زینب عبدالهی

چند نکته پیرامون مسایل امروز ما

چند نکته پیرامون مسایل امروز ما

گیلان خبر: امروزه با مسائلی مواجهیم که مسبب قسمت عظیمی از اون خود ما هستیم :   ( فکر نکنین مسئولین پیگیر نیستن !!!! ) ; این مسائل اونقدر بزرگ شده که دلایل اون برامون محلی از اعراب نداره و پیگیر نشدیم چرا ؟

این مسائل شده مشکلات روزمره ما :
- کاهش ازدواج و افزایش آمار طلاق
- عدم تطبیق کسب درآمد و مصرف  ( همون نخوردن دخل و خرج ما )
- قادر نبودن برآورده کردن خواسته های فرزندان
- گرانی مسکن
- فراهم کردن هزینه های ازدواج ( شایدم طلاق !!! )
- و ...... و ...........
بالارو نگاه کنید یا نداریم یا نمیشه یا نمیخوایم یا ........ و یا .........
کجاست دین ؟ چرا قبلابه این شدت برامون محسوس نبود ؟
نمیگم نبود ; بود ولی خب چرا الان روزانه شده تیتر بعد از " کلمه صبح بخیر " خیلی از ما ؟؟؟!
تو زندگی همه چی هست الا خدا ; تو زندگی کمبود همه چی هست الا کمبود وجود ذات حق تعالی ; تو زندگی ..........................

ناراحت کنندش اینه که ما وقتی بایک بنده خدا دوست میشیم مثلا 20 سالم طول بکشه بهش به چشم آدم معتمد خودمون نگاه می کنیم ولی به خدا چقدر اعتماد داریم ؟؟؟؟؟!
برای اینکه یک لباس بخریم ساعت ها و روزها براش وقت میذاریم ( بگذریم که گفتنش کلاس داره و بهمون میگن چقدر حوصله داری و خوش سلیقه ای و .............. ) ولی برای شناخت خدا چقدر وقت میذاریم ؟ چند صفحه مطالعه دینی داریم ؟ اصلا کتابی در این مورد هست تو خونه ؟ اگه هست چند سانتی متر خاک روشه ؟ چندبار باز شده ؟ چندبار مثل کتاب مدرسه بادقت خوندیم ؟چرا باید اسم امامانمون و زندگیشون رو مثل اسم خیلی از بازیگرا ندونیم ؟
 

هدف اسلام سعادت و کامل انسانیست و دستورهای دینی و احکام فقهی در همین راستا عرضه شده درحقیقت هدف تموم آموزه هایی که از سوی خداوند متعال نازل شده درجهت تعالی و رشدانسان در همه ابعاد مادی ; معنوی ; فردی و اجتماعیست .
خانواده مهم ترین و اساسی ترین نهاد برای ساخت یک جامعست . مهمترین باشگاه امسان سازی و خودسازیست . سعادت و شقاوت یک جامعه به کیفیت خانواده های اون بستگی داره .به همین دلیل نقش اساسی این نهاد مقدس مورد توجه و طمع دشمنان اسلام و (( ایران اسلامی )) بوده .
" کاهش جمعیت و اضمحلال خانواده و بالابردن آمار طلاق به روشهای گوناگون "
این تلاش حتی قبل انقلابم بود ; بعد انقلاب اسلامی تا پایان دوران دفاع مقدس کشور ما تحت تاثیر موج انقلاب و شرایط حماسه و معنویت در بین ملت ازاین آسیبها تاحدود زیادی در امان مود ولی پس از جنگ و شروع جریان به اصطلاح سازندگی این دو آسیب با قدرت و شدت بیشتری به بدنه خانواده وارد شد ( البته بی توجهی مسئولان فرهنگی و خودباختگی و شیفتگی در برابر فرهنگ منحط دشمن و نداشتن درک درست از فرهنگ و تعاریف غلط و غرب زده از آن ; ناراحت کننده تر از اینا بی اعتقادی به فرهنگ اسلام ناب محمدی ( ص ) و خودباختگی قلبی در برابر فرهنگ منحط دشمن آنها را به نوعی تقابل و تلاش عمدی برای آسیب دیدن خاواده ها کشونده )
بارها این مسئله مورد اعتراض رهبری نظام ; مراجع تقلید ; نخبگان و دلسوزان فرهنگی قرار گرفته تا جایی که مقام معظم رهبری در سفر به (( خراسان شمالی )) بست افت خطرناک و شایع را درکشور را که ناشی از سبک زندگی غلط مردم هستش برشمردن و در پایان سال 92 نگرانی عمیق خویش رو از اوضاع فرهنگی کشور ابراز داشتن .
سال 93 رو سال اقتصاد و فرهنگ نامگذاری کردن (قطعا اگه عملکرد مسئولان و دستگاه های فهنگی مثبت و مناسب بود نباید دو مورد افزایش آمارطلاق و کاهش رشد جمعیت در کشور اتفاق میفتاد . )
دشمنان ما بارها نیت شوم و خطرناک خویش رو بدون هیچ نوع مخفی کاری و واهمه ای مبنی برضرورت کاهش جمعیت ایرانیان و نابودی نهاد خانواده در ایران اعلام نمودن .
اگه سری به آمار طلاق کشورمون بزنیم با وضعیت اسفباری در خانواده ها مواجه میشیم ! عمقش اینجا آشکار میشه که ازآمارهای عاطفی و درگیری ها و اختلاف های خانوادگی مستمر که منجر به طلاق نمیشن ولی کانون خانواده سرد و بی روح میکنن و آفتهای زیادی رو به جامعه تحمیل میکنن مطلع بشیم .
حدود سه چهارم ازدواج های ما به نتیجه مطلوب و دلخواه نمیرسن ; به عبارت دیگه یاگرفتار طلاقن یا طلاق عاطفی رو بدون درگیری تجربه میکنن یا گرفتار دعوا و درگیری بدون طلاقن.آیا این وضعیت وحشتناک نشون دهنده سلامت و موفقیت نهاد مقدس خانواده و نیز سایر نهادهای فرهنگی در کشور ماست ؟!
درحالیکه شعار دین ما و رهبران الهی ما ( ع ) ; افزایش عشق و محبت روزافزون در خانواده و جامعه هستش .ما شاهد افزایش روزافزون در خانواده ها هستیم .


 نبی اکرم ( ص ) درباره ارتباط مستقیم ایمان و عشق به همسر چنین می فرمایند :
(( کلما ازداد العبد ایمانا ازداد حبا للنساء ))
( هرچه ایمان بنده بیشتر شود ; دوستی اش به زنان بیشتر می گردد . )
طبق این حکم نورانی ; علامت و نشانه سلامت یک فرد و جامعه و علامت رشد معنویت و انسانیت یک فرد و جامعه ; افزایش محبت و عاطفه نسبت به همسر و سایر اطرافیان و مردم هستش . کلمه " نساء " به معنی زنان در این روایت فقط یک مصداق هستش اختصاصی به زنان نداره بلکه شامل همه افراد و اجتماع نیز میشه .
دشمنان اسلام همیشه توطئه های زیادی رو برای نابودی امت اسلامی طراحی و اجرا کردن که مبارزه با یکایک آنها نیاز به درگیر کردن تعداد زیادی از نیروهای جامعه و صرف مبالغ سرسام آوری از بودجه کشور داره .
توطئه هایی ازقبیل :
_ سکس و فسادهای جنسی
_ اعتیاد و قاچاق
_ ایجاد شبهات دینی و گسترش انحراف های عقیدتی با تبلیغ مکاتب منحرف گوناگون
_ ایجاد انحراف های اقتصادی و آلوده کردن مردم به حرام خواری
_ ازهم پاشیدن خانواده و بالابردن آمار طلاق
و .......
معتقدیم به جای صرف هزینه کلان از بیت المال و غیربیت المال و به جای اینکه تعداد زیادی از نیروهای کشور در قالب های مختلف ; مشغول مبارزه با این توطئه ها بشن کافیه که یک در مبارک روی همه باز بشه و یک پناهگاه محکم و امن به همه معرفی بشه تا ریشه همه مفاسد یکباره خشکیده بشه و درهزینه ها و نیروها به گونه چشمگیری صرفه جویی بشه .
این در مبارک و این پناهگاه امن و محکم ; پیوند سبک زندگی متناسب با وجود مقدس حضرت مهدی  ( عج ) هستش .
اقتصاد هرچند مهم ترین ساحت فعالیت یک خانواده اسلامی و مهدوی نیست و به هیچ وجه از نظر اهمیت به ساحت های اخلاقی ; تربیتی و عقیدتی ; معنوی نمی رسد ; ولی درسیر رشد و شکل گیری ساحت های دیگر ; به عنوان یک مقدمه بسیار مهم ; نقش کلیدی را بازی می کنه . به عبارت دیگه اگه وضعیت معیشت و اقتصاد یک فرد یل یک خانواده و به تبع آن ; یک جامعه به صوت شرعی و خداپسندانه نباشه ; سیدن به رشد اخلاقی و معنوی نیز محال هستش .
هرچند بدون عقیده و اخلاق اسلامی ; اقتصاد اسلامی نیز تحقق پیدا نخواهد کرد ; اما رابطه اقتصادی از یک سو و معنویت و اخلاق از سویی دیگر به عنوان رابطه دوسویه هستن .
بطور کلی همه قابلیت های تربیتی انسان ; ازجمله تربیت اقتصادی و رفتار اقتصادی او ; تابعی از جهان بینی و عقاید او هستن ; اما کسیکه خواستار تاثیرگذاری جهان بینی و معرف اسلامی در نسل های آینده و طالب ساختن جامعه ای مهدوی هستش بدون توجه به تاثیر لقمه حلال و آسیب های لقمه و اقتصاد حرام به این تایرگذاری نخواهد رسید .
اگر کسی تحت عالی ترین آموزش های اسلامی قرار بگیره و بهترین اساتید رو ننیز داشته باشه و بالاترین کعرف رو جذب کنه ; ولی لقمه و معیشت او آلوده به حرام باشه ; ازچنین آموزه ها و معارفی استفاده چندانی نخواهد کرد . به همین دلیل هرچند اقتصاد تابعی از جهان بینی و تربیت اسلامیست اما به علت تاثیر مقدماتی و شگرفی که در جذب و اثربخشی معارف الهی و تربیت دینی داره ; به عنوان بخش مستقل و مقدماتی در ساحت های خانواده اسلامی و مهدوی مطرح میشه .
ساختار وجودی انسان به گونه ای هستش که همه قوا و مراتب نفس انسان در سایر قوا و مراتب تاثیرگذار هستن .
بدن انسان یک امر کاملا جدا از نفس انسان نیست ; بلکه یکی از مراتب نفس و مرتبه نازله آن محسوب میشه ; به همین دلیل یک دسته از بیماری هایی که ظاهرا روحی هستن ; درحقیقت به وضعیت بدنی انسان مربوط میشه . به همین دلیل به آنها بیماری " روان تنی "  میگن .
کمبود بعضی از عناصر درخون انسان از قبیل روی ; آهن و .....یا کم خونی ; آار روحی آزاردهنده ای در انسان ایجاد میکنه یا تغذیه مواد مختلف ; حالات متفاوتی رو در نفس انسان ; به وجود میاره . همه اینها به سبب وحدت نفس انسان یا وجودقوای مختلف هستش .
لقمه حلال یا حرام ; افکار و خیالات متفاوتی رو در نفس ایجاد میکنه و اینها نیز به نوبه خود ; در فهم و دریافت های انسان و پس از آن در تصمیمات و عملکردهای او تاثیر قطعی و مسلم دارن .
تاکید بروجوب حلال خوری و لزوم پرهیز از درآمد حرام و حرام خواری ; به سبب تاثیرات شگرف آنها در روحیات ئ عملکرد انسانه . مبالغه نکردیم اگه بگیم : لقمه و درآمد ; انسان ساز است و علاوه بر کیفیت زندگی دنیایی انسان ; در آخرت نیز سرنوشت اورا تعیین میکند .
این آثار شگرف فقط به لقمه و در آمد وابسته نیست بلکه حلال لودن و حرام بودن در تمام افکار ; نیات و عملکردهای انسان نیز وجود داره .
گفتم که آخرش بگم شمایی که میتونی اشرف مخلوقات بشی اعتماد به خدا راه حل تمام مشکلاته .
نمیدونم فیلمبرداری 5 میلیونی ( کم گفتم ! ) و عروسی بریز و بپاش 20 میلیون ( کم گفتم ) و ماتقدم و ماتاخر مراسم کجای زندگی اثر داره .
قناعت انسان رو ثروتمند میکنه . اگه برای خدا زندگی کنیم اینقدر مشکلات دنیوی غالب نمیشدن که فراموش کنیم اومدیم موقتی بمونیم تو دنیا . نیومدیم بمونیم اومدیم بمونیم که جمع کنیم بریم جایگاه اصلی " اونور دنیا ".
هدف مقصد نهایی هر انسانی رو تعیین میکنه
حرکتی ; توکلی ; اعتمادی داریم ؟
آیا ما بر ایجاد مشکلات زندگی امروزه نقشی نداشتیم ؟
آیا ورود شیطان به نفسمون رو براش مهیا نکردیم ؟
آیا ادعاها زیاد نشده ؟ مدعی کم جواب نشده ؟ بی جواب نشده ؟
آیت استفاده ابزاری از دین بیشتر نشده ؟
آیا تجربه قناعت در نامه اعمالمون هست ؟
مسئولین که بی تقصیر نیستن ولی شما خواننده مسئول نیستین ؟
کمرنگ شدن دین محسوس نشده ؟
واتس آپ و لاین و هایک و ویچت نشده پررنگ تر از مسائل اعتقادی ؟چک کردن این نرم افزارا بصورت روزانه جزموارد مهم ما نشده ؟ شده یکبار اینطوری حداقل یک هفته اینطور پیگیر اعمالمون باشیم ؟
مانوس شدن با قرآن کم نشده ؟
شناختن خدا بی اهمیت نشده ؟
خومون یک طرف رو درست کنیم بعد بریم مقصر بعدی رو پیداکنیم بهتر نیست ؟
مشکلات رو نمیشه باسرعت مافوق صوت از ریشه نابود کرد ......... ولی نمیشه جلو پررنگتر شدنشونو گرفت ؟
نمیشه کرد ؟ اگه گفتیم نه یعنی " ایمان و توکل و توحید ما " مشکل پیدا کرده .
 عده ای هستن ازدواج نمیکنن و عده ای هستن که تمایل به داشتن فرزند ندارن و عده ای هستن کلا اصلا چیزی رو قبول ندارن .
گفتگوی من با شخصی که جز یکی از سه گروه مطرح شده بود :
 ازدواج نکن ولی آیا قادری با مشغول کردن خودت به کار زیاد و جمع کردن ثروت با فطرت خودت بجنگی ؟
* محروم کردن خودت به عنوان مادر ( و یا پدر شدن ) ظلم به خودت نیست ؟
*  میتونی در مقابل مشکلات زندگی مقاومت خوبی داشته باشی ؟
*  میتونی در برابر خواسته های نفسانی با قاطعیت بگی مقابله خواهم کرد ؟
 * میتونی جلو گناهان ناشی از ترک ازدواج رو از خودت بگیری ؟ آیا به پختگی و فهم لازم در بعضی مسائل خواهی رسید ؟ و ....
فقط نگام کرد و بعد از سکوت گفت:  امروزه با این مسائل اقتصادی و وضع بیکاری و نداشتن مسکن و ...... نمیشه ازدواج کرد .
من گفتم : 25 -30 سال پیش که برای داشتن آب باید تو صف میموندیم و جنگ بود و اقتصاد شدیدا بدتر بود این حرفا بود ولی واژه هایی بود که امروز تا کسی شامل این واژه ها میشه حرفهای دیگه بهش گفته میشه اون واژه ها اینان :
توکل ; توسل ; اعتماد ; اعتقاد ; رضایت ; قناعت ; تلاش ; امید
گفتم : اگه به وحدانیت خدا معتقدی اگه به ولایت خدا و ناظر بودن خدا معتقدی باید خودتو واگذار کنی به خدا که یعنی یقین   ;یعنی باور .
تلاش کنی و تا کاری مطرح میشه اول به پولش فکر نکنی باید پله ها رو آروم آروم رفت بالا . انسان درهر لحظه درحال امتحانه سعی کن سربلند بیای بیرون . رضایت تو باید درراستای رضایت خدا باشه .
یک سوزن رو وارد آب یک اقیانوس عظیم کن بعد بیارش بیرون به آبی که در نوک سوزن میبینی نگاه کن اونقدر امید داری به خدا ؟ اعتماد داری به خدا ؟
توکلت زمانی معنی پیدا میکنه که حقیقتا و با باوری الهی در گروه " واعتصموا بحبل الله " باشی ; متوسل بشی به امامان و متوکل بشی به خالق ;  اینجاست که آرامش به معنای واقعی درتو بروز پیدا میکنه .
بعنوان یک انسان خداوند نعماتی رو به تو عطا کرده که بقیه موجودات دارانیستن :
" قدرت اختیار " ; " قدرت انتخاب " ;  " قدرت تفکر "
خداوند متعال زن رو باسرمایه عاطفه آفرید تا معلم رقت باشه و پیام عاطفه بیاره . اگه جامعه ای این درس رقت و عاطفه رو ترک کرد و به دنبال غریزه و شهوت رفت به همون فسادی مبتلا میشه که الان در غرب ظهور کرده . زن به عنوان امین حق الله از نظر قرآن مطرحه یعنی این مقام و این حرمت و حیثیت رو خدای سبحان که حق خود اوست ; به زن داده و فرموده : این حق مرا به عنوان امانت  ; حفظ کن .
مرد درقالب ایفاکردن نقش خودش در خانواده ;  مدیری توانا به جهت داشتن مسئولیت خانواده خواهدشد و در رابطه با مسائلی دیگر نیز برای هردو صدق میکنه مثل محبت و گذشت و کمک برای ترقی هم .

 مرد یا زن مخاطب من نیست ولی وقتی مسئولیت قبول میکنی و این احساس مسئولیت در تو تلاش و تدبیر و مدیریت زندگی رو پررنگ تر میکنه و وقتی نقش یک همسر رو ایفا میکنی واژه " باید " در بعضی امور پررنگ تر میشه ( که این نوع از " باید " رو انتخاب کردی از روی اجبار نیست ) مانند :  مراقب شریک زندگی باید بود ;  باید بی منت و بامحبت و مودت در تمام اتفاقات زندگی بود چون تو مسئولی و تمام سختیهای موجود دراون برات شیرین خواهد بود چون تونستی برای موفقیت فرد مفید واقع بشی ( فقط نگام کرد و چیزی نگفت منم همینطوری ادامه دادم !!! )
مادر شدن و پدر شدن واقعا نعمته ; حتی به نظرم لیاقته و حتی توفیقه برای انسان چراکه در قالب این نقش خودفرد به کمالاتی خواهد رسید که یکی از موهبت های خداست . واژه های " بخشش " و " همکاری " و " محبت " معنای عمیقتری تو زندگی برات پیدا میکنه .
توفیق تربیت انسان به مادر و پدر داده میشه ; اون انسان دقیقا مثل یک کاغذ سفید می مونه که هرچقدر زیباتر و خوش خط تر بنویسی استعدادها و توانایی های فرزند بهتر آشکار میشه .
اگه به بعد معنوی زندگی نگاه کنی و تمام مسائلی که برات به وجود اومده و یا به وجود خواهد اومد و بهشون میگی مشکل وقتی درکنار" اعتماد به خدا " بذاری برات اینقدر تبدیل به دغدغه نمیشن .
ای کاش دغدغه دین داشه باشیم و درد دین که بتونیم پله های رسیدن به کمال رو خوب طی کنیم . کمال سیر صعودی داره و با تمام فرق داره .
با این نگاه زندگیتو شروع کن ببین روزانه این همه غصه این مسائلو میخوردی ارزششو داشت ؟
( یک نگاه پرمعنا کرد ولی چیزی نگفت باذکر یا اباالفضل منم باز ادامه دادم ) گفتم به نظرت معقولانست که یک دخترخانوم و آقاپسر که میخوان زندگیشونو شروع کنن بخاطر اینکه مردم چی میگن یک فشار بی تاثیر و بی مفهوم طولانی مدت رو تحمل کنن ؟ مثلا باید ماشین عروس و لباس عروس و فلان تالار و فلان دسته گل و فلان فیلمبردار و فلان باغ و فلان و فلان ; این استرسا کجای زندگیت اثر میذارن ؟؟!
یهو به طرز فجیعی بعد ازیک سکوت طولانی الحمدلله داد زد و دقیقا بهم گفت : برو بابا دلت خوشه همش حرفه
منم گفتم : دلم خوشه ولی نه به این مسائل زودگذر و بی تاثیر بلکه به توجه و رضایت خدا خوشه . نمیگم نگیر و نخر میگم در خریدن و گرفتن قناعت پیشه کن ; چیزهای غیرضروری رو از مقدمات جشنت حذف کن ; زندگیتو حفظ کن و زندگی کن .
سوال منو جواب بده : آیا به این اندازه که به این مسائل توجه کردی به چطوربودن شخصیت همسرت و خط مشی فکری و اعتقادیش توجه کردی ؟
یک نگاه بهم کرد و سکوت سوال برانگیزی رو اختیار کرد و مجددا من ادامه دادم :
گفتم مقایسه کردم که بگم اون خانوم یا آقائی که عنوان شریک زندگی یک فرد رو داره وسیله ایه برای رسیدن به هدف و مقصد ما ;  کمال مطلق خداست ; اگه وسیله خوب بود مسیر زندگیت بهتر به این مقصد ختم میشه ولی اگه نه پیش میره ( البته اگه خودتم بخوای و برات مهم باشه ) ولی باسختی که مطمئن باش اجرشم بیشتره .
گفتم ما توحید داریم و معاد ; ما نبوت داریم و عدل و امامت ; ما ائمه داریم ; ما قرآن داریم ما احادیث متنوع و کثیری درباره هر مسئله زندگیمون داریم ;دین داریم که چهارچوب زندگیمونو مشخص کرده ما ..........
ناگهان دیدم بهم گفت فلانی من باور ندارم دینمو !!!
دراون لحظه چنان منقلب شدم که گفتم : یعنی خدا نه ( مستقیما گفت نه )


گفتم :                                               سعادت = خدا + زندگی
گفتم انسانی که دین نداره و زندگی بی قاعده و اصولی بخواد داشته باشه مسلما زود به واژه " پوچی " میرسه . فقط یادت باشه " الابذکرالله تطمئن القلوب " و " ان مع العسر یسری " گفت میدونم !!!!
 منم گفتم نمیدونی شنیدی و گذشتی و لحظه ای فکر نکردی ! در کوچکترین کارخودت دقت کن و در سخت ترین لحظات زندگیت توجه کن ; از قرار معلوم کمبود وجود ذات حق تعالی در تو شعله ور نشده !
یهو مکثی کرد و گفت : یعنی چی ؟
گفتم : هدفی تو زندگی داری ؟ گفت : آره . گفتم چیه ؟ گفت میخوام خوشبخت بشم .
گفتم خوشبخت اون کسی هستش که حتی در اوج نداشتن ثروت کافی ; کار مناسب درشان خودش       ( که با لطف خدا بهتر مطمئنا میشه مگر تلاش نکنی ) و خیلی چیزای دیگه که فکر میکنی خوشبخت میکنن درکنارش خدا و ازهمه مهمتر اعتماد وجود داشته باشه و برسه به مقصد  یعنی " عاقبت بخیری "
غافلیم که تمام دنیا هرچیزش وسیلست باید سختی کشید ; باید درد کشید و بایدهای دیگه که موجب استحکام بعد معنوی میشه وگرنه خیلی از واژه ها به وجود نمیومد                                                      مثل :  صبر ; تحمل ; همدردی ; وحدت ; آگاهی و .........
گفت از کجا شروع کنم ؟؟
پرسیدم چرا این سوالو میپرسی ؟ گفت : مدتها بود خلائی در خودم احساس میکردم و فکر میکنم الان متوجه شدم .
گفتم از خودت شروع کن و به راحتی پذیرای مسائل نباش و پایه اعتقادات و افکار مبتنی بردین رو با پیگیری و تلاش به دست بیار و تثبیت کن .

 

پروردگارا ;
من آدمی روزی ازتو می گیرم و شکر کرده و ناکرده روزگار می گذرانم بی آنکه بیاندیشم عظمت و قدرت و اقتدار ابدی تورا ; ای کاش علاوه بر این رزق و این روزی حیات بخش و جانبخش ذره ای از اندیشه و معرفت روزی ام باشد هرچند که آن هم روزی ام کرده ای ولی ای کاش آگاهی و درک آن رزق جانم باشد تا بیاندیشم و شکر کنم و بزرگی و عظمت تورا که روزی رسانی و رزق دهی تنها یکی از هزار نشانه خداوندی و عظمت توست .

 

کد مطلب: 3142

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر