میرشمس الدین فلاح هاشمی، نویسنده؛

«خرمشهر» ناموس ایران است

اگر ناشری از طرف ارگان خاصی مورد حمایت قرار بگیرد و کتابهایش مورد عنایت قرار بگیرد و دیده شود اوضاعش خوب است. ناشر خصوصی مثل کشاورزی است که گندمش را کاشته است و دستش به طلب باران به سمت آسمان است.

«خرمشهر» ناموس ایران است

گیلان خبر: خواندن چند داستانک اعجاب برانگیز از او در کتاب شرمنده رفیق، بهانه اصلی ما برای گفتگو با میرشمس الدین فلاح هاشمی بود. داستانک هایی روان از دفاع مقدس و واقعه عاشورا که در کنار هم یک کتاب جمع و جور اما خواندنی را تشکیل داده است و بیشتر از هر زمانی، این روزها که هفته دفاع مقدس با ایام دهه اول محرم همزمان شده، خواندنش لذت خواهد داشت. با این نویسنده و شاعر خوش ذوق همراه شدیم تا بیشتر با او، آثار و نظراتش در حوزه ادبیات دفاع مقدس آشنا بشویم. حاصل این همکلامی پیش روی شماست.

کتاب شرمنده رفیق چگونه شکل گرفت؟

همان طور که عرض شد شرمنده رفیق در یک پروسه نسبتا طولانی داستانک‌هایش شکل گرفته. داستانک های عاشورایی در سوگواره ها و اشکواره ها(بخصوص اشکواره عاشورایی حوزه هنری) شرکت داده شد و بعضا برگزیده می‌شدند. نیمی از کتاب هم تقریبا با موضوع دفاع مقدس است. داستانکهایی که در طول چند سال شکل گرفته بودند که به یمن تشویق مرحوم امیرحسین فردی منتشر شد.

 

 هدف شما از تلفیق موضوعات عاشورایی با موضوع دفاع مقدس چه بود؟

شاید علاوه بر اینکه به روحیه ام برگرده، به نسبت محتوایی اعتقاد من و همه دین‌باوران بر این است که قداست دفاع ما بخش اعظمش در هم تنیدگی اش بود با قیام امام حسین علیه السلام. الگوی رزمندگان خود حضرت و یارانش بودند. اینکه برای دفاع از اسلام و طریق جانبازی کسی پرچم‌دار است که جهان از آغاز خلقت تا به اکنون به خود ندیده است. شباهتهای بسیاری در دو نهضت عاشورایی و نهضت انقلاب اسلامی ایران وجود دارد. خب این باعث می‌شود نویسنده این دو را کنار هم ببیند.

در چه بازه زمانی داستانک ها را نوشتید؟

در کل شاید یک سال. اگر عنایتی می‌شد و حال خوشی دست می داد در یک روز چند داستانک نوشته می‌شد و اگر کم توفیق بودیم ممکن بود در طول یک ماه هم داستانکی خلق نمی‌شد.

تعداد این داستانک ها در کتاب چند تا است و نوع چینششان چگونه است؟

تعداد داستانکها تقریبا چهل تاست. دو سه داستانک اول درباره اتفاقا مهم صدر اسلام است بعد داستانک‌های عاشورایی و سپس نیم دیگر کتاب در موضوع دفاع مقدس

کتاب را کدام ناشر منتشر کرد و  مربوط به چه سالی است؟

نشر ناد در سال نود و چهار که یک نوبت تجدید چاپ خورده

در حال حاضر کتاب در بازار موجود هست یا نه؟

بله. کتاب در دو نوبت چاپ شده و هنوز در دسترس است. ولی آنچنان باید و شاید نه دیده شد نه شناسانده شد!

چرا کتاب شما نه دیده شد نه شناسانده؟

علیرغم رونمایی در نمایشگاه تهران نه ناشر تجربه ارزنده ای در این حوزه یعنی تبلیغ کتاب داشت نه آنچنان این نوع کتاب‌ها دغدغه ای برای متولیان فرهنگی و دست‌اندرکار است.

