یادداشت/ حجت‌الاسلام سیدمهدی موسوی

«روحانیت» تصدی‌گری سیاسی یا هدایت‌گری سیاسی

تصدی‌گری سیاسی در جامعه اسلامی یک واجب کفایی است، یعنی اگر برخی از علما و روحانیان به آن اقدام کنند، از بقیه ساقط می‌شود، اما هدایت‌گری سیاسی یک واجب عینی و عمومی برای طلاب و علما است.

«روحانیت» تصدی‌گری سیاسی یا هدایت‌گری سیاسی

گیلان خبر: انسان موجودی تربیت‌پذیر و رشد یابنده است، چرا که ظرفیت‌ها و استعدادهای فراوانی برخوردار است که امکان بالفعل شدن آن‌ها وجود دارد و انسان به واسطه فعلیت یافتن آن ظرفیت‌ها و استعدادها می‌تواند حرکت کند و تعالی یابد، پس تعالی و حرکت او در گرو رشد و تربیت اوست، یکی از استعدادها و ظرفیت‌های انسان،‌ برقرای ارتباط با همنوعان در زندگی اجتماعی و مدنی است،‌ در این برقراری ارتباط امکان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری متقابل وجود دارد، هر چقدر انسان رشد یافته‌تر باشد،‌ توان بیشتری برای تأثیرگذاری بر دیگران و نقش‌آفرینی مثبت و فعالانه در اجتماع دارد، اما اگر مهارت‌های لازم را کسب نکرده باشد، عنصری کاملاً تأثیرپذیر است و با تغییر شرایط اجتماعی و محیطی به این سو یا آن سو میل می‌کند، به تعبیر امیرالمؤمنین(ع) «همج الرعا» است، حتی ممکن است وضع از این هم بدتر شود و نقش منفی در اجتماع ایفا کند.

این سرآغاز یادداشتی است که حجت‌الاسلام سیدمهدی موسوی با عنوان «روحانیت تصدی‌گری سیاسی یا هدایت‌گری سیاسی» در ماهنامه رسائل به رشته تحریر در آورده است که در ادامه مابقی این یادداشت می‌آید:

خلاصه انسان ناگزیر از حضور در اجتماع و برقراری ارتباط با همنوعان و زندگی در ساختارهای اجتماعی است، حیات انسان به جامعه گره خورده است، جامعه نیز براساس روابط قدرت و ولایت شکل گرفته است و پیش‌می‌رود و هر چه جلوتر می‌رود، این روابط پیچیده‌تر، ظریف‌تر و استیلاجویانه‌تر می‌شود،‌یعنی حوزه‌های شخصی محدود‌تر می‌شود و حوزه عمومی گسترش می‌یابد، بر این اساس امروزه لایه‌های شخصی و خصوص زندگی انسان،‌تحت نفوذ ملموس یا ناملوس حوزه عمومی و روابط قدرت قرار گرفته است، از این رو نمی‌توان به سادگی از کنار حوزه عمومی و روابط قدرت گذشت و تصور کرد که می‌توان همچون جوامع سنتی و گذشته مستقل بود، حتی سکوت افراد و گوشه‌نشینی آن‌ها یک عمل سیاسی و واکنشی در قبال مسائل سیاسی تلقی می‌شود، یعنی دارای آثار و تبعات سیاسی و اجتماعی است.

بهترین راه این است که امر سیاسی و روابط جاری قدرت در جامعه را به خوبی شناخت و از چند و چون و پیچیدگی‌های آن مطلع شد تا بتوان نسبت خود را با آن تعریف کرد و سلوک و اقدامی مناسب را در پیش گرفت که به رشد و یافتگی خود و تأثیرگذاری مثبت و نقش آفرینی فعال و اصلاح‌گرانه در جامعه و روابط قدرت منتهی شود.

دستیابی به این افق نیازمند تربیتی معطوف به سیاست و قدرت است که از آن به تربیت سیاسی یاد می‌شود، تربیت سیاسی، رشد استعدادهای انسان در راستای فهم امر سیاسی و روابط قدرت و افزایش توان و مهارت‌ تاثیرگذاری مثبت و نقش‌آفرینی فعالانه و اصلاح‌گرایانه رد امر سیاسی است.

*عوامل پیچیدگی سیاست

از میان انواع تربیت، تربیت سیاسی از پیچیدگی‌ و ظرافت از این قرار است:

1- تکثر در سیاست

امر سیاسی دارای تنوع و تکثر فراوانی است، چون موضوع سیاست که قدرت است، امری اعتباری و تابع شرایط زمان و مکان و متأثر از فرهنگ و معانی بین‌الاذهانی مستقر در جامعه است، تنوع فرهنگی و معنایی جوامع، موجب شکل‌گیری سیاست‌های متفاوت با قواعد رفتاری گوناگون می‌شود و در هر یک از این جوامع سیاسی، فعال سیاسی باید متناسب با اقتضائات آن جامعه و هماهنگ با نظام معنایی افراد جامعه رفتار کند، اگر فعال سیاسی به این تنوع و تکثر توجه نکند، دچار مشکلات عدیده خواهد شد،‌ بر این اساس در یک بازی جمعی و گروهی به طراحی نقشه و مهارت‌های لازم نیاز است تا به اهداف و منافع خود رسید، در غیر این صورت ممکن است برخی از افراد به دروازه خودی گل بزنند یا طبق نقشه‌ای حرکت کنند که طراح آن دشمنان بوده‌اند، هر چند ممکن است که فعال سیاسی قصد خیر و اصلاح داشته باشد، بنابراین بدون درک تنوع سیاست و پیچیدگی‌های روابط قدرت و مهارت مواجهه درست و منطقی با آن امکان لغزش و آسیب فراوانی وجود دارد.

2-شتاب در سیاست 

از دیگر عوامل صعوبت و ظرافت تربیت سیاسی، سرعت و شتاب در شکل‌گیری امور سیاسی و وقوع پدید‌ه‌های سیاسی است، جامعه عرصه کنش و حرکت است و هر کنشی، واکنشی را به همراه دارد، بسیاری از مواقع، کنش‌ها و واکنش‌های حوزه عمومی، آگاهانه و پیش‌بینی نشده نیست، هر حادثه یا اظهارنظری می‌تواند به سرعت نتیجه و بازتاب‌های تند سیاسی را به همراه آورد، به گونه‌ای که فرصت فکر کردن و اندیشیدن درباره آن وجود نداشته باشد،‌حتی ممکن است این سرعت و شتاب ناهنجاری عمومی یا نارضایتی عمومی پدید آورد که بتواند دولتی را سرنگون یا اعتراضی عمومی را سرکوب کند، در چنین فضایی اقدام سنجیده و به موقع امری کاملاً حیاتی و تاثیرگذار است، گاه یک تأخیر چند ساعته با یک انتخاب شتاب‌زده می تواند نتایجی زیان‌بار و جبران‌ناپذیر داشته باشد.

3-دخالت منافع در سیاست

امر سیاسی و روابط قدرت با منافع شخصی و مصالح عمومی عجین است، به عبارت دیگر، سیاست به اهداف و اغراض وابسته است، چون از این طریق قرار است منافع شخصی،‌ گروهی و عمومی گره خورده است، گاه با نفاق و دورویی همراه می‌شود، یعنی افراد آنچه در دل دارند، آشکار نمی‌کنند، بلکه به گونه‌ای رفتار می‌کنند که نظر مخاطب را جلب و از این طریق منافع بیشتری کسب کنند، از این رو مواجهه‌ای بر ساخت گونه و اعتباری با واقعیت سیاسی می‌شود، یعنی واقعیت را آن گونه که می‌خواهد جلوه می‌دهند، به همین دلیل نمی‌توان بر اساس ظاهر افراد و کنش‌های آشکار آن‌ها قضاوت کرد و به لبخندها دل بست یا از تهدیدها هراسید، بلکه باید از مهارت ذهن‌خوانی و توان نفوذ در اعماق قصد و اراده طرف مقابل بهره‌مند بود، لذا ورود به عرصه سیاست،‌ دقت و روشمندی خاصی می‌طلبد تا از ظاهر به عمق و از اجزای متفرق به روابط حاکم بر کنش سیاسی دیگران پی برد و براساس آن واکنشی حساب شده و مناسب نشان داد،‌ به ویژه در زمانه ما که سیاست کنونی جهان، اراده معطوف به قدرت است و هر کنشی در نسبت با اصول، قواعد و نظام سیاسی جدی که فیلسوفان غرب تدوین کرده‌اند و نظم و قانون سیاسی خاصی که سیاست‌مداران بر جهان حاکم کرده‌اند، نفیاً یا اثباتاً شکل می‌گیرد، لذا باید سیاست جدید را جدی گرفت و در اصول و قواعد آن اندیشید تا به اراده و مقاصد سیاست‌مداران جدید پی برد.

*نیاز به الگو در تربیت سیاسی

دستیابی به تربیت سیاسی، نیازمند برنامه‌ریزی و داشتن الگو و نظام تربیتی است تا مراحل شکل‌گیری و رشد شخصیت سیاسی متربی روشن شود و مربیان بر اساس آن الگو و نظام متربی را تریبت کنند، متأسفانه تا کنون در ایران الگو و نظامی برای تربیت سیاسی تدوین نشده است و اکثر نویسندگان به ذکر کلیات آن پرداخته‌اند و از بیان جزئیات و مراحل رشد سیاسی متناسب با متربی بازمانده‌اند، در حالی که با توجه به شرایطی که امروزه در آن قرار داریم و خطرهای فراوانی که به دلیل فقدان تربیت سیاسی افراد جامعه،‌کشور را تهدید می‌کند، لازم است به این مقوله توجه جدی شود.

در باب مراحل سیاسی باید به دو نکته توجه کرد:

1-تربیت سیاسی متناسب با مخاطبان و متربی دارای الگوهای متفاوتی است

2-الگوهای تربیت سیاسی از مبانی و بنیان‌های معرفتی و فرهنگی ارتزاق می‌کند، از این رو هر نظام معرفتی متناسب با بنیان‌های معرفتی و نوع جهان‌بینی مستقر در جامعه، الگویی ویژه از تربیت سیاسی را عرضه می‌کند.

با توجه به مقدمات، الگوی تربیت سیاسی طلاب، با تربیت سیاسی سایر اقشار متفاوت است، اگر چه در برخی از محورها و اصول مشترک هستند، از آنجا که طلاب و علمای دینی در نسبت با حکومت اسلامی و جامعه اسلامی، دارای دو وظیفه کلان هدایت‌گری سیاسی و تصدی‌گری سیاسی و حکومتی هستند، دو الگوی تربیت سیاسی را می‌توان طرح و عرضه کرد، الگویی عام برای همه طلاب از باب رسالت هدایت‌گری سیاسی و الگویی خاص برای بخشی از طلاب که وارد عرصه‌های اجرایی و حکومتی می‌شوند.

به نظر می‌رسد که تصدی‌گری سیاسی در جامعه اسلامی یک واجب کفایی است، یعنی اگر برخی از علما و روحانیان به آن اقدام کنند، از بقیه ساقط می‌شود، اما هدایت‌گری سیاسی یک واجب عینی و عمومی برای طلاب و علما است، زیرا آن‌ها نقش راهبر و مشاور را برای عموم دارند و بسیاری از امور عمومی و خدماتی مردم و آموزه‌های اسلامی، پیوندی وثیق و عمیق با سیاست دارد، در این صورت، سخن یک طلبه و عالم دینی مورد توجه عموم قرار می‌گیرد، پس شایسته است که از دقت نظر و عمق کافی برخوردار باشد تا نقش‌آفرینی فعال و تأثیرگذاری نقادانه و اصلاح‌گرانه داشته باشد، در این رسالت مهم، تعداد افراد شرط نیست، حتی اگر مخاطب یک نفر هم باشد، لازم است که در اظهارنظر سیاسی و موضع‌‌گیری و کنش‌سیاسی دقت لازم بشود، از این رو الگوی تربیت سیاسی ضرورت و اهمیتی ویژه دارد و تعمق و دقت بیشتری می‌طلبد.

*محورهای تربیت سیاسی

در الگوی تربیت سیاسی، سه لایه وجودی انسان، یعنی بینش،‌ گرایش و کنش دخالت دارد و در الگو باید به این سه لایه توجه شود، در حوزه بینش، دستیابی به نظام فکری و منطق عقلانیت اجتماعی،‌ آشنایی با دانش جامعه‌شناسی و علم سیاست و تحلیل سیاسی از الزامات رشد سیاسی است، در حوزه گرایشی نیز توجه به اخلاق سیاسی و کشف مؤلفه‌های آن،‌ امری ضروری است، همچنین در حوزه کنش، توجه به مهارت‌های کنشی توانمندی‌های رفتاری، بیانی و نگارشی بسیار اهمیت دارد.


منبع: فارس

 

 

کد مطلب: 28676

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر