آیدین اسماعیلی

داماش برای رؤیاسازی نیاز به حمایت مسؤولان دارد

داماش به‌عنوان تنها نماینده شمال کشور در فینال جام حذفی تنها یک گام تا تحقق رؤیای شیرین گیل و تالش فاصله داشته و دل‌چرکین از عکس‌های یادگاری مسؤولان در روزهای برد، نیاز به حمایت و بسیج همه‌جانبه صاحبان قدرت در استان گیلان دارد.

داماش برای رؤیاسازی نیاز به حمایت مسؤولان دارد

گیلان خبر: ریشه‌های ما به آب/شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد/ما دوباره سبز می‌شویم ـ قـیـصر امــیـن پــور

تیم فوتبال داماش گیلان، تیمی فارغ از رنگ‌ها، تیمی با تعلق‌خاطر به استان سرسبز گیلان، تنها یک گام تا صعود به آسیا و برآوردن آرزوی «آسیایی شدن» گیلانیان فاصله داشته و در این راه نیاز به حمایت و بسیج همه‌جانبه مسؤولان شهری و استانی دارد، مسؤولانی که حق ندارند تنها در هنگام موفقیت در عکس‌های یادگاری خود را جلوی شات دوربین‌ها قرار دهند.

جام ملت‌های آسیا فرجامی تلخ برای ایرانیان به همراه داشته و عدم راه‌یابی تیم ملی به فینال این مسابقات، کام ایرانیان را تلخ کرد، تلخی حذفی که برای مردمان دیار میرزا کوچک‌خان چندان پایدار نبود.

درست آن هنگام که فوتبال ایران سرگرم مراسم بدرقه کارلوس کی‌روش و مصاحبه‌های موافقین و مخالفین وی بود، تیمی با هویتی مستقل، فارغ از رنگ‌ها، فارغ از هیاهوی بی‌ثمر فوتبال غرق در ادا و اطوار به‌اصطلاح حرفه‌ای کشورمان، به پشتوانه هواداران «تک‌تیمی» خود، خنده بر لبان مردمان دیار باران نشاند.

پیر و جوان، زن و مرد، از آن کودک سه‌ساله تا آن پیرمرد هفتاد هشتادساله مدت‌ها بود که برد و باخت داماش برایشان آن تلخی و شیرینی همیشگی را نداشته و خنده‌هایشان در استادیوم‌های نیمه‌کاره و مستهلک شهر باران عمیق نبود!

اما این بار ورق برگشته است، تک‌تیمی‌های مرکز گیلان فارغ از قرمز و آبی پایتخت! فارغ از تعلق‌خاطر به هیچ‌یک از تیم‌های پایتخت! باید خود را برای نبردی نابرابر مقابل تیمی لیگ برتری در ورزشگاه سردار جنگل رشت آماده سازند، ورزشگاهی که در فراموش‌خانه لیگ دو مدت‌هاست دستی به سر و روی آن کشیده نشده و در دو فصل اخیر با سپیدرود نامش بر سر زبان‌ها افتاده بود، ورزشگاهی که این بار مرکز ثقل دنیا شد برای مردمی که مدت‌های مدیدی خندیدن را از یاد برده بودند.

استادیوم شهری که خنده‌ی هوادارانش را فراموش کرده بود پس از سال‌ها صدای قهقهه گیل‌مردان را شنید، شاید پس از عمری طولانی! شاید پس از چالشی ۱۰ ساله! داماش برد درست جایی که دیگر امیدی به آن نبود، درست در برابر اسطوره‌ای که استاد جام حذفی است، درست سر بزنگاه!

داماش برد زیرا منتسب به رنگ و تیمی از پایتخت نبود، هوادارانش سینه‌چاک تیم دیگری نبودند! آن‌ها جنگیدند تا نشان دهند واژه شوم «شانس» برازنده پسران شهر باران نیست، داماش پیروز شد تا بگوید حتی در لیگ دو نیز می‌توان زنده بود، داماش پیروز شد تا هوادارانش روی سکوها فریاد #داماش_همیشه_زنده_است را این بار رساتر از هر زمان دیگری سردهند!

داماش برد زیرا قلب بازیکنان و کادرش تنها و تنها برای مردم شهرشان و استانشان می‌تپد، داماش برد چون قلب مردم رشت به عشقش می‌تپد، داماش سایپایی را شکست داد که استقلال و صنعت نفت را حذف کرده بود تا لقب خوش‌شانس را به «شگفتی‌ساز» تغییر دهد، اینکه تیمی از سومین سطح فوتبال یک کشور به فینال جام حذفی برسد در جهان کم‌سابقه است، شاید این فینال رنگ و بوی قهرمانی ندهد اما صعود به آوردگاه بزرگ فوتبال کشورمان با دستانی خالی کم از قهرمانی برای هواداران وفادار داماش ندارد.

حالا گیلک‌ها با همان موسیقی دل‌نشین خود، پای‌کوبان منتظر حریفی دیگرند، می‌خواهند خردادی فراموش‌ناشدنی برای فوتبال رشت و گیلان رقم بزنند، داماش ققنوس‌وار از اعماق تاریخ سر برآورده و می‌خواهد دوباره بر فوتبال کم‌فروغ گیلان بتابد.

این‌روزها هنگام عبور و مرور از کوچه و خیابان این شورونشاط را با ذره‌ذره وجودت لمس می‌کنی، دوباره پشت شیشه ماشین‌ها و مغازه‌ها، روی دکه و بیلبوردها این واژه‌ها نقش بربسته است:

#داماش_زنده_است!

#مابرمیگردیم

حالا این فینال و افتخار باعث شده سرشان را بالا بگیرند، بالاتر از همیشه! با همه این وصف‌ها، خوشحالی‌ها و تاریخ‌سازی‌ها یک‌چیز در کنج قلبشان سوسو زده و آزارشان می‌دهد، غم دیده‌نشدن!

اینکه در شهر و استان غریب هستند، اینکه دیده نمی‌شوند یا شاید نمی‌خواهند دیده شوند! تیمی که از لیگ دسته دوم فوتبال ایران به‌عنوان تنها نماینده گیلان به فینال صعود کرده اکنون بیش از هر زمان دیگری نیازمند توجه ویژه مسؤولان شهری و استانی است.

هدف اصلی داماش بازگشت به گذشته پرشکوه خود در لیگ برتر است، همین هدف است که مهم‌ترین اولویت این تیم را صعود به لیگ یک قرار داده تا بلافاصله برای لیگ برتری شدن برنامه‌ریزی کند، تیمی که به فینال جام حذفی صعود کرده و چندصد هزار تن از گیلانیان را سربلند و شادمان به انتظار فینال نشانده نیاز به حمایت ویژه‌تری دارد.

داماش به پشتوانه هواداران تک‌تیمی خود خود با صرف فعل خواستن و تبدیل غیرممکن به ممکن به همه‌ی کسانی که دستی بر آتش دارند یک تلنگر زده است، تلنگری که بیان می‌کند داماش زنده است و برمی‌گردد، تلنگری که شاید مسؤولان را از خواب زمستانی بیدار کرده و توجهشان را به داماش معطوف سازد.

صعود به فینال جام حذفی، فینالی که دروازه آسیا بوده و می‌تواند رونق اقتصادی گیلان و شور و شعف وصف‌ناپذیر مردمان این دیار را به همراه داشته باشد برای مسؤولان شهر و استان چندان پراهمیت نبوده است، شاید آنان هنوز داماش را باور ندارند، مسؤولانی که حتی برخی از آنان حاضر به یک پیام تبریک خشک‌وخالی برای این تیم نشده‌اند، مسؤولانی که با حضور در اردوی داماش می‌توانستند انگیزه دوچندانی به این تیم دهند.

داماش امروز بیش‌ازپیش نیاز به حمایت مادی و معنوی مسؤولان شهری و استانی داشته و با انسجام و همدلی، صعود به آسیا دور از ذهن نخواهد بود، صعودی که همیت و تلاش مسؤولان را در کنار جان‌فشانی بازیکنان داماشی می‌طلبد.

مدت‌هاست وقتی موسم بازی‌های داماش فرا‌می‌رسد جز چند خبرنگار و چند چهره ثابت در جایگاه ویژه – که گویی به صندلی‌های خاک‌گرفته دوخته‌شده‌اند – فرد آشنایی از جنس مسؤولان شهری و استانی در ورزشگاه دیده نمی‌شود، مدت‌هاست که مسؤولان این شهر حتی یادشان نمی‌آید رنگ لباس خاطره‌سازان شهرشان چه رنگی است ولی اکنون با صعود داماش به فینال دوباره بازار عکس و بیانیه داغ شده است، قصه تلخ آن‌که برخی نیز ناراحت از اینکه پیش‌بینی‌شان از باخت داماش مقابل سایپا غلط از آب درآمده و در عکس‌های یادگاری صعود به فینال حضور نداشتند، خود را شماتت می‌کنند! عکس‌هایی که اگر محبوبیت چندانی برایشان به ارمغان نمی‌آورد دست‌کم معروفیت را در پی داشت!

داماش قصه‌ی ما نه نیاز به عکس‌های یادگاری مسؤولان دارد نه به‌به چهچه آنان! داماشی‌ها مرد و زن، پیر و جوان تمنایی دارند؛ تمنای یک نگاه گیرا! داماش قصه ما یادآور آشنایی است در دیار غریبه‌ها با طعم ارغوان! و مسؤولان رنگی شهر یادآور شاخه‌ای جدا از تیمی باریشه و فارغ از هر رنگ و گرایش!

شاخه هم‌خون جدا مانده من
آسمان تو چه رنگ است امروز؟

بازیکنان داماش با قراردادهای مالی بسیار پایین در قیاس با تیم‌های لیگ برتری، تنها به دلیل عرق خود به استان گیلان و هواداران داماش در این تیم توپ می‌زنند، قراردادهایی که تنها یک‌چهارم آن پرداخت‌شده و چشم‌انتظار دریافت مابقی آن هستند، بازیکنانی که بزرگ‌ترین پاداششان، خوشحالی دل هواداران است ولی پرداخت پاداش از سوی مسؤولان، سوا از بحث مادی برایشان ارزش معنوی بالایی خواهد داشت، «ارزش دیده شدن» از سوی مسؤولانی که مدت‌هاست سری به بازی‌های داماش نزده‌اند.

منبع: فارس

 

 

کد مطلب: 47844

ارسال نظر

پربازدیدها

انتخاب سردبیر