از کارهای بعدی تان برایمان بگویید.

دو رمان در دست تالیف دارم که متاسفانه تا حالا هم زیادی تاخیر داشته نگارشش!

مثل آسمان هفتم (درباره حیات و زندگی حضرت موسی بن الجعفر علیه السلام)

رمان "گیل بابا" که درباره جوانمردی است که پس از اتفاقات تلخی که برای خانواده اش می افتد جهت انتقام از روس‌ها به گروه جنگلی‌ها (میرزا کوچک خان) می پیوندد و بعد به حرکت میرزا ایمان می آورد.

کتاب دیگری که در دست چاپ دارم سفرنامه کربلاست در سالهایی که نه ویزا میخواستند نه چیز دیگری!

و به زودی نگارش کار پژوهشی ای که درباره اخوان ثالث است به اتمام خواهد رسید و به دست ناشر سپرده خواهد شد.

وضعیت کتاب های دفاع مقدسی را از نظر محتوا چگونه ارزیابی می کنید؟

در این سال های اخیر کمی وضعیت این نوع کتابها بهتر شده... البته همچنان کتابهای خاطرات گوی سبقت را از رمان ها و داستان ها ربوده اند. ولی خب از بین این همه کتاب هنوز کتابهای ناب نسبت به کمیت فاصله اش چشمگیر است!

بازار کتاب های دفاع مقدسی چگونه است؟

اگر ناشری از طرف ارگان خاصی مورد حمایت قرار بگیرد و کتابهایش مورد عنایت قرار بگیرد و دیده شود اوضاعش خوب است. ناشر خصوصی در هر حوزه ای مثل کشاورزی است که گندمش را کاشته است و دستش به طلب باران به سمت آسمان است.

حالا گر می شود خودتان را معرفی کنید و از سوابق نویسندگی تان بگویید.

بنده میرشمس الدین فلاح هاشمی هستم. اهل لاهیجان. تقریبا دو دهه است که در  تهران ساکن هستم.

نوشتن رو به صورت ذوقی از دوره نوجوانی شروع کردم. با داستان‌هایی درباره گنج و رنج، فقر و غنا. ولی بعد از فارغ التحصیلی‌ام در دانشگاه، به تهران اومدم و چند سالی در مدارس مناطق یک و دو تهران به تدریس ادبیات پرداختم. در این ایام عضو هیئت تحریریه مجله امید انقلاب هم شدم و به صورت ماهانه داستان کوتاهی در این مجله منتشر می شد از من. بعدها که به عنوان مسئول شورای شعر، داستان و خاطره بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس مشغول شدم فرصت رو مغتنم شمردم و سعی کردم در کنار کار اجرایی از محضر بزرگوارانی چون مرحوم امیرحسین فردی، راضیه تجار، حسین فتاحی، محمدرضا بایرامی، احمد شاکری (اعضای شورای داستان بنیاد) کار داستان نویسی رو جدی‌تر دنبال کنم. البته کتاب شعرم نخستین اثرم بود با موضوع دفاع مقدس که توسط نشر صریر چاپ شد. داستانک‌هایی با دفاع مقدس نوشته بودم که جناب امیرحسین فردی تایید کرده بودند فقط چون تعدادش کم بود در زمان حیات ایشان چاپ نشد. یک سری هم داستانک داشتم با موضوع عاشورا که با داستانک‌های دفاع مقدس تلفیق کردم که چند سال بعد به صورت کتابی به نام "شرمنده رفیق" توسط نشر ناد منتشر شد.

لازم به ذکر است که چند داستانک از بنده با موضوع عاشورایی قبلا در اولین اشکواره عاشورایی حوزه هنری جزء داستانک‌های برتر شناخته شده بود.

سال نود و یک رمانی نوشتم با مضمون کاملا بومی مربوط به زادگاه خودم گیلان به نام‌ گلهایی که روی دیوار خشکید.

سال نود و سه نیز کتاب "اولین مشت" توسط انتشارات سوره مهر با موضوع انجمن‌های ایالتی و ولایتی چاپ شد برای مخاطب نوجوان. قالب این نوشته داستان بلند است.

در سال نود و چهار کتاب "شرمنده رفیق" با موضوع عاشورا و دفاع مقدس. کتابی در قالب داستانک نشر یافت که اشاره کرده بودم خدمت‌تان.

در سال نود و پنج کتاب "ره یافتگان" به چاپ رسید از بنده که درباره مشاهیر جهان است که مسلمان شده اند. این کتاب توسط کاتون اندیشه جوان منتشر شد. این اثر در قالب داستانک نگاشته شده است.

اگر امکان دارد دو نمونه از داستانک هایتان را هم برای مخاطبان ما بخوانید...

همه ی سرها روی نیزه رفت! هیچ شانسی برای گرفتن جایزه نداشت.

تنها امیدش پشت خیمه ی امام بود!

ساعتی بعد سر نوزادی روی نیزه می درخشید...

همه دور سفره ی هفت سین ساکت بودند تا پدر قرآن را بردارد. پدر مثل هر سال سوره یوسف را باز کرد.

حلقه های اشک توی چشم هایش برق می زد. نقشه ی ما گرفته بود! پدرنامه راباز کرد. این اولین نامه ای بود که از زندان موصل رسیده بود!

لطفا نظرتان را درباره عبارات زیر در یک عبارت کوتاه بفرمایید:

دفاع مقدس: هشت سال تجربه دلدادگی و صحنه عملی برای ارادت به امام حسین علیه السلام

ناشر: فرهنگ‌سازانی که همواره مورد بی مهری قرار گرفتند

کتاب خوب: بهترین دوست دانشمند

شهید مدافع حرم: فرصتی دوباره برای ادعای با حسین علیه السلام بودن

میرزا کوچک خان: عشق من. مردی پایدار و دین‌مدار برای همیشه تاریخ

لشگر قدس گیلان: عبور از اروند

خاطرات جنگ: یادمان شفاهی و مکتوب که مایه عزت و مباهات ماست

گیله‌مرد: نام تک‌تک مردان سرزمینم که در کار سخت جانند و در فدای جان برای اهل بیت (علیهم السلام) سهل جان

حق التحریر: گرفتن و نگرفتنش یکیه!

عاشورا: بزرگترین، حماسی ترین، زیباترین صحنه ای از جانفشانی عاشقانی که ذوب در معشوق شدند.

خرمشهر: ناموس ایران، اولین تجربه عاشقی که هنوز مظلوم است.

چندکتاب دفاع مقدسی را هم برای مطالعه به مخاطبان ما پیشنهاد می کنید...

راز گل سرخ از محسن مومنی درباره شهید صیاد شیرازی. وقتی مهتاب گم شد از حمید حسام به خاطر قلم فوق العاده شیرین و فاخرش. پایی که جا ماند از جناب سید ناصر حسینی. مسیح کردستان از آقای نصرالله محمودزاده. پل معلق از محمدرضا بایرامی. دیلمزاد از محمد رودگر. سوران سرد از جواد افهمی. نفر پانزدهم از جهانگیر خسروشاهی. آواز بلند علی اصغر عزتی پاک. گردان قاطرچی‌ها و رفاقت به سبک تانک هر دو از داوود امیریان

و حرف آخر...

یک نویسنده ادبیات دینی و به تبعش عاشورایی اگر حمایت‌های مالی مناسب نداشته باشد تمام همّ و غمّش این گونه ادبی نمی شود و سراغ موضوعاتی که صرفا وجه مالی اش مدنظر هست هم می رود. در حالیکه همیشه دغدغه شخصی اش ادبیات دینی یا آئینی بوده و هست.


منبع: جهان

 

 

کد مطلب: 34832

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر