نظری بر اثر فاخر و بی نظیر سید مهدی شجاعی؛

دلهایی که در کشتی پهلو گرفته می شکنند

یکی از بهترین کتابهایی که با موضوع مرتبط با وجود حضرت زهرا (سلام الله علیها) به رشته تحریر درآمده، کتاب «کشتی پهلو گرفته» اثر قلم زیبای نویسنده متعهد و توانمند معاصر کشورمان، «سید مهدی شجاعی» است.

دلهایی که در کشتی پهلو گرفته می شکنند

گیلان خبر ـ سجاد ستوده: یکی از بهترین کتابهایی که با موضوع مرتبط با وجود حضرت زهرا (سلام الله علیها) به رشته تحریر درآمده، کتاب «کشتی پهلو گرفته» اثر قلم زیبای نویسنده متعهد و توانمند معاصر کشورمان، «سید مهدی شجاعی» است.

«سید مهدی شجاعی» در کتاب «کشتی پهلو گرفته»، ضمن مروری بر نقاط عطف حیات حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)، رنجها و مصائب زندگی حضرت را از زبان ایشان و نیز از زبان اطرافیان شان با قلمی شیوا و با ادبیاتی فاخر روایت می کند.

«کشتی پهلو گرفته» بی شک فاخرترین و البته پرمخاطب ترین اثر شجاعی در حوزه ادبیات دینی است. شجاعی، کتاب‌های بسیاری همچون «پدر، عشق و پسر»، «آفتاب در حجاب»، «از دیار حبیب»، «شکوای سبز»، «خدا کند تو بیایی»، «دست دعا، چشم امید» و ... در موضوعات دینی و البته مرتبط با اهل بیت (علیهم السلام) به رشته تحریر درآورده که هر یک زیبایی و حلاوت خاص خود را دارد، اما هیچ کدام از این آثار، موفقیت «کشتی پهلو گرفته» را در ایجاد ارتباط با مخاطب به دنبال نداشته اند.

«کشتی پهلو گرفته» بنا بر آمار رسمی اعلام شده از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ضمن آنکه پر تیراژترین کتاب ادبیات داستانی کشورمان هست، هم زمان پر فروش ترین و پر تیراژترین اثر شجاعی و در عین حال ماندگارترین اثر این نویسنده در حوزه معارف دینی است که همواره از نسل‌های مختلف، مخاطبان خاص خود را داشته که این خود، نشان از استقبال از این اثر و موفقیت کتاب در ایجاد ارتباط با مخاطبین دارد.  

این کتاب 160 صفحه ای در طول این سالها بیش از چهل بار تجدید چاپ شده و ناشرین مختلفی همچون مدرسه، جوان و نیستان توفیق انتشار آن را داشته اند.

شجاعی در این کتاب ضمن بازخوانی تاریخ حیات حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و بیان آلام و رنجهای آن حضرت، با زبانی سوگوار، وقایع تلخ دوران حکومت امیرالمومنین (علیه السلام) را نیز برای مخاطب روایت می‌کند. خواننده در خلال خواندن این اثر بدیع ادبی که با نثری بسیار شیوا نگارش یافته، درحالی که گفتگوی اهل بیت (علیهم السلام) را که زبان حال ایشان بوده مرور می کند، با تاریخ پر فراز و نشیب و زیبا و در عین حال پر مصیبت زندگی حضرت صدیقه طاهره (سلام الله علیها) و وقایع دوران کودکی تا شهادت ایشان بیشتر آشنا می شود.

کتاب در چهارده فصل روایت می شود و راوی اول شخص در هر کدام از فصول، یکی از وابستگان حضرت فاطمه (سلام الله علیها) هستند. همین فصل بندی و نیز انتخاب راویان هر یک از فصول، خود نشان از حساب شده بودن فصل بندی های این کتاب است.

در فصل‌های مختلف این کتاب، با راویان و روایت هایی متفاوت اما با دیدگاهی مشترک مواجه هستیم، وجه اشتراک تمام فصل‌ها حضرت زهرا (سلام الله علیها) است. مولف که در این‌جا راوی کل نیز هست با استفاده از راویان متعدد و استفاده از زوایای روایی متفاوت در هرچه تاثیرگزارتر کردن بیان اهداف فکری خود برآمده است.

راوی فصل اول حضرت رسول، فصل دوم حضرت خدیجه، فصل سوم خود حضرت زهرا، فصل چهارم حضرت امیرالمؤمنین، فصل پنجم امام حسن، فصل ششم امام حسین، فصل هفتم مجدداً حضرت زهرا، فصل هشتم حضرت زینب، فصل نهم فضّه، فصل دهم حضرت ام کلثوم، فصل یازدهم اسماء، فصل دوازدهم برای بار سوم حضرت فاطمه، فصل سیزدهم مجدداً حضرت امیر (علیهم السلام) و فصل چهاردهم از زبان آسمان روایت می شود.

کتاب که شرح مظلومیت حضرت زهرا (سلام الله علیها) است، خود نیز پیشینه ای آمیخته با مظلومیت دارد. «کشتی پهلو گرفته» یکی از اولین و قدیمی ترین آثار نویسنده است. شجاعی این کتاب را در سالهای ابتدایی دهه 60 هجری نوشته است اما تا این کتاب، لباس چاپ و نشر بر قامت خود ببیند، مدتی زمان به درازا انجامید. شجاعی در این زمینه می گوید: « کشتی پهلو گرفته در سال‌های اولش خیلی مظلومیت کشید. اینگونه نبود که‌‌ همان موقع استقبال شده باشد. سال 60 بود یا 61. اما گاهی مظلومیت برای آدم خیلی خوب است چون بعد از آن خدا آن قدر مواهبش را زیاد می‌کند که انسان دوست دارد در مظلومیت باشد. در آن زمان من سردبیر مجله رشد بودم و این کتاب را سازمان پژوهش چاپ کرد و آقایی که در آن زمان مسئول بود و الان هم از شخصیت‌های مسئول مملکت است، گفت به هیچ وجه نباید این کتاب به اسم آموزش و پرورش بیرون بیاید چون مواردی در آن هست که ممکن است مشکل ایجاد کند و وحدت شیعه و سنی از بین برود و کتاب که با آرم آموزش و پرورش بود برگشت خورد.»

«کشتی پهلو گرفته» با آنکه سالهاست ادبیات داستانی و فضای نشر کشورمان را معطر و متبرک به حضورش کرده، اما همچنان در حوزه ادبیات دینی، به ویژه در زیر موضوع مرتبط با حضرت زهرا (سلام الله علیها) تنها و یکه تاز است. «کشتی پهلو گرفته» در ادبیات آئینی و حتی در ادبیات داستانی ما یک شاخص و یک قله است، که تاکنون کمتر کسی توانسته بر آن صعود کند. هنوز هم آثاری که بتوانند روایت زیبایی از زندگی حضرت سیده طاهره (سلام الله علیها) ارائه دهند، که ضمن فاخری کلام، ارتباطی موثر با مخاطب ایجاد کنند، کمیابند.

کمتر کسی است که «کشتی پهلو شکسته» را در دست بگیرد و از تمام کردنش منصرف شود. و البته کمتر کسی است که خلوتش به هنگام خواندن این کتاب معطر به اشک چشمانش نشود. کتاب که تمام می شود، حسی تازه وجود آدمی را فرا میگیرد، حسی که توأمان نشأت گرفته از اندوه و نیز مظلومیت در اوج عظمت است. خواندن این کتاب به ویژه در این روزهای فاطمیه، چشم و دلتان را زهرایی می کند.

این یادداشت کوتاه را با آغازین جملات «کشتی پهلو گرفته» به پایان می برم؛ باشد که هم این نوشته متبرک شود و هم تشویق و ترغیبی باشد برای خواندن کتاب: « هیچ‌کس آیا توانسته است غم فاطمه‌(سلام الله علیها) را در سوگ پدر به تصویر بکشد، جز ناله‌هاى بیت الاحزان فاطمه؟ در اندوه جگرسوز على (سلام الله علیه) در مواجهه با فاطمه میان در و دیوار و گاه شستن صورت نیلى و بازوى کبود فاطمه، هیچ هنرمند عارفى توانسته است مرثیه بسراید آنچنان که از عمق رنج آدمى در چروک‌هاى پیشانى على خبر دهد و وسعت غم‌هاى خلقت را در پهناى اشک على بشناسد و بشناساند جز بار اشک پنهانى على؟ هیچکس را یاراى آن بوده است که آلام محض زینب را به هنگام دیدن سر برادر بر سر نیزه‌ها بیان کند، جز خون جارى از سر مبارک زینب؟

اگر زینب (سلام الله علیها) با مشاهده سر برادر، حسین روحى فداه سلامت سر خویش را تاب آورده بود و سر بر ستون کجاوه نکوبیده بود، چه کسى عشق را، درد را و هجران را در آفرینش تفسیر می‌کرد؟ اینها دردهایى است که نویسنده را، اگر احساس داشته باشد، خاکستر می‌کند و قلم را، اگر به تعداد درختان عالم باشد، می‌سوزاند و دفترى به پهناى گیتى را آتش می‌زند. سوز اشک‌هاى فاطمه، هنوز پاى عارفان را در بیت‌الاحزان او سست می‌کند و کمر ابرار را می‌شکند و آتش به جان اولیاء الله می‌اندازد.

معاذالله که رشحه هیچ قلمى بتواند با اشک سوزناک على به هنگام شستن پیکر فاطمه برابرى کند. کجاست اسماء؟ از او بپرسید، فرشتگانى که در اشک‌هاى آن هنگام على به تبرک غسل می‌کردند، بال و پرشان نسوخت؟

آنچه بر پیشانى تاریخ تشیع، چروک‌هایى اینچنین عمیق آفریده، دردهایى از این دست است؛ دردهایى که گفتنى نیست، بیان کردنى نیست، تصویر و تصور کردنى نیست. درد را اگر بسیار عمیق باشد به زخم تشبیه می‌کنند و زخم را اگر بیش از حد سوزنده باشد، به آتش و حرارت. کدام آتشى می‌تواند با هرم قلب على در ۲۵ سال سکوت خار در چشم و استخوان در گلوى او برابرى کند؟ پس اینگونه دردها «مشبه» نیستند، «مشبه به‌»‌اند.»

سجاد ستوده

 

 

کد مطلب: 13831

ارسال نظر