنیم عزت از آن اهل حق به سرپرستی حضرت رسول اکرم (ص) باشد، لاجرم مشخص می شود که ذلت و خاری از آن گروهی است که در برابر جریان این حضرت به مقابله می پردازد؛ در یک کلام یعنی جریان باطل. پس با دقت بیشتر می توان نتیجه گرفت که عزتمندی حاصل قرار گرفتن در مسیر جریان الهی و طاعت خداوند است و هر میزان تمرد از این مولفه ها گامیست به سوی ذلت که صفت جریان باطل می باشد. لذا این جاست که کلام حضرت امام حسن(ع) به جان می نشیند که : «اذا اردت عزا بلا عشیرة وهیبة بلا سلطان فاخرج من ذل معصیة الله الی عز طاعة الله۵; هرگاه اراده عزتی بدون دار و دسته و هیبتی بدون سلطنت داشتی، از خاری معصیت الهی به سوی عزت اطاعت خداوند خارج شو.»

حرکتی که ائمه معصومین(علیهما السلام) در تاریخ پی گرفتند، با هدف اطاعت خداوند و تحقق خواست او یعنی جاری ساختن و تسلط دادن دین اسلام بر کل عالم، پیش می رود. این سیر چون حرکتی تماما الهی است تمام شئونش عزتمند است. لذا برای درک مقوله ی عزت و راه عزتمند بودن باید در این مسیر تآمل نموده و از آن برای افراد و جوامع الگو برداری کرد. پس بیایید دقیق تر شویم.

در تاریخ و مسیر حرکت تاریخی جریان حق، کار به جایی رسید که حکومت جامعه اسلامی به دست فاسقین و فاسدین افتاد. حاکم اسلامی به طور علنی اعمالی انجام می داد که خلاف اسلام بود و حتی سر دشمنی با دین خدا داشت. خلافت تبدیل به یک نوع سلطنت شده بود و در جامعه از اسلام چهره ای ناقص و تحریفی تصویر شده بود. این یعنی جامعه از مسیر جریان خواست الهی و اطاعت الله که همان حضور همه جانبه ی اسلام در جامعه بود، وامانده و منحرف شده. پس با جامعه ای ذلیل مواجه بودیم. جریان باطل آنچنان در جامعه مسلمین نفوذ کرده بود که ذلت در جان جامعه ریشه دار شده و می رفت که حرکت جریان حق به محاق کشیده شود. در چنین وضعی امام حسین (ع) برای برهم زدن این فضای ذلت بار و اقامه ی اسلام قیام نمود و با شعار «هیهات منا الذله» انزجار خود را از چنین حقارتی در برابر عمال جبهه ی باطل نظیر حاکم آن زمان-یزید- اعلام نمود. باطل چنان در عمق جامعه اسلامی رخنه نموده بود که لازم بود  امام معصوم(ع) به شهادت برسد و اهلش به اسارت برود تا که ذلت موجود به چشم آن ملت نمایان شده و بیدارشان کند. لذا مولفه ی عزت، نقش محوری در قیام حضرت از ابتدا تا انتها یعنی ادامه ی نهضت توسط حضرت زینب کبری(س) و امام زین العابدین(ع) ایفا می کرد. «آنچه در زمان یزید پیش آمد و اضافه شد، این بود که آن پیشوای ظلم و گمراهی و ضلالت، توقّع داشت که این امام هدایت پای حکومت او را امضاء کند؛ «بیعت» یعنی این. می‌خواست امام حسین علیه‌السّلام را مجبور کند به جای این‌که مردم را ارشاد و هدایت فرماید و گمراهی آن حکومت ظالم را برای آنان تشریح نماید، بیاید حکومت آن ظالم را امضا و تأیید هم بکند!۶»

امام حسین (ع) چنین قیدی را نپذیرفت. نپذیرفت که با خروج از جریان هدایت و سکوت یا بیعت، بار ذلت را بر خود بخرد. لذا تصمیم قیام را عملی نمود. از اینجا حرکت عزت شروع شد و هر چه پیشتر رفت، نور عزت امام معصوم پرده های ظلمت چشم ها و قلب های ذلیل جامعه ی مسلمین را مرتعش تر می کرد. آن امام عزیز با یارانی قلیل در مقابل خیل سپاه جهل و ظلم و ذلت ایستاد و اندکی از موضع اطاعت خداوند پا پس نکشید. امام در صبحتی که در حضور حضرت ابوالفضل(ع) و حضرت علی اکبر(ع) با عمر سعد داشتند( که امروزه آن را مذاکره می خوانند!) به جای بده بستان ذلیلانه با آنان، به عمر تشر می زنند که «وای برتو، آیا از خدایی که بازگشت تو به سوی اوست نمی ترسی و با من می جنگی؟۷» حتی زمانیکه هیچ یاری به جز طفل شیرخوارشان برایشان باقی نماند، باز هم عزتمندانه در مقابل سپاه شیاطین ایستاده و آنان را دعوت به حق نمودند. نهایتا هم در اوج مظلومیت به شهادت رسیدند ولی پرچم عزت اسلام اصیل را الی الابد در همان جا بر زمین کربلا کوبیدند.

دشمن که پس از فاجعه ی عاشورا، خواست عزت اهل بیت امام را در شام و کوفه بشکند، خود مغلوب این شکست ناپذیری برآمده از بندگی زینبیون شد؛ آن قدر شعاع این عزت در آن شهر های غبارآلود نقوذ و در قلب مردم مطالبه ایجاد کرد که حکومت ظالم، خودش مجلس عزای امام حسین(ع) بر پا کرد! حرکت عزتمند و بندگی امام معصوم، جان های مسلمین را تکان داد و در بلند مدت موجب احیای جریان حق شد و یزیدیان برای همیشه ذلیلان تاریخ نامیده شدند.

امروز جوامع مسلمین باید از تاریخ بیاموزند. باید بیاموزند که رمز سعادت و عزت، حرکتی حسین وار در مسیر بندگی و طاعت خداوند است. بدانند که جامعه باید مجرای اسلام باشد تا حکومت در دست ولی معصوم قرار گیرد. اگر چنین نشد، اگر گرایش به قدرت های پوشالی و سرابی جناح باطل پیدا شد، اگر به جای تقویت اسلام و طلب عزت از اطاعت خداوند در سطح جامعه و حکومت، به دنبال عزت تا آمریکا و اروپا روانه شوند، تجربه ی تاریخی نشان داده است که جوامع مسلمین البته ذلیل خواهند شد. تنها در صورت گام برداشتن در مسیر خداوند و تحقق برنامه ی الهی یعنی سلطه و جریان یافتن اسلام در عالم است که یک جامعه به همه چیز می رسد، عزت مند شده و بی نیاز از قدرت ها و سیم و زر حاکمان ظالم جهانی بر قله های رفیع عالم گام می نهند.

پی نوشت:

  1. بیانات در دانشگاه افسری امام علی(ع)-۷/۸/۱۳۸۱
  2. بیانات در پادگان دوکوهه‌- ۹/۱/۱۳۸۱
  3. سوره فاطر- آیه ۱۰
  4. سوره منافقون- آیه ۸
  5. بحارالانوار، ج 44، ص 139
  6. بیانات در پادگان دوکوهه‌- ۹/۱/۱۳۸۱
  7. برای مطالعه بیشتر من باب مذاکره ی(!) امام حسین(ع) با عمر سعد ر.ک: خوارزمی، مقتل الحسین علیه السلام، ج1،ص245؛ ابن اعثم، کتاب الفتوح، ج5، ص92-93

کد مطلب: 11605

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر