یادداشت/ حجت‌الاسلام مهدوی‌زادگان

چرا به روحانی رای نمی‌دهم؟/ سیاهه‌ای از دلایل ناکارآمدی رئیس‌جمهور مستقر

روحانی بر کارهای بی‌ثمر خود تفاخر می‌کند و طرح‌های ثمربخش دولت‌های قبل را تحقیر می‌کند. تا کنون ثمره برجام تقریباً هیچ بوده است، ولی به دروغ آن را رافع جنگ می‌داند. در مقابل، طرح مسکن مهر را تحقیر کرده با بی‌مهری رفتار می‌کند.

چرا به روحانی رای نمی‌دهم؟/ سیاهه‌ای از دلایل ناکارآمدی رئیس‌جمهور مستقر

گیلان خبر: حجت‌الاسلام داود مهدوی‌زادگان عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی در یادداشتی با عنوان «چرا به روحانی رای نمی‌دهم؟» به بیان دلایل خود پرداخته است که در ادامه می‌آید:

آقای روحانی سکاندار دولت مستقر(یازدهم) است و سودای تصاحب دولت دوازدهم را دارد. او چهار سال اداره امور اجرایی مملکت را بر عهده داشته است. از این رو، نباید تلاش و کوشش وی و دولتمردانش را نادیده گرفت. لیکن به صرف سابقه کار اجرایی نمی‌توان رای به تداوم دولتش داد. بلکه باید کارنامه دولت یازدهم را باز کرد و با نگاه انتقادی مورد ارزیابی قرار داد. من برای عدم رأی به روحانی به سیاهه‌ای از دلایل ناکارآمدی رسیده‌ام و بخشی از آن‌ها را در اینجا بیان می‌کنم:

-دفاع از وضع موجود، روحانی با شعار تغییر، قدرت را به دست گرفت، ولی بعد چهار سال، از حفظ وضع موجود سخن می‌گوید، دولت وی چشم‌انداز روشنی از آینده ندارد.

-دولت روحانی، ماهیت ابزارانگارانه دارد و از اراده معطوف به قدرت پیروی می‌کند، به همین خاطر، در این مدت نتوانست تعریف روشنی از دولت اعتدال ارائه دهد.

-روحانی در اداره کشور، کدخدا محور است و نه مردم‌گرا. او در پی کسب رضایت کدخدا است و هیچ امیدی به حمایت اقشار مختلف مردمی از دولتش را نداشت.

-روحانی مشروعیت خود را از مردم 96 در صدی اخذ می کند، ولی برای مردم چهار در صدی خدمت می‌کند. به همین دلیل، فاصله طبقاتی در این دولت نسبت به گذشته خیلی بیشتر شده است.

-دیپلماسی دولت یازدهم منفعل و غیرمقتدرانه است. این دیپلماسی فرصت‌سوز است و توانایی دفاع حداکثری از منافع ملی در عرصه بین‌الملل را ندارد. یک نمونه آن، برجام است. برجام توافق‌نامه‌ای نیست که امروزیان و آینده‌گان را قانع کند. چنان که با این دیپلماسی ضعیف دولت تا کنون قادر به گرفتن مطالبات مذکور در برجام نبوده‌ایم.

-روحانی با مردم صادقانه رفتار نمی‌کند، وعده 100 روزه می‌دهد و بعد انکار می‌کند.

-روحانی بر کارهای بی‌ثمر خود تفاخر می‌کند و طرح‌های ثمربخش دولت‌های قبل را تحقیر می‌کند تا کنون ثمره برجام تقریباً هیچ بوده است، ولی به دروغ آن را رافع جنگ می‌داند. در مقابل، طرح مسکن مهر را تحقیر کرده با بی‌مهر رفتار می‌کند.

-روحانی از اسلام رحمانی سخن می‌گوید، ولی اهل گذشت و رحمانیت نیست. چنان که معدنچیان معترض استان گلستان مجبور به توبه‌نامه‌نویسی شدند.

-روحانی بدعت‌گزار دولتی است. یک نمونه آن بدعت حقوق‌های نجومی است که به گفته سخنگوی قوه قضاییه در دولت‌های قبل سابقه نداشته است. عدم برگشت وام‌های نجومی را معوقه بانکی می‌خواند، بزرگ‌ترین بدعت روحانی قبح‌زدایی از اختلاس است. اگر خاوری اختلاس کرد، از ایران فرار کرد، ولی ویژه‌خواران کنون احساس امنیت می‌کنند. متأسفانه روحانی در حالی جمعیت یارانه بگیر را به دلیل کمبود منابع مالی کم می‌کند که دریافت حقوق‌های نجومی را توجیه می‌کند.

-ادبیات دولتی روحانی برای طفره رفتن از خدمت به ملت مبتنی بر سه کلمه «نمی‌توان، نمی‌شود و نداریم» است. برای توجیه کم‌کاری‌هایش پای دولت قبل را پیش می‌کشد و برای تدام حضورش رقیب‌هراسی می‌کند.

-شعار روحانی امید است، ولی با برجام و کاهش بودجه پژوهشی کشور، یأس و ناامیدی را در محافل علمی حاکم کرده است. دولت یازدهم انسداد واقعی علم است.

-هیچ دولتی پشتوانه‌های امنیتی کشور را به زیر سؤال نمی‌برد. در حالی که روحانی مرتکب آن شد. او فرهنگ دینی و سرمایه نظامی را با ادبیات سخیف مورد هجمه قرار داد.

-روحانی وزیران کاسب کار را بر این ملت حاکم کرد.

-روحانی نقدناپذیر است و منتقدان دلسوز نظام را به جهنم فرا می‌خواند و آن‌ها را بزدل و ترسو می‌نامد. منتقدان بخشی از سرمایه خردجمعی است، ولی روحانی هیچگاه از این سرمایه به ویژه در مذاکرات هسته‌ای بهره نبرد.

مصائب یاد شده ریشه در عدم کاربست عقلانیت رسمی و بهره‌گیری از خردجمعی از سوی دولت روحانی است. بنابراین، چگونه می‌توان وجدان خود را با رأی دادن به روحانی قانع کرد؟


منبع: فارس

 

کد مطلب: 26511

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر