قرار عاشقی 2/ ورود به کربلا؛

وصال سفیران عشق به بوستان بهشت

زمانی که امام حسین (ع) وارد کربلا شد فرمود: «خداوندا به تو پناه می‌برم از کرب (سختی) و بلا؛ این مکان مقدس کرب و بلاست و به خدا سوگند محل ریخته شدن خون ما و خاندان و جایگاه قبرمان و جای اسیری محارم ما است.»

وصال سفیران عشق به بوستان بهشت

گیلان خبر: گل‌های اهل‌بیت به گلزار می‌رسند/ موعودیان به موعد دیدار می‌رسند

این کاروان به  قافله‌ سالاری حسین/ دارند با امیر و علمدار می‌رسند

خدایا حسین (ع) در دعوت خویش، راه عذر و توجیه را بر مخالفان بست، درراه تو خون خویش را نثار کرد تابندگانت را از گمراهی، جهالت کوری، دودلی و شک برهاند و به راه هدایت و تعالی رهنمون گردد.

عشق حسین (ع) زمین و زمان را دیوانه می‌کند، چنین نیست که کسی نام او را بشنود و بی‌تفاوت بگذرد، برای حسین (ع) و با او ماندن لیاقتی می‌خواهد عجیب دست نایافتنی، بیهوده نیست که کوفیانی که نایب امام (ع) را به شهادت رساندند از صف یارانش خارج و به سپاه دشمنان امام (ع) و در مقابل او شدند.

خود سیدالشهدا (ع) می‌فرمایند که مردم بندگان دنیا هستند و دین لقلقه زبانشان؛ حمایت و پشتیبانی از دین تا آنجاست که زندگی‌شان در رفاه است پس هرگاه بلا و سختی حادث شود دین‌داران کم می‌شوند.

اخلاص شرط نوکری حسین (ع)

مگر می‌شود به‌راحتی خریدار حسین (ع) شد، چه‌بسا ده‌ها سال در رکاب جد بزرگوارش باشی و لایق نوکری‌اش نشوی، آخر نوکری حسین (ع) که به این آسانی نیست، باید از صافی اخلاص بگذری و دنیا را بگذاری، عاشق حسین (ع) شدن یعنی عاشق شهادت بودن و چه کسی بدون اخلاص می‌تواند عاشقش باشد وقتی او خالصانه از همه امانت‌هایی که از پروردگار گرفته بود برای زنده نگاه‌داشتن راهش به حراج شهادت گذاشت.

جبرئیل که محرم و یار دیرین نبی خدا (ص) بود مفتخر است و شیفته خادمی امام حسین (ع) مباهات می‌کند به نوکری‌اش «اَلسَلامُ عَلَی مَنِ افتَخَرَ بِهِ جَبرَئیل»، حسینی که در این حد عاشق و شیفته دارد که فطرس را پیامبر خدا تحویل حسین می‌دهد: «وَ عاذَ فُطرُسَ بِمَهدِهِ.»

واقعه کربلا، مبارزه دو مکتب فکری و عقیده‌ای

امروز که از حزب اموی و دارو دسته آن‌ها اثری نیست و قهرمانان این حادثه می‌بایست فراموش‌شده باشند حادثه کربلا رنگ ابدیت به خود گرفته، حادثه خونین کربلا نموداری از جنگ دو رقیب سیاسی بر سر به دست آوردن کرسی زمامداری یا املاک و سرزمین‌ها صورت نگرفته، این حادثه همچنین از انفجار کینه‌های دو طایفه متخاصم که بر سر امتیازات قبیله‌ای درمی‌گیرد سرچشمه نگرفته است.

این حادثه درواقع صحنه روشنی از مبارزه دو مکتب فردی و عقیده‌ای است که آتش فروزان آن در طول تاریخ پرماجرای بشریت از دورترین زمان‌ها تا امروز هرگز خاموش نشده است؛ این مبارزه ادامه مبارزه تمام پیامبران و مردان آزاده جهان و به تعبیر دیگر ادامه جنگ‌های بدر و احزاب بود.

سعی بنی‌امیه برای نفوذ در دستگاه رهبری اسلامی

بنی‌امیه پس از رحلت پیامبر (ص) برای ایجاد یک جنبش ارتجاعی و سوق دادن مردم به دوران پیش از اسلام کوشید که در دستگاه رهبری اسلامی نفوذ پیدا کند، ماهیت این جنبش بنابراین ارتجاعی و ضد اسلامی بود و هرقدر پیش‌تر می‌رفت بی‌پرده‌تر و حادتر می‌شد.

آیا امام حسین (ع) در برابر این خطر بزرگ که اسلام را تهدید می‌کرد و در زمان یزید به اوج خود رسیده بود می‌توانست سکوت کند؟ آیا خدا و پیامبر (ص) و دامن‌های پاکی که او را پرورش داده بودند این کار را می‌پسندیدند؟ آیا او نباید با فداکاری فوق‌العاده و ازخودگذشتگی مطلق سکوت مرگباری را که بر جامعه اسلامی سایه افکنده بود درهم‌شکسته و قیافه شوم این سنت جاهلی را از پشت پرده‌های تبلیغاتی بنی‌امیه آشکار ساخته و با خون پاک خود سطور درخشانی بر پیشانی تاریخ اسلام بنویسد که برای آینده حماسه‌ای جاوید و پرشور باشد؟

آری این است چهره حقیقی قیام حسین (ع) و ازاینجا روشن می‌شود که چرا نام و تاریخ امام حسین (ع) هرگز فراموش نمی‌شود و متعلق به یک عصر و یک قرن و یک‌زمان نبوده بلکه او و هدفش جاودان هستند.

هدف این بود که ماهیت ارتجاعی و ضد اسلامی اموی آشکار گردیده و افکار عمومی مسلمانان بیدار شود تا از توطئه‌های این بازماندگان دورآنجاهلیت و رسوبات دوران کفر و بت‌پرستی آگاه گردند که این هدف به‌خوبی انجام شد.

حکومت یزید با به شهادت رساندن مردان بافضیلت خاندان پیامبر (ص) به‌خصوص امام حسین (ع) پیشوای بزرگ اسلام و جگرگوشه پیامبر (ص)، چهره واقعی خود را به همه نشان داد و کوس رسوایی مدعیآنجانشینی پیامبر را در همه‌جا زد.

چگونگی ورود امام و یارانش به کرب و بلا

زمانی که خبر شهادت قیس به امام (ع) رسید آن حضرت به پهنای صورت اشک ریخت و برای یاران حقیقی‌اش دعای خیر کرد، پس‌ازآن ابی‌عبدالله (ع) راهش را ادامه داد تا به دو منزلی کوفه رسید؛ آنجا حر ابن یزید ریاحی را همراه هزار سوار پیش روی دید اما حر که برای سرکوب کردن یاران امام آمده بود عرض کرد؛ یا اباعبدالله (ع) راهی در پیش گیر که نه تو را به کوفه و نه مدینه برساند تا من نیز نزد ابن زیاد چاره‌ای برای پاسخگویی بیابم و بگویم راهت با من مخالف بود.

حر بن یزید بار دیگر به همراه سپاهی از هزاران مرد جنگی راه را بر حسین‌ابن‌علی (ع) بستند و گفتند عبیدالله در نامه‌ای دیگر از آن‌ها خواسته تا راه را بر فرزندان پیامبر خدا ببندند، آنگاه امام (ع) به حمد و ثنای خدا مشغول و برای یاران اندک ولی باوفایش به صحبت پرداخت که ازاین‌بین، زهیر ابن قین، هلال ابن نافع بجلی و بریر ابن حصین و دیگران بر خواستند و جانانه برای دفاع از خاندان نبی خدا سوگند شهادت خوردند؛ اینان تا آخرین قطره خون به‌پای ولی زمانه خود ایستادند.

پس‌ از این دلدادگی‌های امام و رهروان باوفایش، کاروان به راه خویش ادامه داد تا جایی که سپاه حر نیز گاهی به بازداشتن آن‌ها و گاهی همراهی‌شان می‌پرداخت تا آنکه به کربلا رسیدند، آن روز، دوم محرم بود!

زمانی که امام حسین (ع) نام آن منطقه را دانست فرمود: «خداوندا به تو پناه می‌برم از کرب (سختی) و بلا؛ این مکان مقدس کرب و بلاست و به خدا سوگند محل ریخته شدن خون ما و خاندان و جایگاه قبرمان و جای اسیری محارم ما است.»

نزول امام حسین به کربلا روز پنجشنبه، دوم محرم سال 61 هجری بود، شط فرات یا همان کربلایی که امام آن را کرب و بلا توصیف می‌کنند زمینی است که حضرت جبرئیل به پیامبر خدا (ص) خبر از شهادت پسر فاطمه (س) در آنجا داده بودند.

پی‌نوشت:

-تهذیب الاحکام جلد ۶

-قصه کربلا

-فلسفه شهادت

منبع: فارس

 

 

کد مطلب: 45036

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر