یادداشت/

استخراج معادن یا دزدی از طبیعت

استخراج از معادن مانند سرقت از طبیعت بوده و مسؤولان شهری و روستایی باید از اعطای چنین مجوزهایی خودداری کنند.

استخراج معادن یا دزدی از طبیعت

گیلان خبر: خداوند متعال بارها در کتاب‌های آسمانی امر فرموده که برای انسان‌ها خوردنی، آشامیدنی، پوشیدنی و مایحتاج اصلی زندگی را در دل طبیعت قرار داده و بجاست که انسان‌ها به اندازه نیاز خود از آن بهره ببرند اما در این کار زیاده‌روی، افراط و اسراف نکنند.

البته بدیهی است که با رونق یافتن زندگی مدرن، شهرنشینی فزاینده انسان‌ها و نیازهای جدیدی که در جهان امروزی به وجود آمده، خواه یا ناخواه مسئله بهره‌برداری از طبیعت بیشتر و بیشتر می‌شود اما آیا در این بین می‌توان به اصولی متوسل شد که به میانجی آن کمترین لطمات به طبیعت برسد، به این پرسش که چرا طبیعت را تا به این حد باید مهم انگاشت، بسیاری از کارشناسان امر و متخصصانی که با دلسوزی در پی حفظ بنیان‌های طبیعی هستند بسیار گفته‌اند و شنیده‌ایم.

شاید درک این مسئله برای هر یک از ما دشوار باشد که وقتی یک بیل کوچک شن از یک منبع در کوه و دریا بر می‌داریم، همان چیزی را برداشته‌ایم که طبیعت قرن‌ها طول کشیده آن را در آن نقطه متمرکز کند و زمانی که به کلیت بحث استخراج از منابع طبیعی و معادن می‌رسیم می‌بینیم که در کشورهای در حال توسعه مانند ایران که همه حوزه‌های زندگی تحت تأثیر سازندگی استوار شده این امر به مراتب بیشتر مشاهده می‌شود اما قانون در این بین چه می‌گوید.

در پیشگاه قانون اساسی ایران، طبیعت شامل کوه‌ها و دشت و دریا و حیوانات وحشی که در طبیعت آزادانه زندگی می‌کنند از سویی به هیچ کس تعلق ندارند و از سوی دیگر متعلق به تمام ملت ایران بوده و کفیل و مسؤول نگهداری از این بیت‌المال دولت و نهادهای ذی‌ربطی است که دولت آنها را تعیین می‌کند بنابراین این یک اصل اساسی در قانون بوده و زیر پا گذاشتن اصل قانونی جرم محسوب می‌شود.

بیان این مقدمه بارها و بارها تکرار شده سازمان حفاظت از محیط زیست و جریان‌های مردم‌نهاد و خودجوشی که به عنوان دوستداران طبیعت شناخته می‌شوند بارها تلاش کرده‌اند که فرهنگ استفاده صحیح از طبیعت را به مردم بیاموزند و اگر صراحتاً پرسش این نوشته را مطرح کنیم باید بپرسیم، پس مسؤولیت این همه اجحاف و سرقت از طبیعت به‌عهده کیست. 

ایران سال‌هاست از سرقت منابع طبیعی رنج می‌برد و در اثر این سرطان بدخیم، بسیاری از شهرها و روستاها جلوه‌های طبیعی خود را از دست داده‌اند و حاشیه‌های شهر بدل به خرابه‌های کم رمقی شده که به هیچ عنوان امید بازیابی درباره آنها نمی‌رود.

از دریچه سیاست که بنگریم، طرفه اینکه هر رئیس جمهور، نماینده مجلس یا عضو شورای شهری که انتخاب می‌شود کمترین حساسیت را نسبت به مسائل محیط زیستی ندارد، جالب‌تر اینکه حتی در وعده‌های انتخاباتی نیز به این مسئله هیچ توجهی نمی‌شود.

برای مثال نامزدهای محترمی که در سال 1394 برای ورود به مجلس در استان گیلان رقابت می‌کردند هیچ کدام حساسیت چندانی نسبت به استخراج بی‌رویه از معادن نشان ندادند گویا حضرات کمترین اهمیتی را در راستای رسالت خود به محیطی که در آن زندگی می‌کنند نمی‌دهند.

زمانی که با استخراج بی‌مجوز و بی‌رویه از منابع طبیعی مواجه می‌شویم، زمانی که با آلودگی روزافزون اماکن طبیعی عمومی در شهرها و روستاها طرف هستیم و وقتی آلایندگی بی‌حد و حساب شهرها و محیط‌های مسکونی امان مردم را بریده و البته تمام این عوامل در قانون اساسی مکروه و جرم محسوب می‌شود آنگاه در مورد مسؤولان چند گزینه بیشتر باقی نمی‌ماند، آنها یا صلاحیت اداره این مسائل را ندارند و یا سواد آن را.

گزینه دیگر هم این است که آنها از این تخریب‌ها چندان ناراضی به نظر نمی‌رسند و قضاوت را باید مانند همیشه تاریخ به‌عهده مردم نگذاشت اما تحلیل این مسئله رسالتی است که نمی‌توان از زیر بار آن شانه خالی کرد.

نکته بسیار مهمی در این زمینه وجود دارد که غالباً مورد غفلت واقع شده و آن تفاوت مهم و بنیادینی است که بین استخراج «بی‌رویه» و استخراج «بی‌مجوز» وجود دارد.

در استان گیلان هر دو سویه از استخراج وجود دارد، تکلیف استخراج غیرقانونی و بی‌مجوز مشخص بوده و باید بانیان و متصدیان آن به جرم خیانت و سرقت از بیت‌المال به دست دستگاه قضا سپرده شوند اما مقوله شناخت و فهم استخراج بی‌رویه نیاز به دقت و دانشی دارد که ظاهراً مسؤولان به آن نیازی ندارند.

استخراج بی‌رویه ممکن است قانونی و با مجوز انجام بپذیرد و در اینجا مسؤولان شهری و روستایی باید این درک را داشته باشند که از اعطای چنین مجوزهایی خودداری کنند و عامل مهم دیگر در این بررسی درک این حقیقت است که صرفاً داشتن مجوز به معنای قانونی بودن استخراج نیست چه بسا مجوزهایی به دلیل کمبود اطلاع، بی‌سوادی و حتی ندانم کاری مجریان این حوزه به افرادی تعلق می‌گیرد که دندان طمع برای خاک و معدن عمومی تیز کرده‌اند.

آیا چنین مسئولانی را نباید در این گناه عظیم و کبیره که همانا دست تعدی دراز کردن به بیت‌المال است، شریک دانست، در حالی که با پیگیری برخی دلسوزان انگشت شمار در این حوزه «سازمان نظام مهندسی معدن» سال 1381 در ایران آغاز به‌کار کرده با آنکه این سازمان شامل چهار رشته معدن، زمین شناسی، متالوژی استخراجی و نقشه‌برداری است و هسته آن را استخراج، اکتشاف و بهره‌برداری شکل می‌دهد، اما عملاً سطح برداشت‌های غیرقانونی از معادن چندان کاهش پیدا نکرده است. 

در دهه گذشته در کشوری که از انواع نعمات الهی برخوردار است شاهد قریب به پنج هزار و 802 معدن فعال و دو هزار و 836 معدن غیرفعال بوده‌ایم. اما آیا آمارهای رسمی همه چیز را به مردم می‌گویند، آیا این فرهنگ اسلامی و انسانی و عقلانی که حکم می‌کند مسؤولان مردم را از چگونگی دارایی‌های آنها در بیت‌المال و عملکردهای خود در قبال این امانت الهی آگاه کنند، در دهه گذشته هیچ توفیقی داشته است، چنین سازمان‌هایی چرا هیچ گزارشی در قبال استخراج 270 میلیون تن محصولات معدنی که تنها در بازه  زمانی سال 91 انجام شد به مردم و نهادهای عمومی ارائه نکرده‌اند، با این حال بحث حاضر علاوه بر کلیت قضیه، یک مورد خاص را نیز نشانه می رود.  

گیلان استانی است که همواره از این امر در رنج و تعبی روزافزون بوده، استانی محروم با جمعیتی فراوان که نه تنها کمترین بودجه‌های رفاهی و تأسیساتی  برای آن منظور می‌شود بلکه به شکل تأسف باری نوعی بی‌تفاوتی بی‌شرمانه نسبت به آن روا داشته شده است.

حال باید از همین حضرات پرسید مگر این استانی نیست که همیشه به خاطر سر سبزی‌هایش، کوه و جنگل و دریایش، بزرگ مردانی که از آن برخاستند و مقابل ظلم حاکمان فاسد ایستادگی کردند و صنعت گردشگری اش از آن سخن می‌گفتید، پس چگونه است که مقابل ویرانی تدریجی آن هیچ موضعی نمی‌گیرید، به راستی مردم خسته شده‌اند از این که مدام این هاد و فلان اداره آنها را به دیگری ارجاع می‌دهند.

مردم می‌خواهند بدانند چه کسی مسؤول به بار آمدن چنین ویرانی‌هایی است و آن نمایندگانی که در بزنگاه انتخابات برای مردم سفره های نهار و شام پهن می کنند که از آن سفره رأی آنها را برچینند، آیا ذره ای بصیرت ندارند که متوجه شوند این ویرانی های رذیلانه سفره همه مردم گیلان را از نان تهی خواهد کرد؟ 

کافی است حضرات نماینده‌ها و شهرداران دست کم سالی یک بار قدم رنجه کنند و به حوالی شهرهای استان، ییلاقات، مناطق کوهپایه‌ای و حواشی دریای خزر در شهرهای ساحلی استان بروند تا با کوهها و تپه‌های زوار در رفته و نیمه جان و یا گودال‌های خوفناکی مواجه شوند که به دلیل استخراج بی رویه شن و ماسه از سوی سودجویان به این حال و روز افتاده است.

آیا کسب مشورت از کارشناسان و بررسی راهکارهای عملی برای رفع این بحران چیزی است که باید از آسمان اعطا شود، درست است که سالانه ناگزیریم به درصدهای مشخصی از رشد و توسعه شهری تن در دهیم اما تنها راه تأمین مصالح اولیه نابود کردن طبیعت استان نیست.

مسؤولان عمرانی در استانداری گیلان در سال گذشته عنوان کرده اند که نیاز به 10 میلیون متر مکعب شن و ماسه برای اجرای پروژه‌های عمرانی و سایر نیازهای نظام فنی دارند، اجازه دهید این سؤال را مطرح کنیم که اگر هر سال باید چنین مقیاسی از شن و ماسه را به کارهای عمرانی اختصاص دهیم آیا باید آن را از طبیعت گیلان استخراج کنیم.

آیا پس از گذشت دو یا سه دهه، دیگر طبیعتی باقی خواهد ماند؟ آیا بهتر نیست یکبار برای همیشه، بجای آن که نظم و کار بنیادیِ طبیعت را با جهل خود بر هم بزنیم، کاری زیربنایی برای مقر فراهم آوردن مصالح مورد نیاز خود انجام دهیم، اگر قرار است توسعه شهر به قیمت نابودی طبیعت رقم بخورد، نتیجه ساده این معادله، چیزی نیست جز خواندن فاتحه نسل انسان و زندگی اجتماعی مردم و چه سهل‌انگارانه است اگر می‌پندارند که ناقص کردن و خرد کردن یک تپه هیچ تأثیری بر زندگی آیندگان نخواهد داشت و چه خودخواهانه و ستمکارانه است اگر این واقعیت شوم را بدانند و همچنان ریاکارانه آن را انکار کنند.

به گفته کارشناسان امر، شن و ماسه رودخانه‌ای در معرض انتقال در جریان آب قرار می‌گیرند و به این دلیل منابع مطلوبی از مصالح هستند زیرا مواد ضعیف و سست آنها توسط سایش حذف و شن و ماسه بادوام، گرد شده و با دانه بندی مناسب به‌جا گذاشته می‌شود.

کیفیت مطلوب و دسترسی آسان به این منابع شن و ماسه موجب گسترش روز افزون و بی‌رویه استفاده از آن شده که شیب‌های تند، افتادگی بستر و فرسایش سواحل تنها بخشی از نتایج برداشت بی‌رویه مصالح از هر رودخانه‌ای است.

زمانی که خواب خرگوشی هوش از سر آنانی که از مسؤولیت، تنها صندلی راحت و جلسه گذاشتن را می‌فهمند ربوده است، باید با صدای بلند هشدار داد که در گیلان عمق فاجعه بسی بیشتر از استان‌های دیگر است به همین میزان نیز تعداد زالوهایی که خون طبیعت را می‌مکند بیشتر و بیشتر شده است.


منبع: فارس

 

کد مطلب: 23323

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر