در استانه سالروز کشف حجاب در 17 دی ماه 1314؛

مشکل اصلی ترویج حجاب در کشور چیست؟

کشف حجاب از همان روزهای آغازین تا همین امروز که نزدیک به 80 سال از آن روز سیاه می گذرد، همیشه و همه وقت یکی از مهمترین آسیب های اجتماعی و دغدغه های خانواده ها و دلسوزان فرهنگ ایرانی بوده است.

مشکل  اصلی ترویج حجاب در کشور چیست؟

گیلان خبر ـ سجاد ستوده: 17 دی ماه در تاریخ معاصر ایران نقطه آغاز حرکت های ویژه فرهنگی است که منجر به تحولات عمده و اساسی ای حتی در ساختار حکومتی ایران شده است.

آغاز رسمی و اجباری کشف حجاب در ایران در سال 1314 به دستور رضا شاه و انتشار مقاله‌ای با عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به قلم احمد رشیدی مطلق در روزنامه اطلاعات در عصر روز 17 دی ماه 1356 که در آن به حضرت امام خمینی (ره) به شدت اهانت شده بود، از مهمترین اتفاقات این روز در تاریخ معاصر ایران است.

تنها پس از گذشت شش سال از حادثه اول، حکومت رضاشاه سقوط می کند و وی به موریس تبعید می شود. اتفاق دوم نیز که به بهانه سالروز اتفاق اول به وقوع پیوست، در کمتر از 13 ماه منجر به سقوط محمدرضا شاه و پیروزی انقلاب اسلامی شد.

رضاشاه یک سال و نیم پس از سفر طولانی مدت 40 روزه اش به ترکیه، در 17 دی ماه 1314 در دانش سرای مامایی همراه همسر و دختران بی حجاب خود که برای اولین بار با این ظاهر در انظار عمومی حاضر شده بودند، شرکت و رسما فرمان ممنوعیّت حجاب را برای زنان اعلام کرد.

وی طی سخنانی خطاب به زنان و دختران فارغ التحصیل پزشکی و مامایی از بی حجابی با عنوان «اعطای آزادی به بانوان» نام برد و اقدام به ممنوعیت حجاب را گشودن «فصل جدیدی در زندگی زن ایرانی» اعلام کرد.

به دنبال فرمان رضاخان در «منع حجاب» مأموران شهربانی و پاسبان ها در کوچه و خیابان شهرها به اذیّت و آزار زنان و دختران محجّبه پرداختند. مأموران چادر و روسری و هر نوع پارچه شبیه آن را با خشونت از سر زنان می کشیدند و پاره می کردند.

«علی ‌اصغر حکمت» وزیر معارف وقت دولت ایران و از کارگزاران فرهنگی عصر پهلوی که نقش عمده ای در طرح و اجرای برنامه های ضد دینی ای همچون کشف حجاب داشت، در خاطرات خود پیرامون این روز می نویسد: «حضور علیا حضرت ملکه پهلوی و والاحضرتین شاهدخت در مراسم افتتاح فصل تازه‌ای در تاریخ جدید ایران و مرحله نوینی در دوره حیات اجتماعی کشور ما می‌باشد و این اقدام شاهانه نمونة روشنی است از نیت بلند و علوّ قدر اعلیحضرت همایون شاهنشاهی در ایجاد تساوی مقام زن و مرد و رفع حجاب و نشر علم و معرفت و سرمشق عملی است برای کسانی که سالیان دراز آرزومند چنین روز فرخنده‌ای بوده‌اند و اینک آرزوی خود را با این اقدام شاهانه برآورده می‌بینند.»(1)

در هفدهم دی ماه سال 1317 حلقه نهایی از توطئه ای طولانی مدت که سالها قبل به دست لژهای فراماسونی و دلباختگان به فرهنگ استعماری به منظور اضمحلال فرهنگ ملی مردم ایران و حذف نشانه های دینی از بستر اجتماع طراحی شده بود، با دستور رضا قلدر و حضور خود و خانواده اش اجرا شد.

کشف حجاب از همان روزهای آغازین تا همین امروز که نزدیک به 80 سال از آن روز سیاه می گذرد، همیشه و همه وقت یکی از مهمترین آسیب های اجتماعی و دغدغه های خانواده ها و دلسوزان فرهنگ ایرانی بوده است.

کشف حجاب حلقه ای از مجموعه برنامه های گسترده ای بود که از سالها پیش تا کنون در مسیر تغییر فرهنگ ملی و بومی از سوی دشمنان و استعمارگران در سطوح مختلف جامعه ما و با استفاده از ظرفیت ها و قالب های گوناگون برنامه ریزی و اجرا شده و در طول این هشتاد سال معاصر بی توجه به نوع حکومت ها و دولت های متصدی امورات کشور، در حوزه های مختلف در حال اجراست.

چه در دوران رژیم گذشته و چه در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به ویژه پس از پایان جنگ تحمیلی و آغاز جنگ نرم و شبیخون فرهنگی دشمن علیه انقلاب اسلامی، تلاش در گسترش بدحجابی و بی حجابی در جامعه یکی از مهمترین برنامه های بیگانگان و اذناب داخلی در مسیر تخریب فرهنگ ملی و بومی و ارزش های دینی در کشور ما بوده است.

 

بنا بر آنچه که در اسناد موجود از دوران پیش از اسلام تا تاریخ معاصر آمده، حجاب و پوشش مناسب و متعارف در مرد و زن پیش از آنکه ارزشی دینی باشد، جزئی اساسی از فرهنگ بومی و ملی ایرانی ها بوده و دشمن با تلاش گسترده خود در ترویج بی حجابی و فرهنگ ولنگاری و اباحه گری، هم زمان فرهنگ دینی و ملی ما را نشانه رفته است.

اما در طول این سالیان نزدیک به هشتاد سال، در کنار تلاش گسترده دشمنان و برنامه های متنوع و پردامنه آنها برای تخریب این ارزش ملی و دینی، کارنامه ما در مقابله و نیز ترویج و فرهنگ سازی صحیح، عاقلانه و دامنه دار حجاب صحیح، آنچنان که باید و شاید پُر و درخشان نیست.

در دوره پهلوی نه تنها تلاشی در این زمینه صورت نمی گرفت که تمام سیاست های فرهنگی رژیم بر ترویج بی حجابی و همراهی با فرهنگ غربی بود و لذا انتظار چندانی هم از آنها که خود مجریان اوامر غربی ها در ترویج بی عفتی و اباحه گری بودند، نمی توان داشت.

اما داستان ترویج حجاب در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و برنامه های اجرایی در این دوران، آنچنان که باید و شاید نیست. درست است که در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، دولت ها حامی و مجری مستقیم اوامر و برنامه های فرهنگی دشمنان نبودند، اما در زمینه ترویج و گسترش حجاب نیز کار خاصی از سوی آنها صورت نگرفته است. واقعیت آن است که کارنامه ما در دوران 37 ساله انقلاب اسلامی در زمینه ترویج حجاب و مقابله عملی و درست با پدیده بدحجابی آنچنان که انتظار می رفت، کارنامه قابل قبولی نیست. در واقع همه در طول این 37 سال از اهمیت حجاب و مقابله با اشاعه بی حجابی سخن گفته ایم و متن ها نوشته ایم، اما کمتر حرکت عملی با پشتوانه فکری و علمی در این زمینه از کسی سر زده است!

سالهاست که مقوله حجاب در جامعه ما مورد تهاجم فزاینده داخلی و خارجی قرار گرفته است، اما در طول همه این سالها، نه حوزه های علمیه، نه دانشگاه ها، نه ارگانها و نهادهای دولتی، نه مجموعه های خودجوش فرهنگی و مردمی و نه هیچ کس دیگری کار خوب و شایسته ای در حوزه حجاب انجام نداده است. سالهاست که کتابهای درسی دوران مدرسه دانش آموزان ما تهی از حتی یک متن خوب و بر اساس استانداردهای علمی و روانشناختی در مسیر معرفی چرایی و زیبایی های حجاب است. سالهاست که سینمای ما در این زمینه نه تنها حرفی نزده که دربست در اختیار سیاست های ضدحجاب قرار گرفته است. سالهاست که تلویزیون و صدا و سیما در معرفی درست حجاب ناموفق بوده است. سالهاست که رسانه ها جز معرفی الگوهای ضد حجاب و مروج بی حجابی، توفیق دیگری نداشته اند.

انقلاب اسلامی حامی و مروج حجاب بوده و هست، و قطعا حجاب یکی از نشانه ها و نمادهای بارز معرفی انقلاب اسلامی می باشد، اما باید قبول کنیم که در این سالها کاری که باید بشود، نشده است.

در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به ویژه در سالهای اخیر، در زمینه‌ی ترویج فرهنگ عفاف و حجاب در کشور، همواره شاهد بی‌‌ برنامگی و سردرگمی بوده ایم. در طول این سالها هنوز متولی اصلی حجاب در کشور مشخص نشده است و اینکه در این زمینه باید یقه چه کسی را گرفت، هنوز معلوم نیست.

موضوع حجاب در همه این سالها نه متولی خاصی داشته و نه یک دستگاه فرهنگی به ترویج حجاب و عفاف اهتمام داشته است و همه آنچه که تاکنون رخ داده، تنها ثمره دغدغه های شخصی و فردی و بر مبنای اقداماتی خودجوش بوده است. در این زمینه باید با تاسف گفت که تاکنون حرکت سازمان‌ یافته، هماهنگ و منسجمی در خصوص ترویج فرهنگ عفاف و حجاب که مبتنی بر همه ظرفیت های موجود در کشور باشد، صورت نگرفته است.

 ترویج بد‌حجابی از جمله برنامه های جدی دشمن در مقابله با انقلاب اسلامی است، و لذا باید در برابر این هجمه جدی و برنامه ریزی شده، با برنامه و هماهنگ دست به عملیات زد.

برای ترویج حجاب و رفع مشکل بدحجابی و بی حجابی باید از همه‌ی ابزارهای موجود، اعم از قانونی، انتظامی، آموزشی و فرهنگی بهره گرفت. نگاه تک بعدی و غالبا پلیسی در این زمینه نتیجه ای جز شکست نخواهد داشت. برای رسیدن به افق مطلوب انقلاب اسلامی در موضوع حجاب، باید همه ابزارها و ظرفیت ها را به کار گرفت و با برنامه ای منظم، علمی و هماهنگ به دنبال تحقق فضای مناسب حجاب و پوشش در جامعه بود.

حرکت های تکی و انفرادی، رفتارهای تک بعدی و بی توجه به دیگر ابعاد مختلف این پدیده اجتماعی، نتیجه ای جز آنچه که امروز در خیابان ها دیده می شود، نخواهد داشت.

سجاد ستوده

1ـ تغییر لباس و کشف حجاب به روایت اسناد، مرکز بررسی اسناد تاریخی، ص 132.

 

کد مطلب: 12433

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر