ماجرای ممنوع القلم ها

رشد 150 برابری چاپ اول کتاب و محدود ماندن لیست سیاه کتب

در سال های پیش از انقلاب اسلامی، کتبی در لیست سیاه و ممنوعیت قرار داشتند که عمده آنها به نقد سرمایه داری و ترویج مکتب اسلام مربوط می شدند و در عین حال در مکاتبات رسمی از آنها به عنوان «کتب مضره» یاد می گردید و نگاهداشت آنها نیز خلاف قانون بود.

رشد 150 برابری چاپ اول کتاب و محدود ماندن لیست سیاه کتب

گیلان خبر: مساله ممیزی چاپ و انتشار کتاب در ایران(به خصوص در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی) از جمله مسائلی بوده است که بسیاری از منتقدان آن را مطرح ساخته اند و عده ای بر این باورند که در ایران پس از انقلاب آنچنان که باید آزادی لازم به نویسندگان داده نمی شود تا آثار خود را عرضه کنند.

 
این موضوع که در دولت های مختلف با فراز و فرودهایی همراه بوده است در دولت یازدهم تنش بیشتری به خود دید و حتی تغییرات  زودهنگامی را در معاونت مربوطه ایجاد کرد. هفته گذشته نیز سیدعباس صالحی(معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) در گفتگو با خبرگزاری ایسنا با تاکید بر این که دیگر نویسنده ممنوع‌القلم در ایران وجود ندارد، گفته است: 
 
«مسیری که ما دنبال می‌کنیم مسیر محتواست و با همین نگاه بحث را ادامه می‌دهیم. ممکن است در بررسی‌های محتوایی درگیراختلاف سلیقه شویم و اشتباهاتی رخ داده باشد ولی ما براساس قانون نظارت ممیزی کار می‌کنیم و بررسی‌های ما بررسی‌های محتوایی است.» 
 
همین اظهارات از سوی معاون فرهنگی وزیر ارشاد کافی بود که مسئله ممنوع القلم ها و ممنوع الانتشارها مجددا از سوی رسانه های بیگانه مورد توجه قرار گیرد و ایران را در این موضوع متهم کنند که آزادی بیان لازم را به نویسندگان و فعالان عرصه نشر نمی دهد.
 
چه آثار و محتوایی در ایران اجازه انتشار ندارند؟
در پاسخ به انتقاد مطرح شده در ابتدا باید به این موضوع توجه داشت که چه آثار و محتوایی بر اساس قوانین جاری اجازه نشر ندارند.
بر اساس اظهارات مقامات رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در حوزه های مختلف نشر، معیارهای متفاوتی برای ممیزی آثار وجود دارند و همگی آنها در دسته خطوط قرمز فرهنگی و هنجاری قرار می گیرند.
برای مثال در حوزه دین مولفه هایی چون: ترویج و تبلیغ و الحاد اباهه گری، تحریف یا انکار مبانی و احکام اسلام، مخدودش کردن چهره امامان و پیامبر (ص)، ترویج فرقه های منحرف مانند وهابیت و بهاییت، نفی و تحریف آموزه های اعتقاد دینی، اشاعه فحشا و خلاف عفت عمومی از جمله خطوط قرمز می باشد. 
 
در حوزه فلسفه نیز مولفه های ترویج اندیشه های پوچ گرایانه، سکورلایسم ، اومانیسم افراطی، تبلیغ و ترویج فرقه صوفیه، مباحث خرافی مانند رمل، کف بینی، صحر و جادو و سنگ شناسی مد نظر است.
 
در علوم سیاسی، اقتصادی و تاریخ و جغرافیا نیز ترویج آرای گروه های محارب و ضد انقلاب همچون دفاع از نظام سلطنتی و استبداد و تطهیر چهره منفی آنان، اهانت به امام خمینی (ره) و رهبر معظم انقلاب، مراجع تقلید، تبلیغ علیه قانون اساسی، ایجاد اختلاف و درگیری میان طوایف قومی، اختلال در تمامیت ارضی کشور را مد نظر قرار می دهند. در حوزه هنر نیز مولفه عرضه مضامین غیراخلاقی و تبلیغ افراد و جریان های فاسد مورد توجه است. 
 
بر اساس همین معیارهای بدیهی است که تعدادی از کتب در لیست سیاه انتشار قرار می گیرند و با نگاهی گذرا به موارد بالا در می یابیم که جملگی آنها جزء معیارهای قابل قبول جامعه می باشند.
 
نگاهی آماری به کتب ممنوعه در ایران
اگرچه که آمار رسمی از تعداد و عناوین کتب ممنوعه در ایران پس از انقلاب وجود ندارد اما گشت و گذاری در وب سایت های خبری نشان می دهد که متجاوز از 100 عنوان کتاب(با موضوعات مختلف دینی، سیاسی، اجتماعی، فلسفی، رمان و...) در کشور ما اجازه نشر ندارند که این تعداد در برابر بازار نشر ایران عدد بسیار ناچیزی است. ناگفته نماند که برخی از این کتاب ها در ادواری اجازه چاپ پیدا کردند و پس از مدتی توقیف شدند.
 
این موضع زمانی مشخص تر می شود که رشد چشمگیر چاپ اول کتاب ها در سال های پس از انقلاب اسلامی را در نظر بگیریم. بر اساس آمارهای موجود در سال 1357 تعداد کتب چاپ اول در ایران به 233 عدد می رسید که این تعداد در سال 1392به تعداد 35417 عنوان افزایش یافت و رشدی 152 برابری را به خود دید. جالب آنکه با این افزایش نجومی، تعداد کتب ممنوعه در ایران به نسبت سال های پیش از انقلاب تغییر چندانی نکرد.
 
در سال های پیش از انقلاب اسلامی، کتبی در لیست سیاه و ممنوعیت قرار داشتند که عمده آنها به نقد سرمایه داری و ترویج مکتب اسلام مربوط می شدند و در عین حال در مکاتبات رسمی از آنها به عنوان «کتب مضره» یاد می گردید و نگاهداشت آنها نیز خلاف قانون بود.
 
برای نمونه در یکی از مکاتبات آجودانی وزارت جنگ در خصوص کتب مضره آمده است:
«... به اطلاع کلیه پرسنل از جمله افسران، درجه‌داران و کارمندان برسانند که از خرید و یا مطالعه کتاب‌های مذکور خودداری نمایند.»
 
در این نامه لیستی از بیش از 100 کتاب دیده می شود که تصویر نامه در ادامه می آید:
 
 
 
 
  
نگاهی به سانسور و عدم اجازه نشر کتاب در میان چشم آبی ها
بررسی اجمالی قوانین موجود در کشورهای آمریکایی و اروپایی در زمینه ممیزی نشر کتاب نشان می دهد که در آن کشورها نیز قوانین سخت گیرانه ای نسبت به انتشار کتاب وجود دارد و هر محتوایی اجازه نشر ندارد.
 
آمریکا؛ از ممنوعیت انتشار خوشه های خشم تا ممنوعیت نشر 100 کتاب در سال 2013 
در ایالات متحده، عدم اجازه نشر به برخی از کتب سابقه ای دیرینه دارد و در سال 1930 ممنوعیت انتشار کتاب "خوشه‌های خشم" نوشته نویسنده مشهور، جان اشتاین بک از جمله آنهاست. ممیزی کتاب در امریکا در سال‌های پس از آن نیز بسیار چالش برانگیز بوده و سبب گردید تا از انتشار کتاب‌های فراوانی توسط دادگاه‌های فدرال جلوگیری شود.
 
انجمن کتابخانه‌های امریکا تنها در فواصل سال‌های 1990 تا 1999 میلادی لیستی بالغ بر 100 عنوان کتاب منتشر نموده که هدف سانسور و محدودیت‌های مختلف از قبیل عدم انتشار، جمع‌آوری، از بین بردن توسط گروه‌های مختلف سیاسی، مذهبی، اجتماعی و ... در این کشور قرار گرفته‌اند. در میان این کتاب‌ها اسامی مانند ماجراهای هاکلبری فین، ماجراهای تام سایر، سری کتاب‌های هری پاتر و... به چشم می‌خورد که برخی از این کتاب‌ها در خود امریکا تبدیل به فیلم شده‌اند اما از چاپ و انتشار کتاب‌های آن جلوگیری به عمل آمده است.
 
این انجمن در سال 2013 لیستی از 307 مورد کتاب در معرض سانسور در امریکا منتشر نمود که که در صدر این آثار اسامی چون "آبی‌ترین چشم" اثر تونی موریسون، "‌خاطرات کاملاً واقعی از هند پاره وقت" اثر شرمن آلکسی، "50 سایه خاکستری"‌اثر‌ ای ال جیمز و "‌در جست و جوی آلاسکا" ‌اثر جان گرین به چشم می‌خورد.
 
ممنوعیت چاپ کتب منتقد هولوکاست در مهد دموکراسی
رعایت خطوط قرمز در میان چشم آبی ها هم بسیار اهمیت ریشه ای دیرینه دارد و فرانسه از سال های دور نسبت به کتاب هایی که مصداق محتوای خشونت‌آمیز، غیراخلاقی و... باشد، حساسیت فراوانی به خرج می دهد. نمونه معروف این کتاب‌ها کتاب " Suicide, mode d'emploi"  یا «راهنمای خودکشی» می‌باشد که در سال 1982 منتشر و جزو کتاب‌های پرفروش فرانسه بوده است. اما در سال 1987 میلادی و با تصویب قانونی مبنی بر عدم ترویج و تحریک خودکشی در فرانسه چاپ مجدد این کتاب ممنوع شد. عرضه این کتاب پس از آن در کتابخانه‌ها و کتاب فروشی‌های فرانسه نیز ممنوع اعلام شد و نکته جالب توجه آن که این کتاب هرگز به زبان انگلیسی نیز ترجمه نشده است.
 
اما یکی دیگر از مهم‌ترین قوانینی که در فرانسه در حوزه نشر مطالب با آن برخورد جدی می‌شود ممنوعیت انتشار مطالب در خصوص موضوع هولوکاست است. روژه گارودی فیلسوف فرانسوی یکی از نویسندگانی است که به خاطر نگارش کتاب "اسطوره‌های بنیانگذار سیاست اسرائیل" در فرانسه به دادگاه کشانده شد. دادگاه فرانسه انتشار مجدد این کتاب را ممنوع و گارودی را به پرداخت 240 هزار فرانک جریمه محکوم کرد. این در حالی است که گارودی دست به یک تحقیق علمی زده و کتابش بر اساس اسناد و مدارک گردآوری شده بود.
 
گفتنی است که در آلمان نیز قوانین بسیار سخت گیرانه ای نسبت به چاپ آثار در نقد هولوکاست جاری می باشد و با متخلفان نیز برخورد می شود.  
 
با در نظر گرفتن این موارد در می یابیم که بازار نشر کتاب در ایران همچنان یکی از باز ترین بازارهای موجود در جهان است و این موضوع حتی از چشم گزارشگر گاردین نیز پنهان نمانده است که در یکی از گزارش های خود از نمایشگاه بین المللی کتاب تهران می نویسد:
 
«با وجود اینکه تعدادی از کتابها کاملا ممنوعه بوده اند اما به صورت غیر قانونی در نمایشگاه فروخته شده و بین ناشران و خریداران دست به دست می شوند»

منبع: فرهنگ

 

کد مطلب: 12397

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر