مرتضی سخایی

ضرورت تربیت « نویسندگان مهدوی »

جریان انقلاب اسلامی نتوانسته است در تربیت بازیگر، خواننده، نویسنده و شاعر مهدوی موفق عمل کند، باوجوداین همه اندیشکده و مجمع‌های فکری که بانام‌های رنگ و لعاب‌دار در کشور فعالیت می‌کنند، تاکنون اندیشه و فکری برای تولید فیلم، تئاتر، کلیپ، موسیقی و مستندهای مهدوی فاخر نشده است.

ضرورت تربیت « نویسندگان مهدوی »

گیلان خبر: همیشه به این فکر می‌کردم و می‌کنم که چرا در کشورم ایران که انقلابش مقدمه انقلاب جهانی حضرت مهدی (عج) است، خود حضرت مهدی (عج) باید این‌قدر گمنام باشد.

چرا باوجوداین همه اندیشکده و مجمع‌های فکری که بانام‌های رنگ و لعاب‌دار در کشور فعالیت می‌کنند، تاکنون اندیشه و فکری برای تولید فیلم، تئاتر، کلیپ، موسیقی و مستندهای مهدوی فاخر نشده است.

چرا در کلاس‌های بازیگری بارها و بارها «رومئو و ژولیت» و امثالهم اجرا می‌شود اما حتی یک و تنها یک فیلم‌نامه و نمایشنامه مهدوی در کشور امام زمان نوشته‌نشده تا هنرجویان بازیگری بتوانند آن را اجرا و نمره کسب کنند.

چرا جریان انقلاب اسلامی نتوانسته است در تربیت بازیگر، خواننده، نویسنده و شاعر مهدوی موفق عمل کند، آیا این قابل‌پذیرش است که هیچ بودجه‌ای برای تولید آثار مهدوی در سازمان برنامه‌وبودجه کشورِ امام زمان (عج) تعریف‌نشده باشد و از آن مهم‌تر چرا وزارتخانه‌ای به نام «وزارت امور مهدوی» در کشور مهدوی ایران تعریف‌نشده است.

آیا این قابل‌پذیرش است که تولیدکنندگان آثار مهدوی من‌حیث‌المجموع همگی فی سبیل الله و دلی آثاری تولید کنند و هیچ تبلیغاتی برای این آثار نشود و چرا به معنی واقعی کلمه در کشور امام زمان نه خبری از «هنرمندان مهدوی» است و نه «شبکه توزیع و تبلیغات» قوی‌ای که بتواند همین آثار اندک را تبلیغ و توزیع کند تا مشتاقان ظهور و ارادتمندان آن آقای غایب بتوانند این آثار را ببینند، بخوانند و یا بشنوند.

روی سخنم مشخصاً با این افراد است، دوست دارم آن‌ها این یادداشت را بخوانند و کمی روی راهکار پیشنهادی‌ام که فکر کنند.

- ریاست و تک‌تک اعضای محترم شورای عالی انقلاب فرهنگی

- رؤسای محترم قوای سه‌گانه

- وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی

- رئیس محترم سازمان برنامه‌وبودجه کشور

- ریاست محترم سازمان تبلیغات اسلامی

- ریاست محترم سازمان صداوسیما

- مدیران و مسئولان محترم تمام اندیشکده ها و مجمع‌های مذهبی

اگر یکی دو اثر سینمایی و انیمیشن تولیدشده در حوزه مهدویت را فاکتور بگیریم باید بگوییم که ما در حوزه فرهنگ، هنر و رسانه تقریباً هیچ اثر مفیدی دیگری که معرف باور مهدوی ما باشد تهیه و تولید نکرده‌ایم؛ اما همین دو سه اثر تولیدی هم در کشاکش حسادت‌ها و کارشکنی‌های شبکه تهیه و توزیع به‌طور مناسب و درخور توجه معرفی نشده‌اند.

حال باید از خود سؤال کنیم که چه کاستی‌ها و بی‌اعتنایی‌هایی در مسیر ساخت و تولید آثار مهدوی وجود داشته و چه نیازهایی در این راه وجود دارد که باید به آن توجه بیشتری شود تا خلأ موجود در این راه مرتفع شود.

در پاسخ به این سؤال ابتدا باید نقش و جایگاه نویسنده، شاعر، آهنگساز و به‌طورکلی هنرمند مهدوی را در تولید این آثار بدانیم، اگر نقش حیاتی، بی‌بدیل و اثرگذار این قشر برای ما مسجل شد آن زمان است که می‌فهمیم گره کارمان کجاست و آن زمان است که برای باز کردن این گره فکری خواهیم کرد.

همگی واقفیم که هیچ اثر رسانه‌ای تولید نخواهد شد مگر اینکه اتاق فکر و تیم نویسنده‌ای قوی ازلحاظ چهارچوب کلامی آن را پشتیبانی کند، تربیت و پرورش بازیگر و خواننده مهدوی در مرحله بعدی قرار دارد و تا نسل نویسندگان خلاق و خوش‌فکر مهدوی تربیت نشود امکان تربیت بازیگر و خواننده و دیگر هنرمندان مهدوی بعید به نظر می‌رسد.

پس گره کارمان روشن شد، ما هنرمند مهدوی در کشور داریم اما به تعداد بسیار محدود و همین تعداد انگشت‌شمار از این قشر نیز به‌صورت روتین و مرتب آثار مهدوی تولید نمی‌کنند، ضمن اینکه هیچ تشکل و یا نهادی در کشور جود ندارد که در آن تمام نویسندگان، شاعران و آهنگسازان مهدوی گرد هم‌آیند تا به‌صورت سیستماتیک و منظم آثارشان را در آنجا منتشر و یا حداقل آرشیو کنند و شوربختانه اینکه هیچ شبکه تهیه و توزیع مناسبی نیز برای این قشر وجود ندارد تا آثار تولیدی‌شان را به دست مشتاقان ظهور برساند.

اما این گره چگونه بازخواهد شد؛ ایجاد ردیف بودجه‌ای مجزا برای این منظور و تشکیل نهادی شبیه و نظیر نهاد «بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای» برای تولید آثار متنی مهدوی؛ اقدام انقلابی و آتش به اختیار نویسندگان متعهد در گردآوری و ایجاد آرشیو مناسب از آثار متنی مهدوی راهکارهایی برای این امر خواهند بود.

اما چرا تربیت نویسندگان در حوزه مهدویت باید در اولویت باشد، برای پاسخ باید به این نکته اشاره کرد که تمام کسانی که در حوزه رسانه فعالیت دارند نیاز مبرم به نویسندگان و شاعرانی توانمند دارند تا اثرشان در پیام و کلام دچار خلأ نباشد.

فیلم‌نامه‌نویس، نمایشنامه‌نویس و آهنگساز درواقع نویسندگانی هستند که اگر بخواهیم آن‌ها را حذف کنیم هیچ اثری تولید نخواهد شد، برای مثال در یک فیلم سینمایی شخصی به نام «فیلم‌نامه‌نویس» وجود دارد که در ابتدا داستان فیلم به ذهن او خطور کرده و او این داستان را بارها و بارها نوشته و بارها و بارها نوشته‌هایش را تصحیح کرده تا اینکه نهایتاً فیلم سینمایی از «فیلم‌نامه» او استخراج‌شده است.

در تئاتر نیز همین‌طور است، «نمایشنامه‌نویس»، نویسنده‌ای است که داستان تئاتر را می‌نویسد تا بازیگران بتوانند به شکل و شمایلی بصری آن را اجرا کنند.

در موسیقی نیز جزء لاینفک و بسیار مهمی وجود دارد که «آهنگساز» نامیده می‌شود، آهنگساز کسی است که در ابتدا ملودی‌ها از ذهن او می‌گذرد و اوست که این ملودی‌ها را می‌نویسد تا نوازنده از روی نت‌هایی که او نوشته موسیقی را اجرا کند.

آهنگساز به‌تنهایی نمی‌تواند به خواننده یک اثر موسیقی کمک کند. خواننده منهای شعر و متن مناسبش درواقع خواننده نیست.

به‌جرئت می‌توان گفت که در عصر حاضر حتی یک نفر را نمی‌توان یافت که بگوید من نیازی به موسیقی و فیلم در خود حس نمی‌کنم، بنابراین ضرورت دارد افراد تصمیم گیر فکری به حال خلأ متن و نوشته درزمینهٔ های مهدویت بکنند.

متن و نوشته‌ای که قابلیت رسانه‌ای شدن داشته باشد، نویسنده‌اش مشخص باشد، چهارچوب و اسلوب لازم برای تبدیل به فیلم و سریال و مستند و موسیقی را داشته باشد و مهم‌تر از همه به‌روز و مدرن باشد و قابلیت ترجمه آسان به سایر زبان‌ها را داشته باشد.

منبع: فارس

 

 

کد مطلب: 44943

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر